علل ايجاد انحرافات اجتماعي در قشرجوان ونوجوان
در قسمت اول بحث كه مقدمه اي برموضوع بود،به چگونگي داشتن نسلي ايدئال كه موجب بهروزي و سرافرازي جامعه ي بشري مي شودو عوامل موجد آن،اشاره نموديم.
اما در اين مقال به ترتيب به عواملي خواهيم پرداخت كه موجب مي شوندنه تنها به آن جامعه ي مطلوب دست نيابيم،كه حتي ممكن است شرايط سقوط جامعه را از نظر انواع سلامتها،تهديد نمايد.
باتوجه به اينكه خانواده را عاملي اساسي در تعالي يك جامعه دانستيم واز سويي ركن ركين جامعه را والدين ناميديم،لذا به يكي از معضلات فيمابين زن و شوهر وپيامدهاي بروز اين معضل مي پردازيم كه مي تواند در ايجاد و بروز انحرافات در رفتار فرزندان،يعني همان طلايه داران آينده ي جامعه ي بشري،بسيار مؤثر باشد.و آن،بروز "طلاق عاطفي"است.
پس در اينجا به تعريف طلاق عاطفي و دلايل ايجاد آن اشاره اي گذرا مي نماييم.
_طلاق عاطفي چيست؟
در ابتدا لازم است عرض نمايم طلاق عاطفي در زندگي هاي مشترك،همچون ساير پديده هاي اجتماعي به يكباره اتفاق نمي افتد وآرام آرام به وجود مي آيد.
از ديدگاه جامعه شناسي و روانشناسي، طلاق عاطفي عبارت است از سردي رابطه ي بين زن وشوهر كه اين ضعف وسردي رابطه به سردي تمامي روابطي كه يك زوج مي توانند باهم داشته باشند منجر مي شود.
وقتي زن وشوهري با وجود علاقه ي قبلي و عاشقانه ويابراساس سنت ازدواج كردند براين اعتقاد كه بعد از ازدواج عشق به وجود مي آيد،بامشكلاتي روبرو مي شوند و قدرت هضم آن مشكلات براي هر دو طبق روحيات و اميال آنها اجتناب ناپذير مي شود.مرد يا زن به اصطلاح كم مي آورد و شروع به كشتن عشق خود در قلبش مي كند وباكشتن عشق يك طرف،كم كم عشق طرف مقابل هم به مرگ مي انجامد واين رابطه ي سرد ،فقط براي حفظ آبرو و حرفهاي ديگران و ياآينده ي فرزندان باقي مي ماند وهمسري به هم اتاقي تبديل مي شود وگاهي به هم خانه بودن مي انجامد وچه دردناك است اين طلاق!
در اينجا قصد تشريح دلايل وقوع اين نوع طلاق را ندارم وآن را موكول به بحثي ديگر خواهم نمود.
آنچه كه مورد توجه مي باشد،تأثير اين نوع طلاق بر رفتار و روحيات فرزندان است و اينكه رفتار و منش آنان چگونه مي تواند به سمت انحرافات اجتماعي كشيده شود؟
آنچه كه درنتيجه ي طلاق عاطفي در خانواده و رفتار زوج ظهور مي يابد،عبارتنداز:
1.عصبانيت و پرخاشگري وخشونت بي مورد و بي احترامي نمودن
2.دورويي كه نتيجه ي آن اضطراب و تزلزل رواني است
3.دروغ كه موجب نابودي اعتماد در خانواده مي شود.
4.لجاجت
5.خودبيني وتحقير
6.بي انضباطي
7.پنهان كاري
بااندكي تأمل در هريك از مصاديق فوق به راحتي و وضوح مي توان دريافت كه اين صفات ناپسند ناشي از طلاق عاطفي،تا چه حد مي توانند آثار سوء بر رفتار و تربيت فرزندان بگذارند و به راحتي در ايجاد سرنوشت آتي آنان و بروز ناهنجاريها و انحرافات اجتماعي مؤثر باشند.
شیرین ولی پوری