ماجرای جنت‌آباد؛ ظهور جامعه‌ای آنومیک و زوال سرمایه اجتماعی

مصاحبه خبرگزاری جمهوری اسلامی با بنده

https://plus.irna.ir/news/84249198/ماجرای-جنت-آباد-ظهور-جامعه-ای-آنومیک-و-زوال-سرمایه-اجتماعی

به گزارش ایرناپلاس، پنجم اسفندماه  ۹۹ میان دو شهروند، راننده یک خودرو با شخصی که از حدود یکسال پیش به دلیل فضای پارک ماشین در مقابل منزلش، مشاجره داشته‌اند، مجادله رخ می‌دهد که ناگهان برادر۴۰ ساله صاحب منزل که به اعتراف خودش در سلامت عقلی به سر می‌برد و فقط نتوانسته برخشمش غلبه کند به مجادله ورود کرده و صاحب خودرو را با ضربات متعدد چاقو (حدود ۶۰ ضربه) به شدت مصدوم می‌کند.
دو روز بعد اعلام شد پلیس توانست در کمتر از ۳ ساعت، ضارب را دستگیر کرده و به مراجع قضایی تحویل دهد.

زیاد ضربه زدم اما نتوانستم خودم را کنترل کنم
این متهم که ۴۰ سال دارد در مورد علت این حادثه به خبرگزاری‌ها گفته، روز حادثه در خانه خواب بودم که با صدای داد و فریاد برادرم از خواب پریدم. رفتم دم در خانه و دیدم که برادرم که چندسالی از من کوچک‌تر است، با دو نفر که چاقو به دست، درگیر شده است. برادرم را خیلی دوست دارم و وقتی دیدم با آن‌ها درگیر شده به سمتشان حمله کردم.

«من با دست خالی به سمتشان رفتم، چون ورزشکارم، اما آن‌ها چاقو داشتند. توانستم چاقو را از آن‌ها بگیرم و با همان چاقو به یکی از آن‌ها حمله کردم که همانطور که در فیلم مشخص است، چندین ضربه چاقو به او زدم. من قصد درگیری نداشتم و از عصبانیت این اعمال را انجام دادم. هیچ سابقه‌ای ندارم و بسیار پشیمانم، می‌دانم زیاد ضربه زدم، اما نتوانستم خودم را کنترل کنم اما نباید این اتفاق‌ها رخ می‌داد.

خشونت عریان؛ پدیده‌ای که عادی شده
اما چرا فضای جامعه تا این اندازه خشونت‌زده است. چرا افراد فکر می‌کنند با ارعاب و خشم راحت‌تر می‌توانند مسائل را حل کنند؟ چرا شهروندان هیچ هراسی از قانون و مجازات ندارند؟
در پاسخ به این پرسش‌ها، شیرین ولی پوری جرم‌شناس و حقوقدان به ایرناپلاس گفت: در بررسی خشونت رخ داده در جنت‌آباد هنوز پرونده شخصیت ضارب تشکیل نشده تا بتوان از جنبه فردی- حقوقی و جرم‌شناسانه، به بررسی علل این واقعه پرداخت اما با توجه به ابعاد علمی _ ظاهری این موضوع و همچنین وقایع مشابه دیگر می‌توان تا حدودی یک بینش و دورنما برای مشخص شدن علل و عوامل این واقعه مطرح کرد.

ولی‌پوری ادامه داد: آنچه که رخ داده، نمودی واضح از «خشونت عریان» است که در سالیان جاری در ملاء عام و انظار عمومی به چندین شکل نمود یافته است. در واقع خشونت و نزاع و نقض حقوق اجتماعی و ایجاد ناامنی در میان افراد به سطحی رسیده که در مرز هشدار است. آمارهای غیررسمی قتل عمد و قتل در اثر نزاع، نشان می‌دهد متأسفانه خشونت در جامعه ایران به میزانی رسیده است که می‌رود تا به پدیده‌ای معمول و متعارف اجتماعی تبدیل شود.

خشونت و نزاع و نقض حقوق اجتماعی و ایجاد ناامنی در میان افراد به سطحی رسیده که در مرز هشدار است و می‌رود تا به پدیده‌ای معمول و متعارف اجتماعی تبدیل شود.راهبردهای پیشگیرانه برای وقوع یک فعل ناقض حقوق اجتماع
این جرم‌شناس افزود: با این مقدمه و با مشاهده فیلم منتشر شده از واقعه، شگفتی‌های فراوانی از جهات متعدد مطرح می‌شود. از جمله عدم تلاش عابران پیاده و یا سواره برای دخالت جهت توقف موضوع، عدم توجه ضارب به التماس‌ها و استمدادهای مضروب و یا استمرار ضرب(۶۰ ضربه) از سوی ضارب با آن درجه و شدت از قساوت و خشونت در حالی که شغل ضارب هم بنابر گفته خودش شغلی خشن محسوب نمی‌شود(نقاش ساختمان) که موجب خشونت‌گرایی او یا قساوت قلبش شود.

بنابراین به جهت یافتن راهبردهای لازم و پیشگیرانه، پرداختن به چرایی بروز چنین واکنش‌هایی از طرف افراد در مواجهه با مشکلات و یا رفتارهایی که مطلوبشان نیست بسیار ضرورت دارد.

ضعف مهارت‌های بازداری و باور به حل از طریق خشونت
این حقوقدان با بیان اینکه برای وقوع یک فعل ناقض حقوق اجتماع و پدیدار شدن آنومی، علل بسیاری دخالت دارند، توضیح داد: ویژگی‌های شخصیتی _ خانوادگی _ تربیتی و فقدان عواملی مانند نبود همدلی و بخشندگی، کمبود مهارت‌های کنترل خشم، وجود باور به حل سریع‌تر و بهتر مسائل از طریق خشونت، از جمله علل بروز رفتارهای خشونت بار است.

وی همچنین کاستی‌های شناختی و ضعف مهارت‌های بازدارنده، عدم اعتماد لازم و بایسته به عملکرد «ناظم اجتماعی» که می‌تواند از هر جهت از تضییع حقوق افراد بالاخص در وضعیت‌های فوق‌العاده(مانند این زمان که در همه‌گیری کرونا هستیم) جلوگیری می‌کند و در مواردی نیز وجود اختلال‌های روان‌شناختی در کنار ضعف در تربیت دینی را از سایر دلایل این رفتارها می‌داند.

ولی‌پوری ادامه داد: شوربختانه در جامعه امروز ایران، این فقدان‌ها بسیار زیاد است. از طرفی به دلایل مختلف پدیدارشناسی، می‌توان گفت در خانواده‌ها مانند گذشته بر جنبه‌های تعلیم و تربیت و درونی‌سازی دستورات اخلاقی _ انسانی تاکید و نظارت وجود ندارد و از طرف دیگر وجود نابسامانی‌های اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و حتی مذهبی و اعتقادی، نوعی آشفتگی شخصیت فردی _ اجتماعی ایجاد کرده است که افراد را به سوی یک بی‌تفاوتی منشی _ عملکردی _ تربیتی و بی‌توجهی اعتقادی _ اخلاقی سوق می‌دهد.

ظهور جامعه‌ای آنومیک و زوال سرمایه اجتماعی
وی افزود: در اینجا داریم از زوال و نابودی سرمایه اجتماعی سخن می‌گوییم. همان سرمایه‌ای که فقدانش مساوی با ظهور جامعه‌ای آنومیک(آنومی، از ریشه یونانی به معنای نبود قانون و ارزش) است. بنابراین در یک مفهوم تبارشناسانه با توجه به مجموع و برآیند این بی‌تفاوتی‌ها و بی‌توجهی‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت: اول اینکه چنین رفتارهای ناقض نظام اخلاقی _ انسانی _ حقوقی در جامعه، نشان‌دهنده فقدان سیاستگذاری‌های درست و بایسته و شایسته در نظام مدیریتی _ تربیتی در سطح کلان و عدم توانمندی مسئولان برنامه‌ریز و ناظر رشد و بالندگی تابعان اجتماعی است. یعنی همان کسانی که موظف به اجرا و نهادینه کردن اصل سوم قانون اساسی در جامعه هستند.

این جرم‌شناس ادامه داد: دوم اینکه متولیان امر در ابعاد مختلف پیشگیری از وقوع آنومی و آسیب‌ها نتوانسته‌اند الگوسازی‌های لازم و مورد نیاز را انجام داده و در معرض و دسترس عموم قرار دهند و چه بسا به شیوه‌های مختلف و با عملکردهای نابجا و حتی نابخردانه یا کج‌سلیقگی‌های مدیریتی _ سیاستگذاری، آموزش‌های خشونت‌زا را هم ترویج داده‌اند. از جمله این کج‌سلیقه‌گی‌ها و نابخردی‌ها می‌توان به انواع اجرای مجازات‌ها در ملاء عام اشاره کرد که به قصد ارعاب و بازدارندگی(یعنی همان نظریه‌ای که شکستش بر اهل تعقل و تخصص پوشیده نیست) هنوز اصرار می‌ورزند.

صداوسیما و ترویج خشنونت
به گفته وی، از دیگر سو در صداوسیما که خود یکی از مهم‌ترین ابزار آموزشی در جامعه است به دلیل نداشتن سیاست‌گذاری برای برنامه‌های این رسانه، به پخش و تکرار برنامه‌ها و فیلم‌های خشونت‌زا، فقط به قصد پر کردن آیتم‌های روزانه شبکه‌ها مبادرت می‌کنند. در حالی که بسیاری از این فیلم‌ها، ملکه اذهان شده و می‌تواند راه‌ و روش ظهور خشونت در ابعاد مختلف را آموزش دهد و بویژه در این دوران همه‌گیری که به‌گونه‌ای از انحاء ظرفیت همه افراد کاهش یافته، صداوسیما می‌توانست وسیله‌ای بسیار مفید برای فرهنگ‌سازی و افزایش توانمندی‌ها و ظرفیت‌های روحی _ روانی افراد باشد.

پیامدهای جامعه بی‌تفاوت به پارادایم‌های اخلاقی- انسانی
این حقوقدان معتقد است، از طرفی دیگر رفتارهای متولیان جامعه که به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین الگوهای مطرح در جامعه هستند می‌تواند مرزهای اعمال خشونت را تعیین کند زیرا «الناس علی دین ملوکهم»!
نکته سوم اینکه در چنین جامعه‌ای که راه‌های خشونت‌زا به وفور ترویج می‌شود؛ افرادی پرورش خواهند یافت که برای حل هر مساله به جای تفکر و یافتن پاسخ درست براساس مهارت‌های ضروری؛ به مشاجره و پرخاشگری، مشت و سیلی و سلاح و... متوسل می‌شوند.

این جرم‌شناس یادآور شد: یک جامعه بی‌تفاوت و بی‌توجه به ارزش‌ها و پارادایم‌های مهم اخلاقی _ انسانی که از مبانی تربیتی _ اخلاقی_ انسانی فاصله گرفته باشد، جامعه‌ای خطرناک است که امنیت فردی_ اجتماعی درآن به شدت کاهش یافته و خدا نکند افراد به این باور برسند که بی‌پناهند و یا اعتمادی به سیاست‌گذاری کلان اجتماعی نیست که در این صورت برای صیانت از خود و تعلقات فردی _ اجتماعیشان، خود تصمیم‌گیرنده و مجری می‌شوند.

جرم شناسی رشدمدار درفیلم جن گیر

به لطف کرونا،در این روزهای قرنطینه،قسمتی ازبرنامه ی روزانه مان به تماشای فیلم می گذرد.البته به دلیل حال وهوای ناشی ازفوت پدرم واینکه به شدت درتلاشیم تا افسردگی مستولی برخانم والده راکم کنیم،لذابیشترفیلم های موردعلاقه ی ایشان را که شامل سریالهای کره ای هستند،تماشامی کنیم.روزی تقریباً5قسمت!!خدارحم کند!

بالاخره2-3روزقبل همراه پسرم تصمیم گرفتیم درساعاتی که مادربزرگ مشغول استراحتندبرای آرامش وارتقای روح وروان خودمان هم که شده فیلمهایی ازجنس دیگر! تماشا نماییم.اولین فیلم،1408بود با بازی عالی جان کیوزاک ! بعدازفیلم باپسرم تحلیلهای بسیارخوبی داشتیم .شاید درنوشتاری به آنها پرداختم.

اما فیلمی که این دو روزاخیرتماشا کردیم،جن گیر 1و2 بود.اگرعمری باشد فردا3را تماشا خواهیم نمود.درواقع من انتظار داشتم فیلمی ترسناک وسراسرpanic تماشا کنم.شاید معنا والمانهای ترس با سن،تغییرمی کنند.شایدهم مفهوم و سمبل های ترس تحت شرایط زمان ومکان،بالاخص زمان،تغییر نمایند.چون در جن گیر1 حتی گریه هم نمودم.

وقتی پسرم دلیل گریه ام را پرسیدند پاسخ دادم:می دانی چرا ریگن(نام دخترداخل فیلم)،به سراغ احضارروح رفت؟آیاواقعاً خودش آن وسیله ی بازی احضارروح کاپیتان هودی راتهیه نموده بود؟به نظرشما اگروالدینش ازیکدیگرجدانمی شدندبازمحل بازی این دخترنوجوان که تازه واردسن بلوغ شده بود،زیرزمین خانه بود؟اگرپدر،بعدازجدایی نسبت به فرزندش مهرورزی می نمود وساعاتی رابااو می گذراندآیااین دخترنوجوان لحظات تنهاییش رادر زیرزمین وباوسایل بازی عجیب وغریب می گذراند؟آیااگرمادربه جای اینکه تادیروقت مشغول بازی درفیلم باشد،خودرامقیدمی نمودکه بافرزندی که درمرزبلوغ است بیشتروقت بگذراند،دخترنوجوان،بی پناهیش رادرتاریکی های زیرزمین خانه سپری می نمود؟آیااگر به جای غرق شدن درشغل،مادرریگن کمی هم به مسائل ریگن توجه داشت،بادیدن وسیله ی بازی عجیب او،بی تفاوت ازکنارش برمی خاست؟لااقل اگر به جای آن همه خدمتکار وراننده و آشپزو...یک پرستاریا پارتنریا...برای اوقات فراغت ریگن درنظرمی گرفت بازدخترنوجوان،تنهاییش را باارواح تقسیم می نمود؟ودهها پرسش دیگرکه قابل طرحند!

فرزندم که مبهوت شده بودباخنده گفتند:مادرجان!این فیلم است.شماچرااینقدرجرم شناسانه وجنایی آن راتماشا می کنید؟ازاینها گذشته یعنی می گوییداگروالدینش ازیکدیگرجدا نمی شدنداین اتفاقات برای ریگن نمی افتاد؟یااگرمادرش خانه داربود،ریگن به سراغ این بازیها نمی رفت؟

درحالی که به فرزندجوانم که مسافر آخرین سالهای بلوغ است و تظاهرات شباب برچهره اش خودنمایی می کند، می نگریستم، گفتم عزیزدلم،پاسخ هیچ یک ازسوالات شمارانمی توان قطعی داد.همه ی امورما به نظر نسبی می رسند.برای رخ دادن یک حادثه یا حتی وقوع یک جرم نمی توان تنهاوتنها به ذکر یک یا حتی چندعامل محدود بسنده کرد.برای وقوع یک اتفاق یقیناً بایدمجموعه ای ازاسباب و علل را درنظرگرفت.

اما آنچه درمعنای اگزیستانسیالش می توان معنانموداین است که جوهره ی ذات والدین برای حمایت وکاهش آسیب های اطراف نسل بعد تعریف می شودومعنامی یابد.اگرقرارنیست یا نمی خواهند ویا نمی توانندبه هردلیلی نقش والدین داشته باشند،امری دیگراست ولی وقتی پابه این نقش گذاردندمعنای زندگیشان باتوجه به این نقش تعریف می شود.

این نقش ومعنا دقیقاًازهمان زمان انعقادنطفه شروع می شود. ازهمان زمان هردویشان درمقابل این موجودعزیز،تکالیفی برعهده دارند.موجودعزیزی که قراراست جهان بعدازوالدین را اداره نماید.پس این نقش ازهمان ابتدای موجودیت ورشد تازمانی که برومندمی شودبردوش والدین است وهیچ چیزمانع ایفای این نقش وتکلیف نمی شود.

به خاطربسپاراولین معلم کودک،والدینش هستند.معلم در نظام آموزش رسمی براساس فوندانسیونی که والدین آماده نموده اند،اقدام به ساختن بنامی نمایدواین همان نکته ی مهمی  است که کمترموردتوجه قرارمی گیرد و اغلب مغفول می ماند.

اما این که پرسیدی چرا حتی فیلم را ازمنظرجرم شناسی تماشا می کنم این سخن سهراب سپهری عزیز برایم تداعی شدکه:"میوه ی کال خدارا آن روز،می جویدم درخواب"!عزیزم،اگرتخصصت رابرای ارتقای آگاهی خودت وجهت خدمت به ابنای بشرانتخاب کرده باشی،محال است حتی خوابهایت،ازآن دورباشند!

خوب وبد این نظر رامختاری که قضاوت نمایی!

گفتگوی حبرگزاری رضوی با بنده

http://razavi.news/fa/news/37910/%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%BA%D8%AA-%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D9%87%D8%AF

🌹دخترک دوست داشتنی من❤️

📆6 اسفند1397
🆔🍀 @criminalsociology

 

بایدزودترازاینهابرایت می نوشتم ومی گفتم چقدرازدیدنت،بودنت وداشتنت شاکروخرسندم.هرچندهرلحظه نجواهاکه نه،فریادهای شورانگیزم بخاطرباتوبودن گاه حتی برادرمحجوب وپدرصبورت رابه ستوه می آوردولی برای من خنده هایی که به تازگی همراه صداشده اندازسوی تو، تمام نگاههای شماتت آمیزآنهاراسهل و حتی دوست داشتنی می کندوالان که باسری داغ برروی متکاغنوده ای وهمه می بینیم چطورشجاعانه باآزاررویش اولین دندان دست وپنجه نرم می کنی،هربارکه سرداغت رابه لبانم نزدیک می کنم وحین بوسیدن موهای نرمت عطروجودت راباتمام وجودم می بلعم،آرزو می کنم که ای کاش این داغی الان بااین استنشاق وبوسه به من منتقل می شد.

❤️عزیزکم
به خاطردارم که وقتی دریافتم تودرکنه جانم لانه کرده ای،پس ازسالهامرارت وخستگی احساس پیروزی نمودم وباورم شدتوشیرین ترین پاداشی هستی که به من عطاشده ای.همیشه باورداشتم برای دست یابی به شیرین ترینهابایدخواستنشان راازاعماق وجودبپرورانیم ومن خواستن تورادراعماق وجودم پرورانده بودم.

❤️قلب مادر
هرچنددوران لانه گزینی ات دروجودم بسیارسخت سپری شدچون طبیعت تورابسیاردیربه من ارزانی داشت اماهربارکه حس می کردم فرشته ی کوچکی دردرون من درحال نفس کشیدن وارتزاق است،ازوجدبه خودمی بالیدم وزمزمه های عاشقانه ام رانثارش می کردم تااینکه....دریافتم این فرشته ی کوچک؛دختراست!

❤️محبوب دل مادر
امیدوارم هیچ گاه در زندگی،برزخ خوف ورجاءرا تجربه نکنی وامیدوارم آنقدرآموزه های اکتسابیت مفیدباشندکه شجاعانه باهرچه پیش می آیدمواجه شوی ومسئولیت امورارادی خودرابرعهده بگیری و باآنچه طبیعت برایت تعیین می کندفکورانه وحساب شده برخوردنمایی!
چندروزطول کشیدتامادر،بتواندخودرابادختربودن این میهمان عزیزوفق دهد.چندروزی که سراسرباحیرانی گذشت.نمی دانم چراتصورنمی کردم دخترباشی.نه اینکه به قول برخی که درست هم می گویند"مردم ایران اکثراًپسردوست هستند"من هم جزءآنان باشم.خیر.بلکه به دلیل نوع آسیبهای موجوددراجتماع که هرروز هم درحال افزایشندونوپدیدهم شده اندمدام تصورمی کردم دخترداشتن یک توان وهمت مضاعف ویک بینش و اندیشه ی فوق العاده می طلبد.دلیل این نوع استنتاجم یحتمل بخاطربرادرفوق العاده ات است که تااین مرحله ی سنی اش همیشه موجب آرامش روح وجانم بوده وهیچگاه دغدغه ای برایم فراهم نکرده جزدغدغه ی درسی که چگونه می توانم شرایط بهتری برای تحصیلش فراهم نمایم وچطورمی توانم موجبات اعتلای فکری-اجتماعیش راتسهیل گردانم.
...هنوزسرت داغ است وامشب عجیب داغی برجان من نشسته.دیدگانم نگران این مبارزه ی خاموش توبااین روندطبیعی است که درحال طی کردنش هستی!آری!می دانم طبیعی است ولی مادرباتمام بندبندوجودش آرزوداردبه جای تومیزبان این هُرم وجودبود!

🆔🍀 @criminalsociology

❤️نازنین ترینم
امشب ازتوبابرادرت بسیارسخن گفتم و ازدغدغه هایم پرده برداشتم.ازاینکه این موجودعزیزراچگونه به دست اجتماعی بسپارم که درآن آتناهاوستایش هابه عنف موردهجوم خوی شریرانه ی انسانی قرارمی گیرندوازعرصه ی هستی دورمی شوندومادران می مانندویک عمرداغ فقدان عزیزشان بردل واستخوان غم درگلو!
امشب درداغ سرت بخاطررویش دندانت اشک می ریزم وخون جگرمی خورم!فرداچطورمی توانم تنش های ضرب واربی رحمانه ی اجتماع پلیدرابرپیکرگلبرگیت تاب آورم؟!آری دخترکم به فرداهامی اندیشم وتوان ممانعت از جولان این افکارراندارم!
قراراست تورابه دست کدامین گرگ صفتی بسپارم که27بارازدستش بگریزی وبازبه سوی اوبازگردی؟!ازفرداهامی ترسم!ازاینکه تورادراین زمان به این دنیاآوردم،می ترسم!ازاینکه نتوانم توراآنچنان که لازمه ی این جامعه ودنیاست پرورش دهم،می ترسم!ازاینکه روزی نه ازروی عشق،بلکه ازروی لاعلاجی به فردی که بویی ازانسانیت و مردانگی نبرده پناه ببری،می ترسم!ازاینکه درسیستم آموزشی درس بخوانی که نتواندتورابرای یک زندگی و اجتماع انسانی تربیت نماید،می ترسم!ازاینکه درسایه سارقانونی زندگی کنی که نتواندتورابه عنوان یک انسان،فارغ ازجنسیت،حمایت نماید،وبرایت امنیتی که شایسته ی یک انسان است فراهم کند،می ترسم!ازاینکه درجامعه ی زنانه ای زندگی نمایی که حقدوحسادتهافرصتهای پیشرفتت رابسوزاندویامنزویت نماید،می ترسم!ازاینکه اجازه ی فکرواندیشه رازتوبگیرند،می ترسم!وازاینهاسخت تر...ازاینکه زمانی باهمه ی اینهامواجه شوی ومن نباشم که آغوشم رابرای آرامش وتسکینت بازنمایم،می ترسم!

سندرم تکان کودک ،کودک بزه دیده یابزهکار؟

سندرم تکان شدید SBS نوعی آسیب دیدگی شدید مغز است و زمانی اتفاق می افتد که فردی بزرگسال نوزاد یا کودک خردسالی را با خشونت تکان دهد. اصولا این نوع کودک آزاری، نتیجه عصبانیت و اعمال رفتارهای خشونت آمیز کسی است که سعی می کند هر طور شده صدای گریه کودک را ساکت کند. گاهی اوقات نیز این سندرم در کودکان خردسال و پیش دبستانی بروز می کند که والدینشان آنها را به خاطر آموزش توالت رفتن یا کج خلقی، مورد آزار و اذیت و تکان های شدید قرار می دهند.


هرچند افرادی هم هستند که هنگام سرگرم کردن کودکان کم سن و سال، آنها را اصطلاحا به هوا می اندازند و از خنده و شادی آنها لذت می برند وهیچ نوع سوءنیتی نسبت به طفل و کودک نداشته و حتی خواهان مفرح نمودن شرایط هستند!


اما بهتراست بدانیم محققان تاکید دارند که این اقدام و یا تکان دادن شدید فارغ ازانگیزه ی انجام آن و به هر دلیل، سلامتی و حتی زندگی کودک را به خطر می اندازد. محققان آمریکایی در یک مطالعه گسترده جدید، نظر صدها پزشک را در خصوص سندرم تکان کودک براساس موارد درمانی جویا شدند؛ نتیجه این بود که چنین رفتاری آسیب های جدی به کودک وارد می کند. آسیب های یاد شده می تواند کشنده و شامل هماتوم ساب دورال (تجمع خون در مغز)، خونریزی جدی شبکیه، کما و یا حتی مرگ شود. خون مردگی داخل مغز یا هماتوم ساب دورال (زیر سخت شامه) به خونریزی گفته می شود که تجمع خون و لخته (هماتوم ) در زیر خارجی ترین غشا از سه غشای پوشاننده مغز را به همراه دارد.


وقتی سر کودکی با شدت به جلو و عقب تکان داده می شود، مغز او با جمجمه یا همان کاسه سر برخورد کرده و باعث ضرب دیدگی، خون مردگی، تورم، فشار و خونریزی در داخل و اطراف مغز می شود. گاهی اوقات این برخورد موجب خونریزی در شبکیه چشم می شود. ممکن است در ناحیه ستون فقرات یا گردن هم دچار آسیب دیدگی شود و حتی استخوانهایش بشکند. میزان آسیب دیدگی، بستگی به شدت و مدت زمان تکان و لرزشی دارد که کودک تحت تأثیرش قرار گرفته، اما معمولا ۵ تا ۱۰ ثانیه تکان شدید می تواند کودک را دچار یک آسیب دیدگی دائمی و شدید کرده و حتی باعث مرگ او شود.


علائمی که می توان دریافت کودک دچاراین سندرم شده و بستگی به میزان آسیب دیدگی مغز داردعبارتند از استفراغ ، خواب آلودگی ، تند خویی  و تحریک پذیری که همه ا ز جمله علائمی هستند که کمتر به چشم می آیند . کودکی که دچار سندرم تکان شدید  شده ، کم اشتها شده نمی تواند به خوبی شیر بخورد . چشمهایش را بر روی اشیاء متمرکزنگاه می دارد . از آنجایی که در این سندرم سلولهای مغزی آسیب دید ه و میزان اکسیژن در مغز کاهش می یابد ، تغییرات نورولوژیکی در سطح وسیعی اتفاق می افتد . در موارد شدید تنقس کودک با اشکال مواجه شده و حتی دچار غش یا نارسایی قلبی می شود . حتی ممکن است هوشیاری اش را از دست داده و به کما برود .


ازجهت جزایی می توان وقوع هریک ازاین پیامدها را ازجنایت علیه نفس واطراف تا منفعتِ کودک تقسیم بندی نمود و می تواند برای مرتکب از قصاص نفس تا دیه را به عنوان کودکِ بزه دیده، درپی داشته باشد(سندرم تکان شدید ممکن است کودک را دچار عوارض جبران ناپذیری کند، از جمله:آسیب دیدگی چشم یا نابینایی،مشکلات شنوایی،ناتوانی در گفتار،آسیب دیدگی ستون فقرات و گردن،اختلال در یادگیری،اختلال در رشد یا کند ذهنی،اختلالات رفتاری،صرع،فلج،مرگ).اما اگرمرتکب شانس بیاورد و هیچ یک ازاین اتفاقات رخ ندهد، چه تأثیری برآینده ی کودک خواهدداشت؟

ادامه نوشته

دادگستری را دریاب/دکتر مجتبی فرحبخش عضو هیأت علمی دانشگاه

 جناب آقای آوایی

با سلام و احترام

دادگستری را دریاب

دکتر مجتبی فرحبخش عضو هیأت علمی دانشگاه

 

نیک میدانم که به مناسبت ردای تازه وزارت و  افتتاح جدید وزارتخانه، سیل  تبریکات و شادباشها به سمت شما روان و دوان است . امید که این دلنوشته را هم از دل امواج این سیل خروشان برگیرید و بخوانید. اگر چه تلخ است ولی حق است . مبادا  طنین غم آلودش در هیاهوی خروشان امواج به گوش نرسد و ره به جایی نبرد.

 

گفته اند که وزیر به یک معنا کسی است که تحمل بار گران می کند و وقتی که مضاف دادگستری می گردد معنایی که عارض ذهن می شود آن است که وزیر دادگستری تحمل بار گران دادورزی و عدالت گستری می‌کند . البته با نگاه به اصل ۱۶۰ قانون اساسی و قانون وظایف و اختیارات وزیر دادگستری به وضوح در می یابیم که اسم به مسمی وفادار نیست و وزیر دادگستری در مقایسه با هم قطاران، نه بار گرانی تحمل می کند و نه نقش سترگی در دادگستری دارد. البته این دلنوشته به سطور متون قانونی نمی نگرد بل به بین السطور می نگرد و با اتکا به تجربه اندوخته و دغدغه افروخته آن وزیر خوشنام ،چشم امید به حسن تدبیر ش می دوزد تا مگر  شعله داد دادگستری همیشه برافروزد و بیداد را بسوزد.   سر اینکه مخاطب این دلنوشته شمایید نه دیگران، آن است که:

 

اولا ) به تازگی ردای وزارت به تن کرده اید .

 

ثانیا)  بالیده و پرورده دادگستری هستید و بالطبع  تعلق خاطری عمیق به خانه خود دارید. مثل دیگران میهمان زودگذر نیستید که چند روزی کلید عدالتخانه را در دست می گیرند و چند صباحی میزبانی می کنند و آنگاه عمارت به دیگری وا می گذارند. چشم امید به این میزبانان زودگذر  بستن خطاست و رهی به دهی نمی گشاید .

 

خاصه رئیس فعلی دستگاه قضا که هزار سودا در سر دارد. مرد فقاهت است و اهل فلسفه و صاحب دغدغه . ولی نه دانش آموخته علم عدالت است و نه تجربت اندوخته فن قضاوت. دادگستری یکی از دلمشغولیهای اوست. هم طالب فقه می پرورد هم کتاب فلسفه می نگارد. هم بر کرسی خبرگان تکیه می زند و هم مصلحت نظام می سنجد و هم دلنگران جام برجام است که مبادا چینی ظریفش ترکی بردارد.

 

ادامه نوشته

چرا قانون در برایر اسیدپاشی سکوت کرده است

متن مصاحبه ی بنده با ایلنا که درخبرگزاریهای مختلف ازجمله آفتاب،ایران وتابناک،منعکس شده است.

 

http://www.tabnakmarkazi.ir/fa/news/444460/چرا-قانون-در-برایر-اسیدپاشی-سکوت-کرده-است

 

همزمان با وقوع چند ماجرای اسیدپاشی درکشور که نگرانی هایی نیزبه دنبال داشته است, جرم شناس ها, معلق شدن یا صدورقرار منع تعقیب برای اسیدپاش ها را یکی ازعوامل گستاخ ترشدن مجرمان دانسته وتأکید می کنند درصورت ادامه این روند ممکن است با افزایش این قبیل جرایم روبه روشویم

«مرد 40 ساله پس از درگیری با اعضای یک خانواده در پارک فدائیان اسلام به منزل خود رفت، با تهیه یک ظرف اسید به پارک بازگشت و بدون اینکه بداند چه کسی مقابلش قرار دارد؛ روی ۱۶ نفر اسید پاشید.» «فردی در کرمانشاه به بهانه دریافت مدارک خودرو به منزل پدری همسر سابق خود مراجعه و پس از درگیری لفظی با مادر همسر سابقش اسید موجود در داخل قوطی پلاستیکی را که از قبل آماده کرده بود به طرف او پاشید وگریخت.»

اینها خبرهایی است که هفته گذشته درصدراخبار رسانه ها قرارگرفت. البته طی سال های اخیر کم نبودند؛ خبرهایی از این دست که تیتر رسانه ها را به خود اختصاص داده اند؛ «حادثه اسیدپاشی های زنجیره ای در اصفهان که مهر ۱۳۹۳ به وقوع پیوست و در جریان آن، حداقل چهار زن جوان مورد حمله قرار گرفتند که یکی ازآنها به طرزدلخراشی کشته شد.ویکی دیگر ازقربانیان نیزنابینا شد.» «دختر ۲۹ ساله ای که حاضر به زندگی با همسر معتاد خود نبود، از سوی اعضای خانواده اش مورد اسیدپاشی قرار گرفت.»

«معصومه عطایی در شهریور سال ۸۹ از سوی پدر شوهر سابقش هدف اسیدپاشی قرارگرفت.علت این جنایت هولناک نیز مخالفت معصومه در مقابل اصرار پدرشوهر برای بازگشت به زندگی سابق بود.

«محسن یکی دیگرازقربانی های اسیدپاشی است که از سوی یکی از همکارانش با سه لیتر اسید هدف حمله قرار گرفت و از ناحیه چشم راست، گوش و بینی دچار آسیب دیدگی شدید و حتی چشم راستش نیز به طور کامل تخلیه شد. علت این واقعه هولناک هم سوء تفاهم اعلام شد.مهندس جوان کرجی نیزچند ماه قبل مقابل خانه اش هدف اسیدپاشی فرد ناشناسی قرارگرفت ویک چشمش را ازدست داد.

اینها نمونه هایی ازخبرهای مربوط به جرمی خشن و گاهی خیابانی است که بیم آن می رود در کشور شایع شود.در برخی نظریه های جامعه شناسی ساختار و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به عنوان واقعیت های اجتماعی علت بروز رفتارهای متفاوت در افراد محسوب می شود. اما برخی صاحبنظران نیز شکاف طبقاتی و نابرابری اجتماعی را در بروز خشونت ها دخیل می دانند. اینکه فرد در بروز مشکلات اقتصادی و اجتماعی دچار سرخوردگی شود و با نبود نظارت های اجتماعی و نهادهای تأمین کننده امنیت به رفتارهایی سوق داده شود که مهم ترین آن برهم زدن امنیت و نظم اجتماعی است که در سال های اخیر اسیدپاشی از بارزترین آن به حساب می آید.

شیوع رفتارهای خشونت آمیز

شیرین ولی پوری (جامعه شناس جنایی) در این باره می گوید: «مشکلات اقتصادی یا شکاف های طبقاتی به علاوه ناکامی های جنسی در این مسأله دخیل هستند و مجموع اینها باعث شده است که ابراز خشونت و شکل آن تغییر کند.باید این مسأله را قبول کنیم که خشونت با آنچه در گذشته رواج داشته، متفاوت شده است. پدیده اسیدپاشی به عنوان یکی از انواع خشونت ها حمله ای است که نه به قصد قتل، بلکه به طور معمول برای انتقام و نابودی زندگی اجتماعی و آینده قربانی انجام می شود که در مواردی منجر به مرگ قربانی نیز می شود. آنچه مسلم است اینکه خشونت ریشه های بسیاری دارد. اما درحال حاضر تنها تحقیق عملی که در خصوص آن انجام شده است، به سال های ۸۳ تا ۸۹ و به مطالعات انجام شده در بیمارستان شهید مطهری برمی گردد که شامل بیماری های سوختگی ناشی از خشونت است و بعد از آن هیچ تحقیق جامع و علمی در رابطه با خشونت صورت نگرفته است.

سکوت قانون در برابر اسیدپاشی

ولی پوری در ادامه تأکید می کند: «برای اسیدپاشی هدف خاصی تعریف نشده است و می تواند شخصی و جمعی باشد. اهداف شخصی به صورت پرخاشگری فردی جلوه می کند. مثل همان مردی که در هفته گذشته با وجود ۴۰ سال سن اقدام به اسیدپاشی کرد و بنا به گفته او انتقام گیری موجب بروز این رفتار شده است.

براساس آمار اعلام شده، اغلب مصدومان وقربانیان اسید پاشی کودکان و زنان ۴ تا ۳۶ سال هستند؛ یعنی خشم به اندازه ای در رفتار او بروز پیدا کرده است که صرف نظر از اینکه اسید را روی چه کسانی می پاشد، نظم اجتماعی را بر هم زده است.»

این جامعه شناس جنایی درباره نقش رسانه ها در پیشگیری از اسیدپاشی اظهارکرد: «رسانه ها در این خصوص نقش تعیین کننده ای دارند، رسانه ها باید بیش از این درباره عواقب اسیدپاشی به مردم آگاهی دهند تا از بروز رفتارهایی اینچنینی پیشگیری شود.

وی با تأکید بر اینکه باید قوای قانونگذار را در رابطه با اسیدپاشی مورد نقد قرارداد، می افزاید: «قوانین ما در این زمینه پیشگیری خاصی ندارد، یعنی قانونی نداریم که بازدارندگی ایجاد کند. مگر اینکه از منظر اخلال در نظم عمومی و وحشت و ارعابی که از طرف فرد اسیدپاش ایجاد می شود این مسأله را بررسی کرد. که در نهایت براساس ماده ۲۷۹ قانون مجازات اسلامی این مسأله مطرح می شود که محاربه است. حال آنکه متأسفانه حقوقدان ها و جرم شناس ها ازسرناچاری وضعف قوانین است که اسیدپاشی را به ماده ۲۷۹ ربط می دهند. چرا که برای محاربه تعاریف مخصوص به خود را دارد؛ بنابراین در قانون با سکوت در برابر پدیده اسیدپاشی روبه رو هستیم.»

بازدارندگی پیگیری های اجتماعی

این جامعه شناس جنایی می گوید: «پیگیری های اجتماعی برای فرد اسیدپاش بازدارنده است. به طوری که می توان اقدامات مؤثری در این راستا انجام داد تا برای فردی که قصد اسیدپاشی دارد، بازدارنده باشد. باید به او فهمانده شود که اگر این کار را انجام دهد با چه واکنش های قانونی مواجه خواهد شد. متأسفانه برخی پرونده های اسیدپاشی ، یا معلق شده اند یا اینکه منع تعقیب برای مجرمان یا عوامل مربوطه صادر شده است. که این موجب گستاخی مجرمان شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند، فرد اسیدپاش با عامل بازدارنده مواجه نمی شود و کار خود را براحتی انجام می دهد.»

به گفته ولی پوری، بسیاری از کسانی که فرد اسیدپاش را می بخشند، به خاطر فداکاری و دلسوزی این کار را نمی کنند. بلکه به دلیل هزینه های درمانی بالا و روند رسیدگی بسیار خسته کننده و طولانی ازپیگیری می گذرند. چرا که اولویت آنها درمان است و بسیاری از قربانیان اسیدپاشی ترجیح می دهند که به جای رفت و آمد به دادگاه ها و در آخر دریافت هزینه ای ناچیز، ازمجازات فرد اسیدپاش بگذرند.

 

ادامه نوشته

شعوراجتماعي،وجدان فردي،بازتاب اجتماعي

 

🍀چندوقت پيش يادداشتي نگاشتم كه درآن به تفصيل درمورد شعوراجتماعي سخن گفتم ومفهوم اين عبارت مهم را تشريح و تبيين نمودم.(جهت دريافت مطلب به3 اسفند95دركانال تلگرامی criminalsociology@ مراجعه بفرماييد).

🍀امروز بنابرضرورت تحولات پيش روي دراجتماعمان برخود فريضه دانستم كه مصداقي ازاين شعور اجتماعي را بيشتر منقح نمايم.گفتم كه شعور اجتماعي يعني شناخت دقيق حقوق خودو ديگران واينكه بدانيم حقوق ما ازديگران جدانيست و جهت تبلور يافتن حقوق خودمان هم كه شده ،بايد حقوق ديگران را ارج نهيم.

🍀خبري را ديدم كه يكي ازبانوان مسئول ازشركت درانتخابات اين دوره ي شوراي شهر سرباز زده اند و استدلال نموده اند كه اينك عرصه را بايد به افكار فرهيخته و جوان دهه ي شصت سپرد تا آنان وارد عرصه ي مديريت اجتماعي شوند.

🍀اما مگر چنددرصد ازمسئولين كنوني ازچنين سطحي ازشعور اجتماعي برخوردارند؟هنوز مي بينيم كه شيخ الشيوخها راه افتاده اند وبااعتمادبه سقف وارد عرصه ي نام نويسي مي،شوند.شوربختي مضاعف آنجاست كه "آقازاده ها"ي تازه پشت لب سبز شده يا پيروان بنت سفره ي انقلاب ،باعمرتقريبي25-26بدون تجربه نيز وارد عرصه مي شوند!

🍀درد بدتر اين است كه اين شيخ الشيوخها يا آقازاده ها از بدو ورود به فرمانداري ازسوي خبرگزاريهاي هماهنگ و ناهماهنگ ،تبليغات خويش را شروع نموده اند واين خبرگزاريها خواسته ياناخواسته مباشرت يامعاونت در قانون شكني تبليغات پيش ازموعد مي نمايند.

🍀آيا براي تمام اين چندهزارنفري كه اين روزها ثبت نام نموده و مي نمايند اين امكان رسانه اي شدن فراهم است؟آنهم درمكاني مثل فرمانداري كه افرادعادي براي ثبت نام بدون همراه بايد وارد شوند ولي اين حضرات همراه باديگاردها اقدام به ثبت نام مي نمايند!!اينهم ازبرقراري عدالت اجتماعي واحترام به حقوق شهروندي!!راستي فلسفه ي همراهي باديگارد داشتن اعضاي شوراي شهر يا آقازاده هاچيست؟؟!!چرا برجانشان تااين حدبيم دارند؟؟!!اگر خدمت نموده اند كه نبايد برچيزي بيمناك باشند!!به ياد ضربت خوردن فرق مولا علي درسجده افتادم!!باديگاردش هم درسجده بود!!!!!!!

🍀عده اي هم اين روزها ژست روشنفكري و open mind بودن برداشته اند ودائم لُغُز مي خوانند كه :"آقازاده اي مهم نيست،تخصص ،مبناست"!!جناب روشنفكر و طرفدار دموكراسي!نكند دور ازجان و بلابه دور و صدقرآن به ميان،چشمانت را جايي عاريه داده اي؟؟!!همين آقازاده ،اكنون باكلي باديگارد پدرجان در فرمانداري حاضرشده و ازچپ و راست عكس ميگيرد!اين آقازاده شك نكن كه شيپورچي پدرخواهدبود وگرنه مي توانست بدون سازو دهل وارد فرمانداري شود و ثبت نام كند.ازهمين گام اول شعوراجتماعي ملت در لواي وجدان فرديش به سخره گرفته شده وهمه داريم تفاوتها را دراين نوع بازتابهاي موجود مي بينيم.

🍀نگوييم :بهتر كه ازالان متوجه شديم چه كساني ثبت نام كردند تا عقلايي تر رأي دهيم!كنكور كه نيست تا براي آماده شدن پيشوازبرويم .دراين4دهه درماهيت سفره نشينان انقلاب تغييري رخ نداده كه ملت آنهارا نشناسند!فقط جايگاهشان تغييريافته وگرنه مهره ها هميشه ثابت بوده اند!

🍀آيا مي شود ازاين افراد اميد به خير داشت؟علي الظاهر تنها دارد ظاهر حضور برخي ازحضرات عوض ميشود و جايشان را به فرزندانشان ميسپارند...سوار،همان سواراست...كلاهش عوض شده!!به شعور خودمان توهين نكنيم!!

علل ايجاد انحرافات اجتماعي در قشرجوان ونوجوان

یادداشتی جهت درج در کانال جامعه شناسی جنایی   criminalsociology@

 

براي داشتن يك اجتماعي عاري از انحرافات يابه حداقل رساندن انحرافات وجرائم،بايد به متغيرمهمي به نام"نسل جديدياهمان جوانان و نوجوانان"توجه نمود.

نوجوان،يعني آينده داريك جامعه.يعني رسول فرهنگ يك اجتماع.نوجوان است كه مي تواند كِشته هاي پدران و مادران ونسل گذشته را پرورش داده وبه آيندگان برساند.

ليكن نكته ي اساسي وقابل تأمٌل اينجاست كه اين نوجوان باچه ابزاري بايدرشدنمايد وداراي چه ويژگيهايي گرددتابتواندبه اين رسالت مبعوث شود؟

در اينجا مهمترين ركن ركين آموزشِ نوجوان وجوان را بايددرنظربگيريم.يعني والدين.والديني كه باآگاهي،كانوني به نام خانواده ايجادنموده اند.والديني كه مي داننددراين عالم خلقت درچه جايگاهي قرار دارند و چه رسالتي در جامعه اي به نام خانواده،پذيرفته اند.

والدين آگاهي كه جامعه ي خانواده را سلولي ازاجتماع مي دانند و مي دانندهرآنچه دراين جامعه ي كوچك رُخ مي دهد،به وضوح مانند همان سنگريزه اي است كه درآب پرت مي،شود وتوليدموج مي كند واين موج شعاع بسيار گسترده اي رادربر مي گيرد.آنسان كه نمي توان منكر تأثير اين سنگريزه در وقوع موج شد.

چنين والديني باوقوف بررسالت خودتصميم به ايجاد نسلي نو گرفته اند.نسلي كه پرچمدار اعتلاي جامعه ي خويش خواهدشد.نسلي كه نه به بهانه ي سرگرمي والدين،نه بخاطر اثبات ذكوريت و اناث بودن آنان،ايجادشده است.نسلي كه با درايت وشعور والاي والدين براي پيشبرد اهداف جامعه ي متبوع آنان،پابه عرصه ي وقوع نهاده اند.

نسلي كه پس از انعقادنطفه،بابرنامه ريزي متقن والدين مواجه مي شودنه ازبهر جبران كاستي هاي روحي-رواني-اجتماعي والدين كه ازبراي پرنمودن خلأهاي موجود در اجتماع متبوع.برنامه هايي كه لحظه لحظه ي زندگي نسل نو را مشخص مي نمايدوبراي هرگامش توضيحي مقبول دارد واو را درابهامات مدوٌر درنگاه به آينده اي مبهم رها نمي نمايد.

چنين نسلي از زمان انعقادنطفه تا ورودش به اجتماع وشروع نقش پذيري او،هم طريقت خودرا مي شناسد هم مي داندزمان نيل به حقيقتش چه زمان وچِسان است.مي داندكه وجودش دراجتماع بايدموجب رفاه عمومي ورفع كاستيهاي جهان هستي باشد.

اين نسل،از اجتماع طلبكار نيست.زيرا اجتماع بر دوش او وظايفِ تعريف شده اي نهاده است.اين نسل مي داندكه حضورش دراجتماع برپايه ي توافق وقراردادهاي پيشين است.تربيت شده براي اعتلاي اجتماعش.

مي داند درصورت قصور و تقصير،اجتماع از او بازخواست خواهدنمود واو بايد پاسخگوباشد.درنگرش چنين نسلي باچنين تربيتي وچنين مهندسي فكري، وقوع انحراف،جايگاهي ندارد.اگرهم لغزش و خطايي رخ دهد،حس مسئوليت پذيري دراين فرد موجب مي شودپاسخگويي عمل خلاف قراردادهاي اجتماع را بانهايت رعايت موازين اخلاقي بپذيرد.

ادامه نوشته

مصاحبه با ایسنا

http://ardabil.isna.ir/Default.aspx?NSID=5&SSLID=46&NID=18614

اصل این مصاحبه درآدرس فوق موجود است.

 

طرح سؤال:

باتوجه به ابلاغ سیاست‌های کلی خانواده از سوی رهبر معظم  انقلاب اسلامی و تاکید معظم له بر حمایت از عزت و کرامت همسری، نقش مادری و خانه‌داری زنان و نقش پدر ی و اقتصادی مردان و مسؤولیت تربیتی و معنوی زنان و مردان و توانمندسازی اعضای خانواده در مسؤولیت پذیری، تعاملات خانوادگی و ایفاء نقش و رسالت آنها  بفرمایید که :

1.ایجاد و تقویت فضای کسب و کار برای مردان تا چه اندازه به اجرای این سیاست‌ها کمک می‌کند؟

2.تبیین نقش همسری و مادری و اهمیت خانه‌داری زنان در برابر فرهنگ غربی رایج که زن را در محیط کار پا به پای مرد معرفی میکند تا چه اندازه ضروریست؟

درپاسخ به سؤال اول شما ،ابتدا باید به بسترهای موجود یا مورد نیاز برای اجرایی شدن این ابلاغیه توجه نمود.

دو بحث مرتبط در این راستا،در ابلاغیه ی رهبرمعظم؛ دیده می شود:

" ارتقاء معیشت و اقتصاد خانواده‌ها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغه‌های آینده آنها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن"

و

"حمایت از عزت و کرامت همسری، نقش مادری و خانه‌داری زنان و نقش پدری و اقتصادی مردان و مسؤولیت تربیتی و معنوی زنان و مردان و توانمندسازی اعضای خانواده در مسؤولیت‌پذیری، تعاملات خانوادگی و ایفاء نقش و رسالت خود" می باشند.

قبل از ورود به پاسخ باید توجه نمود آنچه که این ایام با عنوان ابلاغیه ی مقام معظم رهبری دربحث توانمندسازی نهادخانواده مورد مداقه قرار میگیرد درواقع همان تأکیدات مؤکد در قانون اساسی است که اصول آن را برخواهیم شمرد.

ادامه نوشته

حق اشتغال وحق کولبران

یادداشتی به قلم بنده به سفارش پایگاه خبری "کوردنیوز"

http://kurdnews.ir/frmShowNews.aspx?NewsId=1262

 

یادداشت دکتر شیرین ولی پوری دانش آموخته حقوق جزا و جرم شناسی - استاد دانشگاه وپژوهشگر ارشد جامعه شناسی[جنایی] با عنوان حق اشتغال وحق کولبران


حق اشتغال وحقوق کولبران
 
 دکتر شيرين ولي پوري

95/11/11

موضوع  درباره ي هم وطناني است كه بخاطر شرايط عديده ،مجبور به انتخاب شغلي شده اند كه امروز با"كولبر"شناخته مي شوند و درراه اين شغل،جان خودرا ازدست ميدهند.يا بخاطر سوز وسرما يا بخاطر برچسب "قاچاقچي و حمل قاچاق"!

به عنوان يك حقوقدان ابتدا عنصرمادي برچسب مطروحه را كاملأ متزلزل ميبينم.مگر اركان مندرج در ماده 144ق.م.ا مصوب 92كه قصدنيز ذكرشده (قصدمجرمانه)محرز است؟؟
پس اگر فقدان قصداست ،ادعاي مجرميت اين افراد متزلزل است و نمي توان ادعا نمود بخاطر مباشرت در حمل قاچاق كشته مي شوند.


هرچنداگر مجرم و قاچاقچي هم بودند اعدام صحرايي شامل حالشان نميشد.
ازنگاه جامعه شناسي جنايي هم به قضيه نگاه كنيم باز توجيهي براي كشته شدن اين افراد نخواهيم يافت

درتعريف کولبر اينطور گفته شده:به افرادي گفته مي‌شوند که براي کسب درآمد زندگي خود مجبور به حمل اجناسي بين دو طرف خط مرزي مي‌شوند.
کولبران بيشتر در استان‌هاي آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه مشغول به کولبري هستند.
آن ها از روي ناچاري و در قبال دستمزد ناچيز اقدام به حمل و ورود کالاي خارجي از نقاط غيررسمي و بدون گمرک مي‌کنند(قاچاق)

همينجا توقف کنيم:
کولبريک
انسان
شهروند
تابع يک حاکميت
مخلوق الهي
وعضوي ازهمان اجتماع است که

بنابرقرارداد اجتماعي اختيارقسمتي از آزاديهايش را به نهادي به نام "دولت" داده تا مابه ازايش از حقوق و امنيت لايق انسان برخوردارشود.
ودولت نيز دركشور ما پيرو همين قرارداداجتماعي است كه موجوديت يافته.اگر هست،براي خدمت به اين تابعان است و حفاظت ازجان و مال آنها (اصل28ق.ا .ج.ا ا).
هيچ بهانه  و دليلي نمي تواند اختيار حقوقي كه خداوند در يدانسان گذاشته است را ازو بستاند.
حتي امروز اعدام در جرائم مرتبط با موادمخدر به شدت با اعتراض خردجمعي مواجه شده است.

پس چگونه است كه جان كولبراني كه با كمترين امكانات ممكن به كولبري مشغولند با يك برچسب بي پايه و اساس ستانده مي شود؟؟

دولت كجا به اصول قانون اساسي جامه ي عمل پوشانده كه حال ازتابعانش سرنهادن بر آستان قانون را انتظار دارد؟؟؟

اصول 2و3قانون اساسي وظايف حاكميت را بيان مي كند.بخوانيد

اصل 2
جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به:‏
خداي يکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.
وحي‏ الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين.
معاد و نقش سازنده آن در سير تکاملي انسان به سوي خدا.
عدل خدا در خلقت و تشريع.
امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقلاب اسلام.
کرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسيوليت او در برابر خدا، که از راه‏‏:
اجتهاد مستمر فقهاي جامع‏الشرايط بر اساس کتاب و سنت معصومين سلام الله عليهم اجمعين،
استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها،
نفي هر گونه ستمگري و ستم‏کشي و سلطه‏گري و سلطه‏پذيري،
قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تأمين مي‌کند.
اصل ?
دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را براي امور زير به کار برد:
ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي.
بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همه زمينه‏هاي با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه‏هاي گروهي و وسايل ديگر.
آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح، و تسهيل و تعميم آموزش عالي.
تقويت روح بررسي و تتبع و ابتکار در تمام زمينه‏هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراکز تحقيق و تشويق محققان.
طرد کامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.
محو هر گونه استبداد و خودکامگي و انحصارطلبي.
تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون.
مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش.
رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه‏هاي مادي و معنوي.
ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشکيلات غير ضرور.
تقويت کامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي کشور.
پي‌ريزي اقتصادي صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه‏هاي تغذيه و مسکن و کار و بهداشت و تعميم بيمه.
تأمين خودکفايي در علوم و فنون صنعت و کشاورزي و امور نظامي و مانند اينها.
تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
توسعه و تحکيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه مردم.
تنظيم سياست خارجي کشور بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمايت بي‏دريغ از مستضعفان جهان.


دريک قسمت از وظايف دولت امده ايجاد محيط مساعد براي رشد....
برويد وببينيد در سال چند مسجد ساخته مي شود درحاليكه شهري مانند ياسوج،سينما هم ندارد!!
در قسمتي ديگر سخن از رفع تبعيض آمده!با كدامين سياستگزاريهاي اقتصادي؟؟
با كدامين برنامه ريزيها و نظارتها؟؟

ظهور شهرام جزايري ها و بابک زنجاني ها و دلالي قراردادهايي چون کرسنت و دکل نفتي مهاجراني ها و بروز پديده حقوق هاي نجومي و مفاسد مالي جزئي از گسترش عظيم فساد مالي و انحطاط فرهنگي درون سيستمي است که سبب نارضايتي شديد طبقات کمتر بهره مند و تهيدست و به تعبير حضرت امام (ره) پا برهنه هايي ، که اعتماد عمومي آنها خدشه دار و آشوب هاي زاغه نشيني را به دنبال دارد .اعتراض آشکار گروه هايي از نخبگان فکري جديد کشور به اين روند تبعيض آميز و غارتگرانه بيت المال که با سکوت دستگاه هاي نظارتي و مجلس صورت گرفته به همين مسئله مهم باز مي گردد.
اينهم از توجه به ازبين بردن تبعيض ازسوي دولت!

تحولات ايران پس از انقلاب که بر مبناي ارزش گرايي تحولي جدي در دگرگوني ساختاري را شکل داده بود و جامعه اي متمايز از دوران پهلوي در دهه اول انقلاب اسلامي آن را نمايندگي مي نمود، با تحول در ساختار طبقاتي و رونق يافتن زراندوزي و اعمال روش هاي اشراف گرايانه از نيمه ي دهه ي سوم به شکل گيري  طبقه اي جديد انجاميد.
طبقه اي که دزدان يقه سفيد آن رااداره مي كنند و درتمام لايه هاي حاکميتي نفوذ دارند و همينها کشور را سفره اي مي بينند که حقشان است وتا دست رنج و حق مردم را واردحلقوم نکنند ازکنارسفره حرکت نمي کنند.
كولبر،دستفروش،اشاعه ي فحشا و بيداد نمودن اعتياد بخاطر اين است كه اين افراد جايي در كنار سفره ي انقلاب ندارند...

چندي پيش مديرکل بنيادشهيد يکي از شهرها فرموده اند:
مي توان با استفاده از ظرفيت بزرگ مهارت آموزي در آموزشگاه هاي دولتي و خصوصي فني و حرفه اي در خروج از اين بحران کمک کرد، چرا که بايد زيرساخت هاي اشتغال را با مهارت آموزي، جذب در مراکز صنعتي و کارگاهي آماده کنيم.
خوب دقت بفرماييد.
جناب مدير كل وضعيت مراکزصنعتي درايران چگونه است؟
من،عرض ميكنم

تحريم هاي بين المللي در زمينه برنامه هسته اي ايران موجب شده که بخش انرژي کشور از سرمايه گذاري و تجهيزات محروم و باعث شده است درپايين ترين حد ظرفيت خود کار کند.بنابراين يك سري ازمراكزصنعتيمان به اين دليل تعطيل شده اند و آنها هم كه فعالند در حداقل ممكنشان باتعديل نيرو باقي مانده اند.
 ظرفيت باقيمانده ازانرژي  هم  آنقدرپايين است که روزبه روز برتعدادکارخانه ها وکارگاههايي که تعطيل مي شوند،افزوده مي شود.
براين موضوع کمبود آب راهم بيفزاييد که موجبات تعطيلي يا تعديل نيروي مراکز صنعتي شده است.

از سوي ديگر در بررسي جامعه شناختي وجود دزدان يقه سفيد لم داده كنارسفره ي انقلاب  با توجه به منشا پيدايش آنها که با پيوند در دستگاه هاي متنوع دولتي بوده يک هشدار بزرگي را ايجاد مي نمايد زيرا همانند بورژواهاي غربي که با تکيه بر اقتصاد تجاري عصر مرکانتليسم و کسب پايگاه سياسي نظام سرمايه سالاري را گسترش دادند در ايران هم با ارتزاق از منابع دولتي مثل نفت و گاز و افزايش ثروت هاي مادي و تقويت پايگاه هاي اجتماعي و تسلط بر نهادهاي مالي و بيمه اي و گمرکي يک ديوان سالاري پديد آورده اند و از اهرم هاي قدرت سياسي و ديواني براي انباشت ثروت خود و بستگان بهره ميبرند و بدليل همين بهره مندي از امکانات دولتي با شبکه مقتدر سرمايه داري جهاني و کانون هاي ثروت و قدرت پيوند برقرار کرده و بدينطريق افزايش و تکاثر ثروت خود را نه در حوزه توليد که در مدار واسطه گري بکار گرفته اند.
و وقتي صحبت از بازسازي پلاسكوها ميشود،چشم به فيش هاي ضعيف مستخدمان دولت دارند كه بر مالياتها بيفزايند.

در چنين شرايطي است كه هر روز خبر ازكشته شدن و مردن مي شنويم
يك روز درگوشه اي ازشهر با جنازه ي مثله شده ي زني روسپي مواجه ميشويم...
روزي ديگر جنازه ي مردي ميانسال و معتاد را در كنار جوي آبي مي يابيم
فردا فردي ديگر بخاطر شرايط مالي خودكشي ميكند و روزي ديگر كولبري..
اين همه آدم مي‌ميرند يا کشته مي شوندجان انسان در اين مملکت از جان گربه و سگ هم بي ارزشتر است اما هر سال ميزان ديه افزايش مي يابد.
من نمي‌دانم چگونه در يک کشور مي‌توان ماجراي يک بام و دو هوا را تا اين حد به صحنه آورد. اگر راننده بخت برگشته‌اي عابري را مصدوم يا مقتول بکند ميليونها تومان بايد ديه بدهد، ولي وقتي دولت کم کاري ميکند وبا بي توجهي و عدم سياستگزاريهاي بشردوستانه جان انسانهايي را که براي فرار ازفقرو فحشا و عدم سرافکندگي نزد خانواده به کولبري در مسيرهاي صعب العبور روي آورده اند ميستاند،هيچ معلوم نيست مقصر کيست و خونبهاي اين افرادشريف  با کيست؟ باي ذنب قتلت؟؟

تقابل وتعایش ادیان و ارتداد

25 دسامبر بهانه ای شدتا بار دیگر به یکی از موضوعات مهم و مورد مناقشه در حقوق ایران نگاهی داشته باشیم.ضمن عرض شادباش این روز خجسته( که به روایت کلیساهای کاتولیک و پروتستان، زادروز یکی از عزیزترین مخلوقات عالم امکان یعنی عیسی بن مریم سلام الله علیه است) به جمیع پیروان ادیان ابراهیمی جهان، لازم دانسته شدباتوجه به نصوص معتبره و منابع موجوده و قوانین مطروحه به این بحث پرداخته شود که مرتد کیست و ارتداد چیست؟

 

همانگونه که میدانیم مستفاد اصل 12 ق.ا.ج.ا.ا،دین ومذهب رسمی درایران، شیعه ی جعفری اثنی عشری الی الابد ذکرشده است ازسوی دیگر دراصول پسین قانون مارالذکر، ادیان مورد توجه و تأیید نیز در قلمرو حاکمیت ج.ا.ا به وضوح و شفافیت نام برده شده ومبنای مشترک تمامی این ادیان(جززرتشتی)، ابراهیمی بودن آنان و اولوالعزم بودن پیامبران آنهاست.یعنی وجه مشترکی که بادین مبین اسلام دارند.

 

اگردرصدد یافتن مشترکات باشیم به قول جناب نجاشی که به جعقربن ابیطالب گفت:"تفاوت بین دین ما ودین شمابه باریکی یک خط است!" درعالم واقع و به دوراز بدعتهایی که بعد درادیان ابراهیمی ازسوی پیروان و زعمای این ادیان واردشد،حتی اندازه ی آن خط هم بین این ادیان تفاوت وجود ندارد.

 

بنابرنص کلام شارع مقدس درآیه ی19 ازسوره ی مبارکه ی آل عمران"اعوذ بالله من الشیطان الرجیم... ان الدین عندالله الاسلام"همه ی انبیا،مبلغ یک دین یعنی " اسلام" بوده اند بدون اینکه تفاوتی بین آنها باشد. دراینجا براین پرسش نگاهی گذرا خواهیم داشت که:"اگرهمه ی ادیان، "اسلام" بوده اند،پس فلسفه ی بعثت این همه رسول چه بوده است؟پاسخ این سؤال براهل مطالعه واضح است که درهرازمنه ای پیامبرموردنظر به فراخور سطح شعور و آگاهی و آمادگی پذیرش مخاطبین درمقام انجام نبوت،سخن میرانده است و زمان بعثت نبی مکرم اسلام صلوات الله و سلامه علیه ،بشر از جهت دریافت و بالاخص سخنوری،به دوران بلوغ خود رسیده بود.بنابراین معجزه ی حضرت ختمی مرتبت "کتاب" است.

 

بنابرتفاسیرمتعددموجود درمورد آیه ی19،تمام انبیا و مرسلین درصدد تبلیغ و ترویج " اسلام" و "دین" به معنای خاص و واحد ویکسان آن بوده اند.پس راه همه به سوی یک هدف که همان تسلیم محض و بی چون و چرا درمقابل خدابوده است و همچنین هر نبی بشارت می داده بعثت نبی پس ازخودرا که ادامه دهنده ی راه اوست و همه باید اورا تصدیق نمایند! لازمه ی ایمان به نبی نوظهور هم معتقدبودن و تأییدانبیاء قبلی است.چراکه همه، یک راه و یک دین ویک هدف را درپیش داشته اند.

 

می توان بنابرآنچه که دراین مختصر مطرح می شود اذعان نمود انبیا درطول یکدیگر قرار می گیرند.بنابراین واژه ی "ادیان" خلط معناست و همه رابنابرآیه ی شریفه ی مذکور باید " دین" نامید. حال باتوجه به مقدمات مطروحه اگرمبانی واقعی واهداف اصیل ازوجود تمام این انبیا را به درستی دریابیم، آیا تفاوتی خواهدداشت که خودرا عیسوی یاموسوی یا محمدی بنامیم؟آیا اینها جزاین است که تنها انساب و القابی هستندکه موجب تفرقه بین انسانهای خداجو وحقیقت طلب شده اند؟درصورت ایمان به کنه مطالب موجود درکلام هریک از رسل و باوربه اینکه همه آمده اندتا سرتسلیم بشر را به سوی عبودیت یکتا معبود متوجه نمایند،قوانینی که بوی نفاق و تفرقه وتشتت و خشونت را ساطع مینمایند،منفور و مطرود نخواهندشد؟

 

آیا قوانینی مانند ارتداد و مجازات مرتد،جزاین است که مقابل آیه ی19 سوره ی مبارکه ی آل عمران ایستاده است؟تمام آیات موجود درکلام شارع مقدس را به دقت بنگرید.هبچ یک مختص ارتداداز"اسلام"به معنای امروزی نیست.( سوره بقره آیه 217 ،سوره آل عمران آیه 149، سوره مائده آیه 54، سوره محمد آیه 25،سوره نحل آیه 106، سوره نور آیه 55، سوره توبه آیه 65 و 66،سوره بقره آیه 108، سوره ال عمران آیه 86، سوره آل عمران آیه 177، سوره توبه آیه 74).تماماً از" دین" سخن می گویند وتماما سخن ازکافرشدن می رانند. با توجه به آنچه ذکرشد بهترنیست قانونگذار به عنوان اولین گام، خوددست ازتفرقه افکنی برداشته و سعی درفرهنگسازی این موضوع نمایدکه :" ادیان ابراهیمی همه ازیک منبع و سرچشمه نشأت گرفته اند و خروج ازتفکرات ادیان ابراهیمی به شکل اعم،ارتداد شمرده می شود؟آیا باوجود مسائل موجود درجامعه ی جهانی و اینکه چه بخواهیم وچه نخواهیم تفکرات به سوی "جهان وطنی" پیش می رود،این حرکت ازسوی زعمای اسلام موجب زدودن بسیاری ازتفکرات ازجمله "اسلام هراسی" و "اسلام گریزی" نخواهدشد؟آیا این همان گام برداشتن درمسیر سیرالی الله که مورد توجه پیامبراسلام نیزبود،نیست؟آیا چنین انعطافی از اسلام گریزی درمیان قشرجوان نخواهدکاست؟ودرنهایت اینکه:" آیا این موج بردامنه ی محبوبیت اسلام نمی افزاید؟"که البته : "الله اعلم"!

به قلم:شیرین ولی پوری

 criminalsociology@

به مناسبت 29 جولای،روز مبارزه با قاچاق انسان

           "یادداشتی به قلم شیرین ولی پوری برای گروه فوق تخصصی جامعه شناسی جنایی"

 

قاچاق انسان یک پدیده بسیار گسترده جهانی است و شاید اساسی ترین گام در جهت شناخت و جمع آوری اطلاعات در این خصوص ، تعریف کردن قاچاق انسان باشد.

منطبق با ماده 1 قانون مصوب21تیرماه1383قاچاق انسان عبارتست از:

‌الف - خارج یا واردساختن و یا ترانزیت مجاز یا غیرمجاز فرد یا افراد ازمرزهای‌کشور با اجبار و اکراه یا تهدید یا خدعه و نیرنگ و یا با سوء استفاده ازقدرت یا موقعیت‌خود یا سوء استفاده از وضعیت فرد یا افراد یادشده، به قصد فحشاء یابرداشت اعضاء و‌جوارح، بردگی و ازدواج.

ب - تحویل گرفتن یا انتقال دادن یا مخفی نمودن یا فراهم ساختن موجبات اخفاء‌فرد یاافراد موضوع بند (‌الف) این ماده پس از عبور از مرز با همان مقصود.

همچنین براساس ماده ( 2 ) همین قانون ، اعمال زیر نیز در حکم قاچاق انسان محسوب می شود :

‌الف - تشکیل یا اداره دسته یا گروه که هدف آن انجام امور موضوع ماده (1)این‌قانون باشد.

ب - عبوردادن (‌خارج یا واردساختن و یا ترانزیت)، حمل یا انتقال مجاز یا‌غیرمجازفرد یا افراد به طور سازمان یافته برای فحشاء یا سایر مقاصد موضوع ماده (1)این‌قانون هرچند با رضایت آنان باشد.

ج - عبوردادن (‌خارج یا واردساختن و یا ترانزیت)، حمل یا انتقال غیرمجاز افرادبه‌قصد فحشاء هرچند با رضایت آنان باشد.

علاوه بر این قاچاق انسان در سطح مجامع بین المللی نیز تعریف شده است. به این ترتیب در سال 1994 مجمع عمومی سازمان ملل متحد ، قاچاق زنان را اینگونه تعریف می کند :

" انتقال غیرقانونی و مخفیانه اشخاص در عرض مرزهای ملی ، عمدتاً از سوی کشورهای در حال توسعه و کشورهای دارای اقتصاد در حال گذر ، با هدف نهایی واداشتن زنان و دختران به وضعیت های بهره کشانه و ستمگرانه از لحاظ جنسی و اقتصادی به منظور سود به کارگیرندگان ، قاچاقچیان و سندیکاههای جنایتکار و نیز دیگر فعالیت های مرتبط با قاچاق نظیر کار خانگی و اجباری ، ازدواج دروغین ، استخدام مخفیانه و فرزند خواندگی دروغین.

قاچاق انسان درایران

قاچاق انسان در کشور ایران از اوایل از اوایل دوره قاجاریه آغاز می شود و حادثه فروش دختران قوچانی به ترکمان ها و ارامنی های عشق آباد در بهار 1323 هجری قمری در دوران حکومت آصف الدوله قابل ذکر است.

در زمان حکومتهای بعدی نیز به علت افزایش مالیات ها و رشد فقر خانواده ها در بعضی از موارد مجبور به فروش دختران خود می شدند ولی در دوران پهلوی به علت رشد وسایل ارتباطی این مسأله جنبه بین المللی به خود گرفت اما به علت زیادی فاحشه خانه ها در کشور مسأله چندان فاجعه امیز  در مجامع بین المللی نبود.

بعد از انقلاب وقوع جنگ در کشور افزایش فقر و برخی مسائل فرهنگی این مسأله بیش از گذشته افزایش یافته که باعث ایجاد دردسر برای قوای انتظامی شده که سالانه ده ها مورد از باندهای قاچاق زنان توسط نیروی انتظامی کشف و منهدم می شوند و شاید تعداد زیادی نیز موفق به قاچاق می شوند که در این میان می توان از قاچاق دختران و پسران ایرانی به کشورهای عربی یاد نمود.

عوامل اساسی ایجاد پدیده قاچاق انسان(مربوط به قربانیان قاچاق انسان)

1 – فقر اقتصادی و گسترش آن

یکی از مهمترین عوامل قربانی شدن افراد در امر قاچاق انسان فقر اقتصادی و گسترش دامنۀ فقر بر روی افراد به ویژه زنان و دختران است به عبارت دیگر فقر به وجود آورنده و حفاظت کننده قاچاق انسان است لذا زنانه شدن فقر از عواملی است که زنان و دختران با اراده به سوی باندهای قاچاق می کشاند با این امید که خانواده خود را از حیث مالی تأمین و آینده اقتصادی زندگی خویش را تضمین کنند و این فقر نیز از جمله ناشی از عدم دسترسی زنان و دختران به فرصت های شغلی مناسب و آموزش های رسمی در کشور می باشد.

2 – وضعیت خانوادگی و نابسامانی های آن

فقر فرهنگی و نارسایی فرهنگی و سایر نابسامانی ها در محیط خانواده مثل انواع خشونت ها نسبت به زنان و دختران از قبیل ناسازگاری با والدین ، ازدواج اجباری ، اعتیاد والدین  ، طلاق – کثرت فرزندان و تبعیض میان آنان و تضعیف * خانوادگی و باورهای اخلاقی و دینی در این زمینه بسیار تأثیر گذار می باشد.

3 – فقر فرهنگی

اغلب دختران و زنانی که طعمۀ باندهای قاچاق می شوند غالباً افرادی هستند که تحصیلات کمی دارند و از فقر فرهنگی و ضعف اعتقادات مذهبی و دینی و اخلاقی رنج می برند.

 

کیفیت ضمانت اجراهای پیش بینی شده در جرم قاچاق انسان

با امعان نظر و با توجه به قانونه مبارزه با قاچاق انسان و مادتین آن ، ملاحظه می شود که قانونگذار برای سرکوب و مجازات عاملین و مرتکبین آن و همچنین برای پیشگیری از وقوع آن ، ضمانت اجراهایی را پیش بینی نموده است. لذا در قانون فوق علاوه بر تعیین مجازات برای مرتکبین شخص حقیقی ، برای اشخاص حقوقی نیز مجازات در نظر گرفته شده است. و همچنین حکم خاص معاونت در جرم و تعدد در جرم نیز در این قانون پیش بینی شده است و قانونگذار در مواردی هم تشدید مجازات را برای مرتکبین آن در نظر گرفته است. البته در این قانون برای شروع به جرم قاچاق انسان نیز حکم خاصی مقرر شده است.

قاچاق انسان و پیامدهای آن برجامعه

مهمترین اثرمشهوددر جرم قاچاق انسان،نقض حقوق بشراست. نقض حقوق بشر زمانی رخ می‌دهد که توسط دولت و یا نهاد غیردولتی برخی از افراد مورد سوءاستفاده قرار بگیرند، یا حقوق اساسی (از جمله حقوق مدنی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی) آن‌ها انکار و نادیده گرفته شود، و یا هنگامی که هر دولت یا نهاد غیردولتی بخشی از پیمان میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و یا دیگر حقوق بین‌المللی و حقوق بشر دوستانه را در مورد برخی از افراد رعایت نکند.

منع برده داری و آزادی برده‌ها از حقوق بین‌المللی به رسمیت شناخته شده در جهان است؛ و چنانچه در ماده چهارم اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده است:هیچ‌کس را نباید در بیگاری بردگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده باید در تمامی اشکال آن ممنوع گردد.با این وجود آمار تعداد بردگان امروزه،مخصوصأ به دلیل بحث قاچاق انسان، بالاتر از هر دوره تاریخی دیگری است.

راههای مبارزه با قاچاق انسان

1.الحاق به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي و منطقه‌يي راجع به قاچاق در اغلب موارد پديده‌يي فرا ملي است. از اموري كه مي‌تواند در مسير مبارزه با قاچاق انسان موثر باشد، همكاري بين‌المللي و منطقه‌يي در قالب همكاري‌هاي دوجانبه و چندجانبه است.درباره همكاري‌هاي دوجانبه، توافقنامه‌يي كه بطور خاص در حوزه قاچاق ميان ايران و كشورهاي ديگر امضا شده باشد، وجود ندارد.

شايد تنها توافقنامه‌يي استرداد كه ميان دولت ايران و برخي از كشورها منعقد شده است، در اين زمينه قابل استناد باشد. در اين توافقنامه فقط به لزوم استرداد مجرمان ميان كشورهاي طرف معاهده اشاره شده، بدون اينكه اشاره مستقيمي به بزهكاران قاچاق شده باشد.

2. اولويت دادن به پيشگيري از قاچاق انسان: بايد از تمام ابزارهاي ممكن در راه پيشگيري از قاچاق انسان استفاده شود. فعاليت‌ آموزشي، فرهنگي، امنيتي و اقتصادي از جمله اقدامات صورت گرفته در اين حوزه است. تصويب قوانيني براي تحقق اين امور مي‌تواند بسيار مفيد و كارساز باشد.سرمايه‌گذاري در حوزه پيشگيري از وقوع قاچاق بسيار كم‌هزينه‌تر از حوزه مبارزه است.

3. افزايش آگاهي‌هاي عمومي از طريق اقدامات فرهنگی آموزشی

4. تعيين ضمانت اجراهاي غيركيفري و كيفري تبعي و تكميلي براي مرتكبان 

5. تشديد مجازات برای مرتکبان در برخي اوضاع و احوال خاص نظير بروز حوادث غيرمترقبه

6. به رسميت شناختن مسووليت كيفري اشخاص حقوقي

7. حمايت از بزه‌ديدگان در صورت بازگشت به كشور مبدا يا عدم بازگشت

8. معافيت بزه‌ديدگان از مجازات

9. حمايت از بزه‌ديدگان در فرآيند رسيدگي

 

آيدي كانال تلگرام

درودخدابرهمه ى دوستان و همراهان هميشگي

در كانال جامعه شناسي جنايي منتظرحضورتان هستم

criminalsociology@

قانون مبارزه با "پولشویی" مصوب 1386 به همراه آئین نامه اجرایی آن

 
قانون مبارزه با پولشویی، در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ 1386/11/02 مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 1386/11/17 به‌ تایید شورای نگهبان رسیده است.

قانون مبارزه با پولشویی:

ماده۱ـ اصل بر صحت و اصالت معاملات تجاری موضوع ماده (۲) قانون تجارت است، مگر آن كه براساس مفاد این قانون خلاف آن به اثبات برسد. استیلای اشخاص بر اموال و دارایی اگر توام با ادعای مالكیت شود، دال بر ملكیت است.

ماده۲ـ جرم پولشویی عبارت است از:

الف ـ تحصیل، تملك، نگهداری یا استفاده از عواید حاصل از فعالیت‌های غیرقانونی با علم به این كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در نتیجه ارتكاب جرم به دست آمده باشد.

ب ـ تبدیل، مبادله یا انتقال عوایدی به منظور پنهان كردن منشا غیرقانونی آن با علم به این كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم ناشی از ارتكاب جرم بوده یا كمك به مرتكب به‌نحوی كه وی مشمول آثار و تبعات قانونی ارتكاب آن جرم نگردد.

ج ـ اخفاء یا پنهان یا كتمان‌كردن ماهیت واقعی، منشا، منبع، محل، نقل و انتقال، جابه‌جایی یا مالكیت عوایدی كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم در نتیجه جرم تحصیل شده باشد.

ماده۳ـ عواید حاصل از جرم به معنای هر نوع مالی است كه به طور مستقیم یا غیرمستقیم از فعالیتهای مجرمانه به دست آمده باشد.

ماده۴ـ به منظور هماهنگ‌كردن دستگاه‌های ذی‌ربط در امر جمع‌آوری، پردازش و تحلیل اخبار، اسناد و مدارك، اطلاعات و گزارش‌های واصله، تهیه سیستم‌های اطلاعاتی هوشمند، شناسایی معاملات مشكوك و به منظور مقابله با جرم پولشویی شورای عالی مبارزه با پولشویی به ریاست و مسوولیت وزیر امور اقتصادی و دارایی و با عضویت وزراء بازرگانی، اطلاعات، كشور و رئیس بانك مركزی با وظایف ذیل تشكیل می‌گردد:

۱ـ جمع‌آوری و كسب اخبار و اطلاعات مرتبط و تجزیه و تحلیل و طبقه‌بندی فنی وتخصصی آنها در مواردی كه قرینه‌ای بر تخلف وجود دارد طبق مقررات.

۲ـ تهیه و پیشنهاد آئین‌نامه‌های لازم درخصوص اجراء قانون به هیات‌وزیران.

۳ـ هماهنگ‌كردن دستگاههای ذی‌ربط و پیگیری اجراء كامل قانون در كشور.

۴ـ ارزیابی گزارشهای دریافتی و ارسال به قوه قضائیه در مواردی كه به احتمال قوی صحت دارد و یا محتمل آن از اهمیت برخوردار است.

۵ ـ تبادل تجارب و اطلاعات با سازمانهای مشابه در سایر كشورها در چهارچوب مفاد ماده (۱۱).

تبصره۱ـ دبیرخانه شورای‌عالی در وزارت امور اقتصادی و دارایی خواهد بود.

تبصره۲ـ ساختار و تشكیلات اجرائی شورا متناسب با وظایف قانونی آن با پیشنهاد شورا به تصویب هیات‌وزیران خواهد رسید.

تبصره۳ـ كلیه آئین‌نامه‌های اجرائی شورای فوق‌الذكر پس از تصویب هیات‌وزیران برای تمامی اشخاص حقیقی و حقوقی ذی‌ربط لازم‌الاجراء خواهد بود. متخلف از این امر به تشخیص مراجع اداری و قضائی حسب مورد به دو تا پنج سال انفصال از خدمت مربوط محكوم خواهد شد.

ماده۵ ـ كلیه اشخاص حقوقی از جمله بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران، بانكها، موسسات مالی و اعتباری، بیمه‌ها، بیمه مركزی، صندوقهای قرض‌الحسنه، بنیادها و موسسات خیریه و شهرداریها مكلفند آئین‌نامه‌های مصوب هیات‌وزیران در اجراء این قانون را به مورد اجراء گذارند.

ماده۶ ـ دفاتر اسناد رسمی، وكلای دادگستری، حسابرسان، حسابداران، كارشناسان رسمی دادگستری و بازرسان قانونی مكلفند اطلاعات مورد نیاز در اجراء این قانون را كه هیات‌وزیران مصوب می‌كند، حسب درخواست شورای عالی مبارزه با پولشویی، ارائه نمایند.
ماده۷ـ اشخاص، نهادها و دستگاههای مشمول این قانون (موضوع مواد ۵ و ۶) برحسب نوع فعالیت و ساختار سازمانی خود مكلف به رعایت موارد زیر هستند:

الف ـ احراز هویت ارباب رجوع و در صورت اقدام توسط نماینده یا وكیل، احراز سمت و هویت نماینده و وكیل و اصیل در مواردی كه قرینه‌ای بر تخلف وجود دارد.

تبصره ـ تصویب این قانون ناقض مواردی كه در سایر قوانین و مقررات احراز هویت الزامی شده است، نمی‌باشد.

ب ـ ارائه اطلاعات، گزارشها، اسناد و مدارك مربوط به موضوع این قانون به شورای عالی مبارزه با پولشویی در چهارچوب آئین‌نامه مصوب هیات‌وزیران.

ج ـ گزارش معاملات و عملیات مشكوك به مرجع ذی‌صلاحی كه شورای‌عالی مبارزه با پولشویی تعیین می‌كند.

د ـ نگهداری سوابق مربوط به شناسایی ارباب رجوع، سوابق حسابها، عملیات و معاملات به مدتی كه در آئین‌نامه اجرائی تعیین می‌شود.

هـ ـ تدوین معیارهای كنترل داخلی و آموزش مدیران و كاركنان به منظور رعایت مفاد این قانون و آئین‌نامه‌های اجرائی آن.

ماده۸ ـ اطلاعات و اسناد گردآوری شده در اجراء این قانون، صرفاً در جهت اهداف تعیین شده در قانون مبارزه با پولشویی و جرائم منشا آن مورد استفاده قرار خواهد گرفت، افشاء اطلاعات یا استفاده از آن به نفع خود یا دیگری به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط ماموران دولتی یا سایر اشخاص مقرر در این قانون ممنوع بوده و متخلف به مجازات مندرج در قانون مجازات انتشار و افشاء اسناد محرمانه و سری دولتی مصوب ۲۹/۱۱/۱۳۵۳، محكوم خواهد شد.

ماده ۹ـ مرتكبین جرم پولشویی علاوه بر استرداد درآمد و عواید حاصل از ارتكاب جرم مشتمل بر اصل و منافع حاصل (و اگر موجود نباشد، مثل یا قیمت آن) به جزای نقدی به میزان یك‌چهارم عواید حاصل از جرم محكوم می‌شوند كه باید به حساب درآمد عمومی نزد بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران واریز گردد.

تبصره۱ـ چنانچه عواید حاصل به اموال دیگری تبدیل یا تغییریافته باشد، همان اموال ضبط خواهد شد.

تبصره۲ـ صدور و اجراء حكم ضبط دارایی و منافع حاصل از آن در صورتی است كه متهم به لحاظ جرم منشا، مشمول این حكم قرار نگرفته باشد.

تبصره۳ـ مرتكبین جرم منشا، در صورت ارتكاب جرم پولشویی، علاوه بر مجازاتهای مقرر مربوط به جرم ارتكابی، به مجازاتهای پیش‌بینی شده در این قانون نیز محكوم خواهند شد.

ماده ۱۰ـ كلیه اموری كه در اجراء این قانون نیاز به اقدام یا مجوز قضائی دارد باید طبق مقررات انجام پذیرد. قوه قضائیه موظف است طبق مقررات همكاری نماید.

ماده ۱۱ـ شعبی از دادگاههای عمومی در تهران و در صورت نیاز در مراكز استانها به‌امر رسیدگی به جرم پولشویی و جرائم مرتبط اختصاص می‌یابد. اختصاصی بودن شعبه مانع رسیدگی به سایر جرائم نمی‌باشد.

ماده ۱۲ـ در مواردی كه بین دولت جمهوری اسلامی ایران و سایر كشورها قانون معاضدت قضایی و اطلاعاتی در امر مبارزه با پولشویی تصویب شده باشد، همكاری طبق شرایط مندرج در توافقنامه صورت خواهد گرفت.

قانون فوق مشتمل بر دوازده ماده و هفت تبصره در جلسه علنی روز سه‌شنبه مورخ دوم بهمن ماه یكهزارو سیصد و هشتاد و شش مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۱۷/۱۱/۱۳۸۶ به تایید شورای نگهبان رسید.

تاریخچه جرم خیانت در امانت

در حقوق روم جرم خیانت در امانت تحقق عنوان فرتوم (fartum) قابل مجازات بوده است.

فرتوم عنوان بزه عام و کلی بوده که شامل سرقت، کلاهبرداری و خیانت درامانت در مفاهیم امروزی آن می شد. و عبارت بود از تصاحب یا تصرف مال متعلق به غیر اعم از اینکه شئی مورد تصرف، توسط خود مالک یا متصرف به بزهکار تسلیم میگردد یا اینکه شخصا آن را بدست می آورد.

به مرور زمان در قوانین کشورهای مختلف از جمله کشورهای اروپایی مثل فرانسه، بلژیک ، سوئیس، این جرم که مشتمل برسوء استفاده از اعتماد دیگری است از جرم سرقت که عبارت از ربایش مال غیر، بدون رضایت و آگاهی وی می باشد و از کلاهبرداری و نیز از سایر جرایم علیه اموال تفکیک شد.

البته این تفکیک در همه نظامهای حقوقی مشاهده نمی‌گردد. برای مثال در حقوق انگلیس جرم مستقلی تحت عنوان خیانت در امانت وجود ندارد و هرگونه تصاحب مال متعلق به دیگری اعم از اینکه آن مال به مجرم سپرده شده و یا وی آنرا ربوده باشد تحت عنوان سرقت قابل تعقیب باشد.

بنابراین از نظر حقوق انگلیس تصاحب اتومبیلی که توسط یک شرکت کرایه اتومبیل به شخص سپرده شده است درست همانند ربایش پنهانی آن، سرقت محسوب می‌گردد. و در حقوق ایران در قبل از انقلاب در ماده 241 عنصر قانونی جرم خیانت در امانت را تعریف نموده و این ماده درسال 1362 و سال 1375 دچار تغییرات اساسی شده است.

آیات الاحکام

﴿بسم الله الرحمن الرحیم﴾

In the name of Allah , the Beneficent , the Merciful
سوره ی مبارکه مائده ، آیه ی 45

Maede , Verse 45

   

 

وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿45﴾

 

   
قبل Previous Next بعد
       
 
 

و در [تورات] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مى‏باشد و زخمها [نيز به همان ترتيب] قصاصى دارند و هر كه از آن [قصاص]درگذرد پس آن كفاره [گناهان] او خواهد بود و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏اند آنان خود ستمگرانند (45)

 

 
45. we ordained therein for them: "Life for life, eye for eye, nose or nose, ear for ear, tooth for tooth, and wounds equal for equal." but if any one remits the retaliation by way of charity, it is an act of atonement for Himself. and if any fail to judge by (the light of) what Allah hath revealed, They are (no better than) wrong-doers.

قواعد درخواست اعسار از هزینه دادرسی

هر فردی که برای احقاق حقوقش به دادگستری مراجعه و طرح دعوا می‌کند باید هزینه‌هایی را بپردازد. هزینه‌های دادرسی شامل هزینه تمبر، دستمزد کارشناس، هزینه اجرای قرار معاینه و تحقیقات محلی می‌شود. حال ممکن است، این هزینه‌ها در یک دعوا به ‌قدری بالا باشد که خواهان یا شاکی قادر به پرداخت آنها نباشد؛ در این حالت، موضوع « اعسار از هزینه‌دادرسی » مطرح می‌شود.

رأی وحدت رویه شماره ۷۳۷ دیوان عالی کشور

رأی وحدت رویه شماره ۷۳۷ دیوان عالی کشور، موضوع نحوه درخواست اعاده دادرسی برای محکومان به قصاص‌نفس که سن آنان در زمان ارتکاب‌جرم کمتر از هجده‌سال تمام بوده  

       

الف: مقدمه

جلسه هیأت عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف ۹۳/۳۸ رأس ساعت ۹ روز سه‌شنبه مورخ ۱۱/۹/۱۳۹۳ به ریاست حضرت حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای حسین کریمی رئیس دیوان عالی کشور و حضور حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای سیدابراهیم رئیسی دادستان کل کشور و شرکت جنابان آقایان رؤساء، مستشاران و اعضاء معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور، در سالن هیأت عمومی تشکیل و پس از تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجـید و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت‌کننده

 

درخصـوص مورد و استـماع نظریه دادستان کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس می‌گردد، به صدور رأی وحدت رویه قضائی شماره ۷۳۷ـ ۱۱/۹/۱۳۹۳ منتهی گردید.

                                       

جنبه كيفري صدور چك بلامحل چيست؟

 كلاهبرداري با چك‌هاي بلامحل در ايران
 
 به موجب ماده 13 اصلاح قانون صدورچك سال 1382(قانون حاكم فعلي)، چك‌هايي كه به‌صورت سفيد امضا تنظيم شود يا بابت تضمين معامله يا تعهدي باشد يا به‌صورت مشروط و وعده‌دار تسليم شود، فاقد ضمانت اجرايي كيفري بوده و دارنده آن‌ها پس از اخذ گواهي عدم‌پرداخت (اصطلاحاً برگشتي چك) تنها مي‌‌تواند براي اثبات مطالبات خويش نسبت به چكي كه به‌صورت فوق دريافت داشته، با طرح دعواي حقوقي درمحاكم حقوقي‌، نسبت به استيفاي حقوق خويش اقدام كند. اصلاح اين ماده به‌صورت فوق‌الاشعار درحالي است كه تاقبل از آن، صدور چك به‌عنوان تضمين، سفيد امضا وحتي وعده‌دار، جرم تلقي مي‌شد. شايد قصد قانون‌گذار از اصلاح اين ماده مبني براخراج چنين چك‌هايي از شمول مقررات كيفري از آن نظر بوده كه كساني‌كه بابت تضمين معامله يا به‌صورت سفيدامضا چكي را صادر مي‌كنند، به‌طورواقعي نسبت به مبلغ مندرج درآن به دارنده مديون نباشند و از اين حيث، بايد بدواً با طرح دعوي حقوقي دردادگاه، حقانيت خويش را درخصوص بستانكاري (طلبكاري) نسبت به وجه چك به اثبات برسانند. 
ليكن معضل اساسي ناشي از اصلاح ماده مرقوم درسال 1382 و پيامدهاي نامطلوب حاصله از آن درنظام حقوقي فعلي، بند ه از ماده 13 قانون مزبور است كه به موجب آن به‌طورمثال چنانچه شخصي به تاريخ 1/2/1390 اقدام به صدور چكي در وجه شخصي يا به‌صورت حامل كند كه تاريخ سررسيد مندرج درآن 3/2/1390 باشد، اين چك وعده‌دار محسوب شده و درصورتي‌كه چك مزبور درسررسيد يا گواهي عدم‌پرداخت مواجه شود (برگشت بخورد) چنين چكي به علت وعده‌دار بودن، فاقد جنبه كيفري بوده و به عبارت ديگر، صادركننده آن، قابل مجازات نيست و دارنده چك بايد پس از اخذ گواهي عدم‌پرداخت (برگشتي) تنها از طريق دادگاه‌هاي عمومي حقوقي با تنظيم دادخواست، اقدام به طرح دعوي حقوقي كرده و نسبت به مطالبه وجه چك خويش، پيگيري‌هاي لازم را به عمل آورد. بنابراين آنچه مسلم است درتوجيه قصد قانون‌گذار از اصلاح بند مزبور نيز شايد بتوان گفت كه اين اصلاح ناشي از تلقي قانون‌گذار از ماده 313 قانون تجارت است چراكه برابر اين ماده، وجه چك بايد به محض ارايه كارسازي شود. يعني در زمان صدور چك به ميزان مبلغ مندرج درآن بايد در بانك موجودي وجود داشته باشد. 
به عبارت ديگر با عنايت به اين‌كه فلسفه پيدايش چك، چيزي جز دستور صادركننده آن به بانك مبني بر پرداخت به آورنده آن نبوده است، بنابراين قانون‌گذار قصد داشته با اين ديدگاه از ماده 313، افراد را ترغيب به صدور چك‌هايي كند كه در زمان صدور، معادل مبلغ مندرج درآن، در بانك خويش موجودي داشته باشند. ليكن آنچه مسلم است و نبايد از نظر دور داشت اين‌كه امر مزبور با واقعيت‌هاي حاكم بر جامعه امروز سازگاري ندارد زيرا تحقق قصد قانون‌گذار مبني بر اصلاح قانون صدورچك در سال 1382، بدوا درگرو اصلاح ساختار و بهبود كمي و كيفي نظام اقتصادي موجود است. به‌طوري كه ملاحظه مي‌شود، علي‌رغم اصلاح قانون يادشده همواره درصد قابل توجهي از چك‌هاي مورد مبادله بين اشخاص، به‌خصوص تجار، به‌صورت وعده‌دار صادر شده و اين امر ناشي از عوامل متعدد تأثيرگذار، خصوصاً عامل اقتصادي و عرف تجاري حاصل از آن كه خود به‌عنوان يكي از منابع حقوقي تلقي مي‌شود كه متأسفانه عرف مزبور، پديده صدور چك به‌صورت وعده‌دار را در ميان اشخاص تاجر، تقويت كرده است. به‌طوري كه با وضعيت موجود بايد گفت درصد عمده‌اي از چك‌هاي بلامحل، امروزه، وعده‌دار تلقي مي‌شود بنابراين صادركنندگان آن از مكافات عمل خويش مصونند. 
از طرفي ديگر از آنجا كه با فقد ضمانت اجراي كيفري، دارندگان چك بلامحل تنها مي‌توانند از طريق طرح دعواي حقوقي نسبت به مطالبات خويش اقدام كنند، بنابردلايلي متعدد چون هزينه‌هاي سنگين دادرسي، حق‌الوكاله وكيل، طولاني شدن روند دادرسي و... چه بسياري از ايشان كه با انصراف از احقاق حقوق مسلم خود و با اعلام رضايت به كم‌تر و بعضاً به نيمي از مطالبات واقعي خويش به موجب چك‌هاي دريافتي، عرصه و زمينه را روز به روز براشخاص با سوءنيت كه قصدي به جز ارتكاب به افعالي چون كلاهبرداري و تضييع حقوق ديگران تعقيب نمي‌كنند، مساعدتر مي‌كنند. چه بسيار افرادي كه بر اثر عدم‌اشراف بر مقررات مربوطه، با دريافت چك‌هاي بلامحل متعدد، پس از مراجعه به مراجع قضايي به‌منظور تعقيب صادركننده آن‌ها، به دليل احراز وعده‌دار بودن چك‌ها، از حق تعقيب كيفري صادركننده محروم شده و بدين ترتيب نه‌تنها اعتماد خود را به اين وسيله مهم پرداخت از دست داده بلكه از عملكرد دستگاه قضايي مايوس شده‌اند. بنابراين لزوم بازنگري درقانون صدور چك، به منظور تقويت مجدد اعتبار اين نوع سند تجاري پركاربرد درميان افراد، به‌منظور جلوگيري از اعمال مجرمانه و غيراخلاقي فوق‌الاشعار و براي تضمين امنيت عرصه معاملات و مبادلات و پرهيز از حذف ضمانت اجراي كيفري آن از قانون به‌طوري كه وضع را بيش از پيش ناگوارتر كند، امري است غيرقابل انكار. 
برابر مقررات فعلي، تحت چه شرايطي صادركننده چك بلامحل قابل تعقيب كيفري است؟
به‌طوري كه بيان شد، درصورت تحقق شروطي، چك بلامحل داراي جنبه كيفري بوده و صادركننده آن براي اعمال مجازا‌ت‌هاي مقرر در قانون صدور چك، قابل تعقيب كيفري خواهد بود. به‌طوركلي بايد گفت صادركننده چك بلامحل درصورذيل قابل تعقيب است‌‌‌‌: 
1-درصورتي‌كه چك به‌صورت تضميني، سفيدامضا، بدون تاريخ و وعده‌دار نباشد. منظور از اين‌كه وعده‌دار نباشد يعني به روز صادرشده باشد. بعضاً اشخاص چك‌هايي را از بابت تضمين امري يا انجام تعهدي يا مواردي ديگر صادر مي‌كنند يا چك‌هايي را به‌صورت امانت بدون تاريخ يا بدون تكميل آن تسليم اشخاص مي‌كنند. اين‌گونه چك‌ها به واسطه اين‌كه تضميني يا سفيدامضا يا بدون تاريخ است فاقد وصف كيفري بوده و تنها از طريق دادگاه‌هاي حقوقي قابل پيگيري است. حال چنانچه چكي به روز صادر شده باشد و به‌صورت تضميني سفيدامضا و بدون تاريخ نباشد و متعاقباً به صدورگواهي عدم‌پرداخت منتهي شود، دارنده آن مجاز است با رعايت مواعدي كه شرح آن خواهد آمد، با تنظيم شكواييه آن به دادسرا، صادركننده را تحت تعقيب، جهت اعمال مجازات قرار دهد. (ماده 13 قانون صدورچك)
2- دارنده چك، بايد ظرف مدت 6 ماه از تاريخ سررسيد مندرج درمتن چك، وجه آن را از بانك مطالبه كند. درغير اين‌صورت يعني چنانچه دارنده ظرف مدت فوق از تاريخ سررسيد، نسبت به اخذ گواهي عدم‌پرداخت (برگشتي) از بانك، اقدام نكند، حق شكايت كيفري خويش عليه صادركننده را از دست داده و تنها مي‌تواند از طريق تنظيم دادخواست و اقامه دعوي حقوقي در دادگاه‌هاي عمومي حقوقي، حقوق خويش را از صادركننده مطالبه كند. بنابراين دارنده بايد قبل از انقضاي مدت 6 ماه از تاريخ سررسيد، نسبت به برگشت زدن چك اقدام كند. (ماده 11 قانون صدورچك)
3- دارنده چك بايد پس از اخذگواهي عدم‌پرداخت (برگشتي)، ظرف مدت 6 ماه از تاريخ اخذ گواهي مزبور، نسبت به طرح دعوي كيفري اقدام كند درغير اين‌صورت نيز همانند مورد فوق، حق اقامه دعوي كيفري را از دست داده و تنها از طريق اقامه دعوي حقوقي مي‌تواند حقوق خويش را پيگيري كند. 
4- تنها شخصي مي‌تواند عليه صادركننده چك شكايت كيفري كند كه گواهي عدم‌پرداخت يا به اصطلاح برگشتي صادره از بانك به‌نام او باشد. به عبارت ديگر درحالتي كه پس از اخذ گواهي عدم‌پرداخت، دارنده، چك خويش را از طريق پشت‌نويسي به شخص ديگري واگذار كند، منتقل‌اليه (دارنده جديد چك)، حق شكايت كيفري عليه صادركننده را نداشته و تنها از طريق اقامه دعوي حقوقي، بايد نسبت به وصول مطالبات خود از صادركننده اقدام كند. (ماده 11 قانون صدورچك)
چگونگي تعقيب قانوني صادركننده چك بلامحل
اگر به تازگي سري به مطبوعات زده باشيد، اخبار مختلفي از دستگيري افرادي سودجو كه با خريد كالا، زمين اقدام به كشيدن چك‌هاي بي‌محل كرده‌اند و سپس با به‌دست‌آوردن سود زياد كه از فروش اين اقلام به جيب زده‌اند و متواري شده‌اند را به وفور خوانده باشيد. 
به تازگي در همين استان خودمان نيز گروهي اقدام به اين كار كرده‌اند و به اصطلاح خودماني‌تر سر چند تن از كسبه، بازاريان و حتي مالكان زمين‌ها را شيره ماليده و با كشيدن چك‌هاي بي‌محل متواري شده‌اند كه عده‌اي دستگير و عده‌اي نيز هنوز در حال پيگرد قانوني مي‌باشند. 
اما نكته قابل توجه اين است كه بسياري از مراجعه كنندگان به بانك‌ها پس از اين‌كه متوجه مي‌شوند چك دريافتي آن‌ها بلامحل است، نمي‌دانند كه چگونه بايد طرح دعوي كرده و اصولا اين جرم جزو كدام دسته از جرايم محسوب مي‌شود و بسياري از مراجعه كنندگان به دادگاه‌ها، در مرحله اوليه با اين امر به خوبي آشنا نيستند كه خود باعث سرگرداني آن‌ها در بين اتاق‌‌هاي شلوغ دادگاه‌ها مي‌شود در حالي كه اگر از اين موضوع به خوبي اطلاع داشته باشند كه چگونه بايد با اين مورد خاص برخورد و چه كارهايي را انجام دهند، شايد از سرگرداني و اطاله طرح شكايت رهايي پيدا كنند.  ما در اين مبحث سعي كرده‌ايم اين موارد را براي آشنايي بيش‌تر شما بياوريم. 
تعريف چك بي‌محل‌‌‌‌: هر كس با علم به بسته بودن حساب بانكي خود اقدام به صدور چك كند، عمل وي در حكم صدور چك بي‌محل خواهد بود. 
قبل از تنظيم شكايت به نكات زير توجه كنيد‌‌‌‌: 
۱) صدور چك بلامحل از جمله جرائم خصوصي محسوب شده و بدون شكايت دارنده چك، صادركننده چك بلامحل قابل تعقيب نيست. 
۲) براي جلوگيري از زائل شدن حق شكايت كيفري، دارنده چك بايد حداكثر تا ۶ ماه از تاريخ صدور چك براي وصول آن به بانك مربوطه مراجعه كرده و پس از اخذ گواهي عدم‌پرداخت نيز حداكثر تا ۶ ماه از تاريخ صدور گواهي عدم‌پرداخت، شكايت خود را به مرجع قضايي تقديم كند. 
۳) تنها دارنده چك، حق شكايت كيفري دارد و دارنده چك از نظر قانوني شخصي است كه براي اولين بار چك را به بانك ارايه كرده و گواهي عدم‌پرداخت به نام وي صادر شده باشد. 
۴) دادگاه صلاحيت دار براي رسيدگي به شكايت دارنده چك عليه صادركننده، دادگاه مستقر در مجتمع قضايي واقع در محدوده بانك محال عليه مي‌باشد. 
طريقه تنظيم شكايت
اگر چك به هر دليل برگشت بخورد، پس از دريافت گواهي عدم‌پرداخت از بانك محال عليه و اطمينان از وصول نشدن چك از طريق مذاكره، نسبت به تنظيم شكواييه مطابق نمونه اقدام كنيد. 
فرم شماره يك مدارك و دلايل پيوست شكواييه
الف) تصاوير پشت و روي چك و گواهي عدم‌پرداخت هر برگ بايد مبلغ يك تمبرالصاق و ابطال شود. 
ب) ابطال تمبر هزينه دادرسي. 
اقدامات لازم پس از تنظيم شكواييه‌‌‌‌: 
۱) به قيمت ارجاع شكايت حوزه قضايي كه بانك محال عليه در محدوده آن واقع است مراجعه كنيد. 
۲) معاونت ارجاع حوزه قضايي مربوطه در ذيل شكواييه دستور تحقيقات مقدماتي و اعلام نتيجه را به حوزه انتظامي واقع در محدوده سكونت صادركننده چك را صادر مي‌كند. 
۳) پس از اخذ دستور مقام قضايي به حوزه انتظامي مربوطه مراجعه كرده و بر حسب رويه معمول، با كسب دستور فرمانده حوزه انتظامي و يا جانشين وي اخطاريه 3 روزه كه به اخطار حسن نيت معروف است به همراه مأمور نيروي انتظامي به متهم ابلاغ مي‌شود. 
۴) در صورتي كه متهم در ظرف 3 روز پس از ابلاغ اخطاريه ذكر شده در بند ۳، رضايت شاكي را جلب كرده و يا ترتيب پرداخت وجه چك را بدهد با اعلام رضايت شاكي و يا ارايه لاشه چك توسط وي پرونده مختومه مي‌شود والا در صورت حضور نيافتن در موعد مقرر، با دستور مقام قضايي نسبت به جلب متهم اقدام و پرونده با گزارش نيروي انتظامي و به همراه طرفين به حوزه قضايي مربوطه ارسال مي‌شود.  پس از تعيين شعبه رسيدگي كننده توسط رياست حوزه قضايي و يا معاونين آن‌ها، پرونده در جريان رسيدگي قرار مي‌گيرد اين اقدامات در صورتي كه متهم متواري باشد نيز انجام مي‌گيرد.  هم‌چنين خوب است بدانيد با توجه به رويه معمول در برخي از مجتمع‌‌هاي قضايي دستور تعقيب قانوني متهم صدور چك بلامحل در فرم‌‌هاي چاپي كه متضمن اخطار 3 روزه و در صورت حضور نيافتن يا كسب رضايت شاكي جلب متهم قيد شده صادر مي‌شود كه در اين‌گونه موارد در صورت حضور نيافتن متهم نيازي به صدور برگ جلب مجدد نيست. 
اقدامات لازم تا زمان نوبت رسيدگي به پرونده در دادگاه
۱) در صورتي كه متهم متواري بوده و بيم خروج وي از كشور برود مي‌توان از دادگاه درخواست ممنوع الخروج كردن وي را از كشور كرد. 
۲) از آن‌جا كه با تقديم شكايت و درخواست تعقيب قانوني متهم دادگاه تنها به جنبه جزايي صدور چك بلامحل رسيدگي كرده و متهم را به مجازات مقرر قانوني محكوم مي‌كند، بنابراين به منظور محكوميت متهم به پرداخت مبلغ چك، ضمن محكوميت جزايي، شاكي بايد تا اولين جلسه رسيدگي اقدام به تقديم دادخواست ضرر و زيان كند. 
اخذ برگ جلب سيار متهم به منظور دستگيري وي. 
۴) در صورت ضرورت، تقاضاي صدور قرار تأمين خواسته از دادگاه، ضمن دادخواست ضرر و زيان و يا به‌صورت جداگانه. 
در صورتي كه متهم داراي اموال اعم از منقول و غيرمنقول باشد شاكي مي‌تواند با اخذ قرار تأمين خواسته از دادگاه مربوطه و اجراي آن نسبت به توقيف اموال معرفي شده و براساس مقررات قانون آيين دادرسي مدني تا ميزان وجه چك بلامحل اقدام و پس از صدور حكم و طي تشريفات قانوني حقوق خود را مطالبه كند. 
۵) حضور در جلسات رسيدگي در دادگاه مربوطه. 
نحوه تنظيم دادخواست ضرر و زيان و تقديم آن به دادگاه
دادخواست بايد در برگ‌‌هاي مخصوص دادخواست تنظيم و پس از درج نام خواهان و خوانده و ساير مشخصات مورد لزوم، نسبت به تكميل آن مطابق نمونه زير اقدام شود. 
مدارك لازم پيوست دادخواست
۱) نسخه ثاني دادخواست در صورتي كه خوانده يك نفر باشد و الا به تعداد خواندگان بعلاوه يك نسخه اضافي
۲) تصاوير مصدق پشت و روي چك در دو نسخه (در صورتي كه صادركننده يك نفر باشد) و الصاق تمبر بر روي هر برگ و تصديق كردن آن‌ها در شعبه مربوطه. 
۳) ابطال تمبر هزينه دادرسي وفق قانون
 مطالبه وجه چك از طريق دواير اجراي ثبت
قانون‌گذارويژگي‌‌هاي خاصي را براي چك قائل شده است. 
يكي از ويژگي‌‌هاي چك، در حكم اسناد رسمي لازم‌الاجرا بودن آن است، بنابراين دارنده چك بلامحل مي‌تواند همانند ساير اسناد رسمي لازم‌الاجرا براي مطالبه وجه چك به دواير اجراي ثبت و اسناد مراجعه و چك را به اجرا بگذارد. (براساس مواد ۲۴۵ تا ۲۵۴ آئين نامه اجراي مفاد اسناد رسمي لازم الاجرا)
 طريق درخواست صدور اجراييه
۱) ابتدا به اداره ثبت محل كه بانك محال عليه در محدوده آن واقع است مراجعه كرده و پس از خريد تقاضانامه صدور چك (مطابق نمونه) و تكميل آن، با ضميمه كردن اصل چك و گواهي پرداخت نكردن بانك محال عليه، فرم تكميل شده را به دايره اجرا به ثبت تحويل داده و رسيد دريافت كنيد. 
۲) دواير اجرا ثبت پس از صدور اجراييه، آن را مطابق آئين نامه اسناد رسمي لازم‌الاجرا، توسط مأمور اجرا به صادركننده ابلاغ مي‌كند و اگر ظرف مدت ۱۰ روز پس از ابلاغ صادركننده چك ترتيب پرداخت وجه چك را ندهد دارنده چك مي‌تواند با معرفي اموال بدهكار اعم از منقول و غيرمنقول درخواست توقيف اموال را كرده و پس از توقيف اموال در جهت گرفتن طلب خود اقدام كند. 
الف) اعلام جرم عليه صادركننده چك بي‌محل مانع از درخواست صدور اجراييه براي وصول وجه چك از طريق اداره ثبت نخواهد بود. 
ب) نسبت به چك‌هايي كه به علت مطابق نبودن امضا برگشت خورده و گواهي پرداخت نكردن صادر شده، نمي‌توان از طريق اجراي ثبت اقدام كرد. 
مجازات صادركنندگان چك بلامحل چيست؟
همان‌طور كه گفته شد چنانچه چك بلامحل واجد شرايط كيفري به شرح فوق باشد، صادركننده آن مستوجب مجازات خواهد بود. دراصلاحاتي كه قانون‌گذار درقانون صدورچك بلامحل درسال 1382، معمول داشت كه از آن مي‌توان به‌عنوان تنها ويژگي مثبت اين قانون ياد كرد، پيش‌بيني مجازات‌هاي مختلف براي صادركنندگان چك بلامحل برحسب ميزان مبلغ مندرج درمتن چك‌هاي اصداري بود. تاقبل از اين اصلاحات، مجازات جرم صدورچك بلامحل، 6 ماه تا 2 سال حبس و پرداخت جزاي نقدي معادل يك چهارم مبلغ چك بود و اين مجازات شامل تمامي صادركنندگان چك بلامحل منصرف از ميزان مبلغ چك ايشان مي‌شد و قضات به‌صورت سليقه‌اي اقدام به اعمال مجازات مي‌نمودند كه به دور از عدالت مي‌نمود. اما دراصلاحيه مزبور، صادركننده چك بلامحل، حسب ماده 13 اين قانون، براساس ميزان مبلغ چك اصداري به يكي از مجازات‌هاي ذيل محكوم مي‌شود‌‌‌‌ 
1- چنانچه مبلغ مندرج درمتن چك كم‌تر از 10 ميليون ريال باشد به حبس تا حداكثر 6 ماه. 
2- چنانچه مبلغ مندرج درمتن چك از 10 ميليون تا 50 ميليون ريال باشد از 6 ماه تا يك سال حبس. 
3- چنانچه مبلغ مندرج درمتن چك از 50 ميليون ريال بيش‌تر باشد به حبس از يكسال تا 2 سال و ممنوعيت از داشتن دسته‌چك به مدت 2 سال.

دانلودقوانین

۱

دانلود قانون اساسی (pdf)

دانلود

۲

دانلود قانون مدنی (pdf)

دانلود

۳

دانلود قانون مجازات اسلامی  جدید  مصوب ۲/۵/۱۳۹۰  (pdf)

دانلود

۴

قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب  مصوب ۲۸/۲/۱۳۷۸ (pdf)

دانلود

۵

قانون اجراي احكام مدني   مصوب ۱/۸/۱۳۵۶ (pdf)

دانلود

۶

قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی (pdf)

دانلود

۷

قانون مجازات جرائم نيروهاي مسلح ۹/۱۰/۱۳۸۲ (pdf)

دانلود

۸

قانون صدور چک ۳/۷/۱۳۸۲ (pdf)

دانلود

۹

قانون جرایم رایانه ای (pdf)

دانلود

۱۰

قانون تجارت الکترونیکی (pdf)

دانلود

۱۱

قانون نظام صنفی  (pdf)

دانلود

۱۲

قانون معادن ایران (pdf)

دانلود

۱۳

قانون کار (pdf)

دانلود

۱۴

دانلود قانون مجازات اسلامی جدید ( آخرین ورژن) (pdf)

دانلود

۱۵

دانلود قانون حمایت از خانواده مصوب مصوب 1/12/1391 (pdf)

دانلود

۱۶

دانلود قانون جدید دیوان عدالت اداری مصوب 25/3/1392  (pdf)

دانلود

۱۷

دانلود قانون جدید اصلاح قانون نظام صنفی کشور مصوب 20/06/1392 (pdf,word)

دانلود

۱۸

دانلود قانون جدید آیین دادرسی کار مصوب 7/11/91(pdf)

دانلود

۱۹

دانلود قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 18/4/1387 (pdf)

دانلود

۲۰

دانلود مجموعه کامل  قوانین و مقررات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

دانلود

 

۲۱

دانلود و متن کامل "قانون حمايت از حقوق مصرف کنندگان"(pdf)

دنلود

۲۲

دانلود متن تطبیقی قانون مجازات اسلامی 92 در مقایسه با قانون مجازات سابق (pdf)

دانلود

۲۳

دانلود قانون آیین دادرسی کیفری جدید مصوب 92 (pdf)

دانلود

24

دانلود قانون دسترسی آزاد به اطلاعات + آیین نامه قانون جدید

دانلود

     

 

 

پاسخ اداره کل حقوقی قوه قضائیه به ۶ سوال حقوقی

سؤال

طبق ماده ۵۵ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ ورود به منازل و اماکن تعطیل و بسته و تفتیش آنها و بازرسی اشخاص و اشیاء در جرایم غیرمشهود با اجازه مقام قضایی است. مقنن درخصوص جرایم مشهود سکوت نموده و در مواد ۴۵ به بعد هم که به تعریف جرایم مشهود و اختیارات ضابطان در این جرایم پرداخته به ورود و تفتیش منازل در جرایم مشهود و اجازه مقام قضایی اشاره‌ای نکرده است. آیا مفهوم مخالف ماده ۵۵ این است که ورود به منازل در جرایم مشهود نیازی به اجازه مقام قضایی نیست و اگر این مفهوم‌گیری از ماده ۵۵ صحیح باشد، با ماده۵۸ که به صورت مطلق ضابطان را حین ورود به منزل مکلف به نشان دادن اصل دستور قضایی به متصرف محل نموده، چگونه قابل جمع خواهد بود؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

با در نظر قرار دادن اصل ۲۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که مسکن اشخاص را مصون از تعرض دانسته و تضمین رعایت این اصل، دقـت در تفسیر مواد قانـونی را می‌طلبد و با لحاظ تأکید ماده ۷ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ بر ضرورت رعایت حقوق شهرونـدی، ورود ضابطان به مـنازل اشخاص در جرایم مشهود (جز در موارد خاص نظیر بند ث ماده ۴۵ قانون فوق‌الذکر که ساکنین تقاضای ورود مأمورین را دارند) می‌باید با مجوز مخصوص مقام قضائی باشد و عبارت جرائم مشهود در ماده ۵۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ معطوف به عبارت «بازرسی اشخاص و اشیاء است» و نه به عبارت صدر ماده (یعنی ورود به منازل و اماکن بسته). مفاد ماده ۵۸ قانون فوق‌الذکر نیز که ارائه اصل دستور قضائی در هنگام ورود به منازل را ضروری دانسته است، مؤیّد این مطلب است.

 

سؤال

 آیا دامنه ممنوعیت مداخله کارکنان دولت در معاملات دولتی موضوع لایحه قانونی راجع به منع مداخله وزراء و نمایندگان مجلس وکارمندان دولت در معاملات دولتی و کشوری مصوب ۱۳۳۷/۱۰/۲۲ مشمول معاملات کارکنان هر سازمان با همان دستگاهی است که در استخدام آن قرار دارند یا ممنوعیت شرکت کارکنان دولتی به مفهوم عام آن در معاملات دستگاههای دولتی مدنظر می‌باشد؟به عنوان مثال، چنانچه سازمان آموزش و پرورش اقدام به برگزاری مناقصه یا مزایده‌ای جهت خرید یا فروش اموالی نمود، آیا کارکنان بانک ممنوع از شرکت در اینگونه معاملات هستند؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

به موجب لایحه قـانونی راجع به منع مداخله وزراء و نمایندگان مجلس و کارمندان دولـت در معاملات دولتی و کـشوری مصوب ۱۳۷۷/۱۰/۲۲ ممنوعیت کارکـنان دولت و … در معاملات دولـتی به طور «عام» می‌باشد و قانونگذار برابر تبصره ۳ ماده ۱ لایحه قانونی صدرالاشاره منظور از معاملات مصرح در ماده ۱ لایحه قانونی مرقوم را بیان نموده است و شرکت در مزایده و مناقصه و نیز خرید و فروش‌هایی را که باید طبق قانون محاسبات عمومی یا مناقصـه و یا مزایده انجام شـود، هر چند به موجـب قوانین دیگر از مناقصـه و مزایده استثناء شده باشد، جزء معاملات موصوف دانسته است.

سؤال

 اگر شخصی به علت تعدد اتهام مثلاً مشارکت در تهیه و نگهداری ۲۰/۱ گرم شیشه به تحمل ۵ سال حبس حداکثر و معاونت در تهیه و نگهداری ۴۰/۳۷ گرم شیشه و هروئین به تحمل ۳ سال حبس حداکثر به استناد ماده۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ محکومیت یابد، متعاقب آن پرونده به اجرای احکام ارسال و مجازات اشد ۵ سال در حین اجراء باشد و شخص محکوم پس از تحمل قسمتی از مجازات بخشی از مجازات مثلاً ۲/۱ مجازات وی مشمول عفو مقام معظم رهبری قرار بگیرد، حال آیا باقی¬مانده مجازات اشد وی که در حال اجراست، اجراء می¬شود یا مستنداً به قسمت اخیر ماده۱۳۴ که اشعار می دارد اگر مجازات اشد به یکی از عوامل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجراء باشد، مجازات اشد بعدی اجراء می‌گردد، مجازات اشد دیگر وی یعنی ۳ سال اجراء خواهد شد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

عفو و آزادی مشروط از موارد اجرای مجازات است؛ کما این که مطابق تبصره ۳ ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ «درعفو اثر تبعی محکومیت پس از گذشت مدتهای فوق از زمان عفو یا اتمام آزادی مشروط رفع می‌شود….» .بنابراین درفرض سؤال درصورت شمول عفو نسبت به بخشی از مجازات اشد، موجب قانونی جهت اجرای مجازات اشد بعدی وجود ندارد؛ بلکه با اعمال عفو، باقی مانده مجازات اشد اجراء می‌شود.

سؤال

 صاحب حق قصاص مرتکب را در وضعیت نامعینی رها نموده و در مهلت اعطایی طبق ماده ۴۲۹ قانون مجازات اسلامی نیز نسبت به گذشت مصالحه یا اجرای قصاص اقدام نمی‌کند آیا دادسرا مکلف است حسب دستور دادگاه قبل از اینکه تکلیف جنبه خصوصی قتل مشخص شود طبق ماده ۶۱۲ قانون یاد شده مصوب ۱۳۷۵ کیفرخواست صادر کند؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

ماده ۴۲۹ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ مربوط به¬حالتی است¬که مرتکب قتل عمد، محکوم به قصاص شده و در زندان به سر می‌برد و اجرای حکم، به جهات مقرر در این ماده به تأخیر افتاده است. بنابراین در فرض سؤال، موردی برای صدور کیفرخواست جهت اعمال ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی نیست و قاضی اجرای احکام، وضعیت را به دادگاه صادرکننده حکم گزارش می‌کند تا مطابق ماده ۴۲۹ قانون صدرالاشاره اقدام گردد.

سؤال

درماده۱۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب۱۳۹۲ که بیان نموده درمورد ضبط این اموال یا اشیاء دادگاه تکلیف آنها را تعیین می‌کند منظور از دادگاه کدام دادگاه است؟ دادگاه عمومی جزایی یا دادگاه انقلاب؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

ضبط اموال مکشوفه موضوع ماده ۱۴۸ قانون آئین دادرسی کیفری سال ۱۳۹۲، بر عـهده دادگاهی است که قانوناً صلاحیت رسیدگی به جرم مربوطه را دارد که بر حسب مورد ممکن است، دادگاه عمومی جزایی و یا دادگاه انقلاب باشد.

سؤال

نحوه تقدیم ضرر و زیان معنوی چگونه است؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

مطابق ماده ۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، شاکی می‌تواند جبران تمام ضرر و زیان‌های مادی و معنوی و… ناشی از جرم را مطالبه نماید و تبصره ۱ این ماده، زیان معنوی را تعریف نموده و بیان داشته که «زیان معنوی عبارت از صدمات روحی یا هتک حیثیت و اعتبار شخصی و خانوادگی یا اجتماعی است. دادگاه مـی‌تواند علاوه بر صـدور حکـم به جبران خـسارت مالی به رفع زیان به طرق دیگر از قبیل اقدام به عذرخواهی و درج حکم در جراید و امثال آن حکم نماید». برای تقویم خسارت مالی زیان معنوی، دادگاه می‌تواند با اخذ نظر کارشناس به نحوی که در این تبصره آمده اقدام نماید.

همایش آیین دادرسی کیفری 1392دربوته نقد - اردیبهشت 94

همایش آیین دادرسی کیفری 1392دربوته نقد - اردیبهشت 94
سطح برگزاريمنطقه اي
محورهاي همايش---------------
تمامی موضوعات مرتبط با قانون آیین دادرسی کیفری1392
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: -دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه
-انجمن علمی حقوق دانشگاه ازاد مراغه
-دفتر نمایندگی کانون وکلای اذربایجان شرقی در مراغه
مهلت ارسال چكيده مقالات: 31 فروردین 1394
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 31 فروردین 1394
تاريخ برگزاري همايش: 20 اردیبهشت 1394
سايت همايش: iau-maragheh.cnf.ir:81/fa
تلفن تماس دبيرخانه: -041 - 37452050-
آدرس دبيرخانه: مراغه-بلوار شهید درخشی-دانشگاه ازاد اسلامی-دانشکده علوم انسانی(گروه حقوق)-دبیرخانه همایش
محل برگزاري: مراغه
ایمیل: P.C.L.1392@gmail.com

دانلود کتاب چطور یک انگلیسی باشیم - How to be a Brit

کمکی عالی برای اینکه بتوان انگلیسی را درست صحبت کرد!

دانلود کتاب چطور یک انگلیسی باشیم - How to be a Brit
بزرگنمایی
 
  • نویسنده: George Mikes
  • موضوع: آموزش زبان
  • تعداد صفحات: ۱۹۴
  • فرمت: PDF
  • زبان: انگلیسی
  • تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۹۳
 

Pa. Craigslist killing suspect claims 22 others


FILE - In this Tuesday, Dec. 3, 2013 file photo, Miranda K. Barbour is led into District Judge Ben Apfelbaum's office in Sunbury, Pa., by Sunbury policeman Travis Bremigen. In an interview with The Daily Item newspaper published Feb. 15, 2014, Barbour, charged along with her newlywed husband Elytte Barbour in the murder of a man they met through Craigslist, admitted to the slaying and said she has killed more than 20 others across the country, claims police said they are investigating. (AP Photo/The News-Item, Mike Staugaitis, File) MANDATORY CREDIT
.


FILE - In this Tuesday, Dec. 3, 2013 file photo, Miranda K. Barbour is led into District Judge Ben Apfelbaum's …

SUNBURY, Pa. (AP) — A Pennsylvania woman charged with her newlywed husband with killing a man they met through Craigslist admitted to the slaying in a jailhouse interview with a newspaper and said she has killed more than 20 other people across the country, claims police said they are investigating.

In an interview with The Daily Item in Sunbury, 19-year-old Miranda Barbour said she wants to plead guilty to killing Troy LaFerrara in November. She also said in the interview she has killed at least 22 other people from Alaska to North Carolina in the last six years as part of her involvement in a satanic cult.

"I feel it is time to get all of this out. I don't care if people believe me. I just want to get it out," Barbour told the newspaper for a story published Saturday night.

Sunbury police Chief Steve Mazzeo told the newspaper that investigators were aware of Miranda Barbour's claims of involvement in other murders. He said they are "''seriously concerned" and have contacted police in other jurisdictions.

In a statement issued Sunday, the FBI's Philadelphia division said it had been in contact with Sunbury police and "will offer any assistance requested in the case."

Miranda Barbour's lawyer did not immediately return messages from The Associated Press left at his office Sunday. Mazzeo did not immediately respond to a message seeking comment left at his office Sunday.

Attorneys for Barbour and her husband, 22-year-old Elytte Barbour, have both sought psychiatric evaluations for their clients.

Miranda Barbour's attorney also asked a judge last week to toss out statements she made before she was charged. Public defender Ed Greco said in the motion that Barbour wasn't afforded an attorney despite repeated requests during two police interviews.

Barbour said in the jailhouse interview that she wanted to plead guilty at her arraignment, but that Greco pleaded not guilty for her.

Prosecutors are seeking the death penalty for both defendants in LaFerrara's killing.

Miranda Barbour, a petite woman with long brown hair, told investigators she met the 6-foot-2, 278-pound victim after he responded to her Craigslist ad offering companionship for money.

Elytte Barbour told investigators they committed the crime because they wanted to kill someone together, according to court papers. The couple, who were married in North Carolina and moved to Pennsylvania about three weeks before the crime, told police Miranda Barbour stabbed LaFerrara in the front seat of her car while her husband held a cord around his neck.

Miranda Barbour said in the interview that she doesn't want to get out of jail and that she would kill again if released. She said she had no remorse and killed only "bad people."

Miranda Barbour offered little detail on the murders she claimed to have participated in in Alaska, Texas, North Carolina and California.

She claims she joined a satanic cult in Alaska when she was 13 before moving to North Carolina. Online records for the woman that the newspaper identified as Barbour's mother show her as having lived in both Alaska and North Carolina.