قابل توجه جامعه ی حقوقدانان

 ان شاءالله روزیکشنبه مورخ3/9/92 ( ساعت 17:30-19) گروه حقوق جزاوجرشناسی اقدام به برگزاری نشستی درسالن اجتماعات دانشگاه قوه قضائیه خواهدنمود.

موضوع نشست:

"بررسی لایحه ی آیین دادرسی کیفری"  با تأکید بر :

1.جایگاه ضابطین

2. حقوق دفاعی متهم


لذا انتظارمی رودکلیه ی اساتید بزرگوار وفرهیختگان  ودانشجویان حقوق دراین جلسه حضور بهم رسانند.

پی نوشت:

حضورکلیه ی داشجویانی که بابنده دروس: " آیین دادرسی کیفری و وظایف واختیارات ضابطین " را دارند دراین جلسه الزامیست ویک جلسه کلاسی محسوب می شود.

قابل توجه دانشجویان محترم" ضابطین دادگستری"

باسمه تعالی

باامیدبه قبولی عزاداری شماعزیزان،

جهت جلسه بعدی کلاسمان گروه اول کاررا برای ارائه درکلاس آماده نمایند


گروه اول:افغانستان
گروه سوم :ترکیه

گروه پنجم انگلستان

گروه هشتم:فرانسه

گروه نهم :ایتالیا

گروه دهم:آمریکا

لازم به ذکر می دانم که هرچه سریعتر بقیه ی گروهها، کشورمربوطه را به جناب آقای ابراهیمی، نماینده ی محترم کلاس اعلام نمایند.

من الله التوفیق

نظریه مشورتی در رابطه با قانون جدید مجازات مصوب 92 :مصادیق تعزیرات منصوص شرعی

نظریه شماره ۴۵ - ۲۸/۵/۹۲
۹۷۱/۹۲/۷
۴۵۷-۱/۱۸۶-۹۲

سوال: احتراما همانطور که استحضار دارید به موجب تبصره ۲ ماده ۱۱۵ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ اطلاق مقررات مواد ۱۱۵ بند (ب) ماده (۷) وبندهای (الف) و(ب) ماده (۸) و مواد (۲۷)،(۳۹)،(۴۰)،(۴۵)،(۴۶)،(۹۳)،(۹۴)،(۱۰۵) این قانون شامل تعریزات منصوص شرعی نمی شود با توجه به اینکه تعزیرات منصوص شرعی در قانون مزبور تعریف نشده و یا مصادیق آن بیان نشده است اعلام فرمایند تعریف و مصادیق تعزیرات منصوص شرعی دقیقا چیست؟.

نظریه مشورتی: تعزیرات منصوص شرعی به تعزیراتی گفته می شود که در شرع مقدس اسلام برای یک عمل معین، نوع و مقدار کیفر مشخص شده است، بنابراین مواردی که به موجب روایات و یا هر دلیل شرعی دیگر، به طور کلی و مطلق برای عملی تعزیر مقرر شده است ولی نوع و مقدار آن معین نگردیده، تعزیر منصوص شرعی محسوب نمی شود.

طنز:ساپورت چیست؟

شاید خیلی از هموطنانی که این مطلب را می‌خوانند دقیقا ندانند "ساپورت" چیست و چرا امروزه به محل مناقشه نیروی انتظامی‌و برخی از شهروندان محترم تبدیل شده است. در گذشته این کلمه را بیشتر از زبان غلام پیروانی شنیده بودیم. او وقتی تیمش می‌برد می‌گفت "مسئولان خوب ساپورت کِردن" و وقتی می‌باخت هم می‌گفت "مسئولان خوب ساپورت نکِردن". این ساپورت جدید اما آن ساپورت نیست.

در واقع همان جوراب شلواری سابق خودمان است که جنسش کمی‌متفاوت شده و چنان به بدن صاحبش می‌چسبد که گویی عضوی از بدن اوست. افرادی که عادت به استفاده از شلوار کردی دارند حتی 30 ثانیه هم نمی‌توانند ساپورت را تحمل کنند. به همین دلیل در برخی نقاط کشور طی ماه های اخیر بیش از صد مورد مرگ در اثر نفس تنگی گزارش شده است.

ساپورت اولین بار در کشورهایی مورد استفاده قرار گرفت که به لحاظ امنیتی وضعیت خوبی نداشتند. عوض کردن این شلوارها بیش از 45 دقیقه زمان می‌برد. به همین دلیل زورگیرها مجبور می‌شدند به گرفتن کیف پول، موبایل و سایر البسه فرد زورگیری شونده اکتفا کنند و شلوار برای خود او باقی می‌ماند. پوشیدن این شلوار هم بسیار زمان بر است. شما باید پس از عبور دادن پاچه ها از پنجه های پایتان، دو طرف کمر شلوار را بگیرید و همزمان با بالا کشیدن آن خودتان هم بالا بپرید. این عمل باید بیش از 30 مرتبه تکرار شود تا شلوار در اندام شما جا بیفتد.

با این توصیف لازم است مادری که می‌خواهد به صورت ساپورت پوش فرزندش را صبح زود به مدرسه ببرد یک ساعت زودتر از خواب بیدار شود. پوشیدن ساپورت هرچند نوعی ورزش صبحگاهی محسوب می‌شود اما خب پیرمرد و پیرزن طبقه پایین که در خواب عمیق به سر می‌برند چه گناهی کرده اند؟ (اگر در طبقه همکف زندگی می‌کنید مانعی ندارد) حتما دقت کنید که در آوردن چسبونک هم حداقل به یک دستیار و 120 متر فضا-زیربنای مفید- احتیاج دارد. چراکه ممکن است صحنه هایی شبیه به باراندازهای متوالی در تشک کشتی بین آن دو شکل بگیرد.

خوشبختانه در حال حاضر کشور ما به لحاظ امنیتی در شرایط خوبی به سر می‌برد و بانوان نباید با نگرانی از این مسئله به استفاده از پوشاک غربی روی بیاورند. دشمن وقتی ببیند ما همه ساپورت می‌پوشیم با خودش می‌گوید: «اینها را نگاه کن، آن قدر زیاد زورگیر دارند که روزی چهار، پنج ساعت برای پوشیدن و عوض کردن شلوار وقت می‌گذارند.»

لذا نیروی انتظامی‌این دوستان را برای لحظاتی به داخل ماشین راهنمایی می‌کند تا بیشتر به کارشان فکر کنند. اما متاسفانه دیده شده که کف همان ماشین هم برخی از بانوان ساپورت بساط کرده و به دیگر سرنشینان فروخته‌اند.

وصیّت دوستانه:

 نپوشید لطفا...نکنید این کار را... اگر صلاح بدانند خودشان برایتان تولید می‌کنند و مثل کرم حلزون یا دستگاه دراز و نشست با یک تماس کوتاه جلوی در خانه تحویلتان می‌دهند!!!

پلیس های ایرانی از کجا آمدند؟

سال ۱۲۹۲ شمسی، دولت ایران برای دومین بار گروهی مستشاران خارجی را این بارازسوئد برای اصلاح نظمیه استخدام كرد. آنها ضمن این كه قوانین و مقررات جدیدی برای اداره  نظمیه تدوین كردند، برای اولین بار نظمیه را از تهران به دیگر شهرها گسترش دادند، به این ترتیب شهرهای قزوین، رشت، مشهد و تبریز نیز صاحب ادارات نظمیه شدند.

رایزنی های اولیه این اقدام در زمستان 1291جهت سر و سامان دادن به وضع نظمیه انجام شد و گفت وگوهای اولیه با ژنرال یالمارسن فرمانده سوئدی ژاندارمری ایران انجام گرفت و با كمك و راهنمایی او در نوبت اول سه كارشناس انتظامی سوئدی كه عبارت بودند از : 1ـ وستداهل 2ـ برگدال 3ـ ارفاس به ایران وارد شدند.

اولی به عنوان رئیس تشكیلات، دومی به عنوان رئیس پلیس تامینات و «برگدال» به عنوان رئیس پلیس اونیفرم یعنی سركلانتر مشغول خدمت شدند.

در این هنگام قاسم خان والی (سردار همایون) رئیس كل نظمیه بود. آن گروه از كاركنان شهربانی كه نمی خواستند به اصطلاح فرمانبردار مستشاران سوئدی باشند و طبعا میل داشتند اداره امور نظمیه با خود آنان باشد، شهربانی را ترك كردند و سردار همایون نیز از سمت خودش استعفا كرد.

«وستداهل» و همكاران سوئدی اش «برگدال» و «ارفاس» سه ماه در تهران سرگرم مطالعه بودند و پس از سه ماه در نظمیه حضور یافتند و آن را از سردار همایون تحویل گرفتند، وستداهل دو نفر مترجم به نام رادسر و مدیرالملك برگزید.

در ابتدای دوره سلطنت محمدرضا پهلوی، با فروپاشی هیولای استبداد، و رفع دلهره مردم از تشكیلات مخوف نظمیه رضاشاهی، تا اندازه ای سلطه  شاه بر این تشكیلات كم شد ولی مدتی بعد از آن و با محكم شدن پایه های قدرت شاه جدید، هدایت تشكیلات شهربانی دوباره در اختیار دربار قرار گرفت و این خود یكی از اختلافات دولت مردمی دكتر محمد مصدق با دربار بود.

پلیس های ایرانی از کجا آمدند؟

مصدق كه به آزادی مردم به عنوان استراتژی ـ و نه یك تاكتیك ـ معتقد بود، از این كه می دید ماموران شهربانی با خشونت با تظاهرات و اعتراضات مردم برخورد می كنند، برآشفت و تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ را به شاه داد.

قبول نكردن تقاضای مصدق به استعفای نخست وزیر و به دنبال آن قیام مردمی سی ام تیر ۱۳۳۱ منجر و در نهایت شاه مجبور شد وزارت جنگ را به مصدق بسپارد اما از آنجا كه نیروهای نظامی كشور از گذشته در ارتباط نزدیك و تنگاتنگ با دربار بودند در مدتی كه مصدق اداره این وزارت را به عهده داشت به ظاهر از او، و در واقع از دستورات دربار و شخص شاه تبعیت می كردند.

پس از سرنگونی دولت مصدق با كودتای آمریكایی ۲۸ مرداد، تشكیلات انتظامی كشور به طور مطلق در اختیار شخص شاه و در تبعیت كامل از او قرار گرفت، تا حدی كه حتی سپهبد مبصر كه از مهره های نزدیك و مورد اعتماد شاه بود به علت مقابله با اعمال خلاف عفتی كه در محلی به نام كی كلاب ـ كه متعلق به اشرف پهلوی بود ـ انجام می شد، از ریاست شهربانی كل كشور عزل شد.

پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، كمیته های انقلاب تشكیل و در كنار شهربانی و ژاندارمری، آغاز به كار كرد اما موازی كاری این نهاد ها در    نهایت مسئولان را بر آن داشت تا سه سازمان مذكور را با یكدیگر ادغام كنند.

حاصل این ادغام نهادی جدید با عنوان نیروی انتظامی بود كه اكنون با نام اختصاری «ناجا» معرف پلیس ایران است. این اتفاق در حالی رخ داد كه پلیس ایران برای مدت های طولانی از دو قسمت مهم پلیس شهری و ژاندارمری (مرزی و روستایی) تشكیل شده بوده، كمیته نیز به عنوان یكی از اركان مهم حفظ نظم و امنیت داخلی و دفاع از ارزش های داخلی كشور بعد از پیروزی انقلاب به این مجموعه افزوده شد.

كثرت نیروهای پلیس در بعد از انقلاب و ضرورت  ادغام این نیروها باعث شد تا در سال 1370 با تصمیم مجلس شورای اسلامی این سه نیرو در یكدیگر ادغام و سیستم پلیس واحد به وجود آید. براساس قانون جدید، پلیس ایران جزئی از ستاد نیروهای مسلح و وابسته به وزارت كشور و در تبعیت از رهبری معظم انقلاب قرار گرفت.

پلیس جدید ایران در سه بخش تقریبا مستقل فرماندهی، حفاظت و اطلاعات و سازمان عقیدتی سیاسی تشكیل شده است.

حوزه فرماندهی و حفاظت و اطلاعات تقریبا در ساختار سیستم پلیس تمامی كشورهای جهان مشترك است، اما وجود سازمان عقیدتی سیاسی از ویژگی های سیستم پلیس ایران محسوب می شود، این سازمان موظف است تا در بعد اعتقادی، سیاسی نسبت به حفظ دستاوردهای انقلاب و ایجاد روحیه دینداری و اخلاق متناسب با تعالیم دین اسلام كه حفظ حرمت انسان ها از جمله اصول اساسی است، اقدام كند.

پلیس های ایرانی از کجا آمدند؟

پلیس در مقاطع مختلف

دوره آریایی ها: شهریار ریش سفیدان و پیران. دوره مادها: واسطه. دوره هخامنشیان: خشترپاون، شهربان، نگهبان، كاراون، ارك پات، اركبند، بازرسان شاهی، استخبارات.

دوره سلوكی ها: به سبك دوره هخامنشیان

دوره اشكانیان: سازمان پولیس

دوره ساسانیان: شهریك، دیهیك، كوئپان، دیوان حراس، نیزه داران

دوره اسلام: محتسب، شرطه، شحنه، معاون، متوالی الشرطه، صاحب الجسر، امرالجسر (امرالجسرین)، درابون، عامله الشرطه، والی الحرب، عسس، عسش باشی، حاكم، حافظ، صاحب المدینه، صاحب اللیل، طواف اللیل، احداث

دوره افشاریه: داروغه، كدخدا، سرهنگ، خلیفه، نواب، پاسبان

دوره زندیه: داروغه،  كلانتر، محتسب، نقیب، میرشب، گزمه

دوره صفوی: دیوان  بیگی داروغه، میرشب گزمه، شبگرد، پاكار، كشیكچیان دربندها، محتسب الممالك، كلانتر، اداره  احداث

دوره قاجاریه: نسقچی، فراشباشی، ده باشی، پنجاه باشی، یوزباشی، میرغضب (ماموراعدام)، گزمه، میرشب  شبگرد، داروغه، كلانتر

دوره پهلوی: پاسبان، ژاندارم، پلیس.آجان

دوره جمهوری اسلامی ایران: نیروی انتظامی (ناجا)، پلیس

اونجلیسم

نه از سیاست خوشم میادونه قصددارم مطلبی به سیاست اختصاص بدهم اما امروز دردانشگاه بایکی از اساتیدداشتیم راجع به پروژه ی کارگروه حقوق جزای عمومی صحبت می کردیم که باشنیدن اشتیاق بسیارزیادایشان به تحقیق وموضوع کارگروه ، صحبتمان گل کرد وازبزرگان حقوق ودکترابرندآبادی صحبت کردیم ودرباره ی نظریات مادام دلماس مارتی وخلاصه...حرفمان به آنجاکشیدکه متوجه شدم دکترابرندآبادی علوم سیاسی هم خوانده اند!!ازشنیدن این خبرکاملاً سورپرایزشدم!

البته به همکارم عرض کردم که عالم سیاست عالم بی دروپیکریست که بالعکس ماحقوقیها بدون سندومدرک وصرفاً براساس یک سری دانسته ها می نشینندو"رمّالی" می کنندواز آینده می گویند( البته واژه ی "رمّال" الآن به ذهنم رسید وخوشم آمدونوشتم!)مانند آقای فوکویاما که خیلی راحت از نظریه ی خودش عدول کرد وعذرخواست...

به محض خروج اسم "فوکویاما" همکارم که از اظهارنظر اوخبرنداشتند خواهان شنیدن نظرش شدند که برایشان توضیح دادم فوکویاما در اوایل قرن 21 راجع به تحول جهان به سردمداری ایالات متحده نظراتی ارائه نمودکه دراواخر دهه ی اول قرن21 عذرخواهی کرد واعتراف نمودکه قدرت اسلام را نادیده گرفته است...

همکاربنده باشنیدن این مطلب فرمودند:" حدس می زدم اینگونه باشد...شما درباره ی  اونجلیسم ها که حتماً شنیده اید؟؟!!" وبنده عرض کردم که متأسفانه خیر...

حالا تمایل دارم آنچه را که متوجه شده ام به اختصار دراینجاقراردهم وجهت اطلاعات بیشتر می توانید به منابع موجود در فضای مجازی مراجعه بفرمایید.

evangelists، پیروان فرقه ی اونجلیسم هستند که از دهه های 1820 و 1830 در آمریکا آغاز شد و بعداً علاوه بر آمریکا، در کشورهای دیگر جهان نیز گسترش یافت اما همچن v vان آمریکا خاستگاه مرکز اقتدار طرفداران این فرقه محسوب می شود. آمار دقیقی از جمعیت آنها وجود ندارد اما تخمین زده می شود که بین ده تا پانزده درصد از جمعیت مسیحیان کانادا و آمریکا اونجلیست باشند. اونجلیست ها نسبت به جمعیت شان سهم رسانه ای زیادی در آمریکای شمالی دارند. بطوریکه گفته می شود اکنون فقط در آمریکا 1550 ایستگاه رادیویی و 350 ایستگاه تلویزیونی متعلق به آنهاست و شبکه های ماهواره ای متعددی را نیز در اختیار خود دارند. آنها خود را به عنوان اثر گذاردن مشروع در تغییر فرهنگ آمریکایی و رسانه های عمومی و نیز پیشگامان مبارزه علیه لیبرالیسم سکولار در جامعه آمریکا در طول قرن بیستم معرفی می کنند. از اعتقادات اصلی و مشترک اونجلست ها، اعتقاد جالب، بامزه و در عین حال خطرناک آنها به ظهور قریب الوقوع «دجال» است. آنها معتقدند دجال به زودی ظهور خواهد کرد و دنیا به عذابی سخت دچار خواهد شد و فقط «مسیحیان دوباره تولد یافته» نجات خواهند یافت. پیروان این فرقه روابط بسیار حسنه ای با یهودیان و به خصوص صهیونیست ها دارند. آنها معتقدند در آخرالزمان، یهودیان از سراسر جهان باید به سرزمین فلسطین مهاجرت نمایند و هم زمان با ظاهر شدن دجال، 144000 نفر از یهودیان به مسیح اعتقاد پیدا خواهند نمود و همراه «مسیحیان دوباره تولد یافته» و مسیح به بهشت خواهند رفت و آنگاه تمامی یهودیان جهان به دست دجال کشته خواهند شد. این ماجرای مهیج همین جا تمام نمی شود و به اعتقاد اونجلیست ها هفت سال بعد از ظاهر شدن دجال، مسیح همراه مسیحیان دوباره تولد یافته به زمین فرود خواهند آمد و دجال را در محل فلسطین در جنگ نهایی مقدس یعنی «آرماگدون» شکست خواهند داد و مسیح پس از آن برای مدت هزار سال حکومت جهانی را به پایتختی بیت المقدس رهبری خواهد کرد. اونجلیست های معاصر معتدند که اسرائیل استثناء است و صهیونیزم و اسرائیل برنامه خداوند برای خاورمیانه هستند. آنها به همین میزان با دشمنان صهیونیزم نیز دشمن اند و در همین رابطه به شدت طرفدار به راه افتادن جنگ آمریکا علیه ایران هستند. نکته ی تحسین برانگیز آن است که آنها در مورد اعتقادشان نه فقط خجالت نمی کشد بلکه با صراحت و حرارت هم حرف می زنند و با صرف هزینه های هنگفت، رسانه های بسیاری را برای تبلیغ اونجلیسم بسیج کرده اند. دکتر کرمنت بیشعوری این افراد را چنان وخیم میداند که آنها را از دسته ی بیشعورهای مقدس مآب خارج کرده و در رده ی ابر بیشعورها (Mega Asshole) جای داده است.

نوشتن عبارتی که بر زنان حرام است و...

چندی است که بازار صدور فتاوای مضحک از سوی علمای فرقه وهابیت به شدت داغ شده است و هرکدام برای اینکه شهرت بیشتری کسب کنند٬ فتوای مضحک تری صادر می‎کنند.

أبوالبراء یکی از این شیوخ وهابی است که خود را در شبکه اجتماعی تویتر با نام "علامه أبوالبراء" معرفی کرده و در زمینه صدور فتاوای مضحک رنج‎های بسیاری را نیز متحمل شده است.

این مفتی وهابی در جدیدترین و مضحک ترین فتاوای خود٬ نوشتن "هههههه" از سوی بانوان را حرام اعلام کرده است.

وی که عضو هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی است در صفحه شخصی تویتر خود آورده است: نوشتن عبارت "هههههه" از سوی بانوان برای دلالت بر خندیدن حرام است.

أبوالبراء در توجیح این فتوا می افزاید: استفاده از این عبارت بدان جهت حرام است که مردان را به فکر اقدامات حرام می‎اندازد.

بخش مضحک تر ماجرا آنجا است که وی آورده است: در صورتیکه از "هـ" بیشتری استفاده شود٬ شدت حرام بودن آن افزایش می‎یابد.

عضو هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی برای جلوگیری از این فعل حرام(!) چاره ای اندیشیده و ادامه داده است: بهتر است که زنان به جای عبارت "هههههه" از عبارت "خنده عفیفانه" استفاده کنند.

نوشتن عبارتی که بر زنان حرام است ومردان را تحریک می کند!! + سند

پیش‎تر نیز أبوالبراء در فتوایی درمورد "استفاده زن از کولر در غیاب همسر" گفته بود: روشن كردن كولر برای زن، در غیاب شوهر حرام است. وقتی زنی در غیاب همسر خود كولر خانه را روشن كند، ممكن است همسایه متوجه شود كه زن در منزل است و به همین سبب مرتكب زنا و فحشا شود!