اما صدور این ابلاغیه بدین شکل تنها می تواند یک نکته ی مهم را به ذهن متبادر نماید وآن اینکه دولتمردان و مسئولان متولی امر استحکام بخشی به نهاد سترگ خانواده نتوانسته اند با تدقیق و توجه به اصول مندرج درقانون اساسی، به وظایف خود به درستی عمل نمایند.

لذا عالی ترین مقام مسئول کشور خود را موظف دانسته اند به گونه ای مجزا و برجسته نمایی به این مهم توجه آنان را جلب نمایند.معظم له به درستی بر اهمیت نهادخانواده وجایگاه آن به عنوان بزرگترین سرمایه ی اجتماعی یک هژمون عنایت دارند و می دانند تقویت این سرمایه ی اجتماعی مساوی است با تقویت استحکامات مورد نیاز تداوم یک حاکمیت!

اما درپاسخ به سؤال شما باید ذکرنمود دراین که پیمان ازدواج زن و مرد با یکدیگر ، در حقیقت پیمانی برای پشتیبانی این دو از هم در تمامی مراحل زندگی است، تردیدی وجود ندارد. .اما سخن اینجاست که بنابرقوانین و حتی نگاه دینی بار این معیشت واقتصاد درخانواده ها برعهده ی کیست؟ومسئول و متولی رفاه اقتصادی خانواده کدامیک از زوجین می باشد؟

از جمله مسائل مهم در ارتباط با نهاد خانواده ، شناسایی حقوق هر یک از  زوجین ( زن و شوهر ) از یک سو و نیز ، تکالیف آن دو در قبال هم ، از سوی دیگر است . می دانیم که در عقد نکاح ( ازدواج ) دو جنبه مادی و معنوی موجود است که به یقین جنبه معنوی آن در اولویت می باشد چنانکه در ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی بیان شده است: زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.ودر مصحف شریف هم در آیه ۲۱ سوره روم ، مودت و مهربانی را یکی از اصول اساسی و از ارکان روابط انسانی در زندگی مشترک دانسته که خداوند آن را از اصول مهم میان زن و شوهر می داند .

اما دربعدمادی به نظرمی رسد مبنای این بعد،"اقتصادخانواده ومدیریت آن " می باشد. يكي از اصلي ترين سر فصل‌هاي مديريّت اقتصادي در اسلام كسب در آمد حلال براي گذران امور زندگيست كه به آن اهتمام ويژه شده است؛ تا آنجا كه كسب درآمد براي امور زندگي را در تراز جهاد في سبيل الله قرار داده‌اند:قَالَ الصادق(ع) :الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ حَلَالٍ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ:«امام صادق(ع) فرمود:كسي كه در راه كسب روزي حلال براي خانواده‌اش تلاش كند مانند مجاهد در راه خداست. »

نكته قابل توجه اين است كه در اسلام، در تقسيم مسئوليت‌ها وظيفه كسب درآمد به عهده مرد نهاده شده است و به زن هيچ مسئوليتي در اين زمينه داده نشده لذا فقها به اتفاق و اجماع نفقه را حق زن و وظيفه مرد دانسته‌اند.ویکی از مصادیق "حسن معاشرتی" که درابتدای بحث ،مستفاد ماده1103 ق.م درهمین قانون ذکر می شود،بحث نفقه و تأمین اقتصادخانواده است که ازتکالیف زوج و حقوق زوجه شمرده شده است.

مدير خانواده بنابرقوانین موضوعه ی ایران واسلام، زوج است و این زوج اگر مي‌خواهد مطابق الگوي اسلامي زندگي را اداره نماید، بايد تلاش كند كه با درآمدي كه كسب كرده، پس از محاسبه توان اقتصادي خود، اولويت‌هاي خانه را تهيه نمايد؛ اولويّت‌هايي مثل خوراك، پوشاك، مسكن، درمان و تحصيل بنابراین درآمد او وحرفه اش باید به گونه ای باشد که بتواند امورخانواده را حداقل مطابق الگوی شریعت اداره نماید.

والگوی شریعت ،تماماً برمدار کرامت انسانی است. کرامت که ضد دنائت و پستی است، به معنای شرافت، نفاست، عزت و سخاوت می-باشد. هنگامی که بپذیریم انسان دارای گوهری ارزشمند است، خواه ناخواه، باید تمامی حقوق و احکامی که برای او تنظیم می¬شود، به گونه¬ای باشد که با کرامت او سازگار باشد.وضامن تأمین این کرامت دریک جامعه ی مدنی ،دولت است.

چنانکه دراصل43درمورد مسئولیت دولت مشاهده می نماییم: «نه تنها وظیفه دارد نیازهای اساسی مردم‌ چون: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه، را تأمین نماید بلکه باید برای دستیابی به رفاه و آسایش مادی و معنوی مردم برنامه¬های اقتصادی کشور را به‌صورتی تنظیم نماید که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد».

پس با عنایت به اصل مذکور حفظ کرامت وشئونات خانواده مستقیماً منوط به توجهات دولت و دولتمردان خواهدداشت و اگر در این زمینه نابسامانی یا آنومی مشاهده شود همانگونه که در ابتدا عرض شد دردرجه ی اول سیاستهای دولت باید مورد مداقه قرارگیرد.

 این درحالی است که  مطالعات و بررسی های کارشناسی نشان می دهد که اقتصاد کشور بنا به علل گوناگون، از عدم تعادلهای زیادی رنج می برد. چنین امری، منشأ اثرات سوئی همچون: افزایش نابرابری اجتماعی، طبقاتی شدن جامعه، گسترش فقر و محرومیت، بیکاری و عمدتاً بیکاری برای مردان و استقراض خارجی شده است که تمام اینها موجب تزلزل بنیاد اقتصادی خانواده ها و درنتیجه نابسامانی کانون خانواده خواهدشد.

درصورت اجرای اصول قانون اساسی در طول سه دهه ی  گذشته(بالاخص اصول3،29،48،49و43)، لازم می آید که در حال حاضر هیچ گونه عدم تعادل و شکافی در جامعه و اقتصاد به عنوان یکی از بخشهای نظام وجود نداشته باشدو به قولی هیچ پدری شرمنده ی خانواده نباشد!

اما درپاسخ به سؤال دوم حضرتعالی باید به این نکته توجه نمود :

ازاهداف متعالی موردتوجه برای ازدواج، بنیان نهادن یک اجتماع سالم و منسجم جهت دست یافتن به مدارج عالی معنوی ومادی آن اجتماع است.پس برافراد دلسوز یک جامعه فریضه است که فرزندان خود را برای چنین رسالتی آماده نمایند.

اگر چنین رسالتی در تربیت وجودی افراد نهادینه شود،بسیاری از معضلات کنونی جامعه در مقابل بحث ازدواج و تولید نسل،حل می شود.

یکی از مواردی که باید مورد توجه جدی متولیان امور و مسئولین وفرهنگ سازی و آموزش جدی قرارگیرد،نفش زن درعرصه ی اجتماع و جایگاه مهم او به عنوان قوام بخش جامعه است.زن باید این موضوع را ملکه ی ذهن خودنماید که رسالت اصلی او "انسان سازی"است.او بزرگترین معمار جامعه ی بشری است .

می گویند بهشت زیرپای مادران است اما زن باید بداند درجامعه ی بشری ، نقشی به عظمت نقش"انبیا" دارد. وچنین باورها و آموزشهایی را می توان از طرق مختلف به زن داد و او را نسبت به توانمندیها وجایگاهش به "خودباوری" لازم رساند.

زنان به عنوان عامل پرورش و رشد نیروی کار، در جریان بهره وری و تولید ناخالص ملی سهم دارند، که با سرمایه گذاری در اطلاعات، دانش ها، نگرش ها و مهارت های زنان این ارزش افزوده خواهد شد؛ بنابراین تلاش حاکمان و نظارت و توجه ملّی به این امر بازخورد مستقیم در پیشرفت کشور را دارد؛ زیرا هرگاه منابع انسانی در محیطی سالم و با انگیزه و احساسات و عاطفه و خیرخواهی و ... پرورش یابد و با عزت نفس و مناعت زندگی را بگذراند، نیروی قوی تری در چرخش امور اقتصادی و اجتماعی خواهد داشت. زنان با فراهم کردن و آماده ساختن محیطی با نشاط و صمیمی برای تأمین نیازهای مادی و معنوی و توجه به بهداشت روحی، جسمی و روانی اعضای خانواده اثر مستقیم بر اقتصاد جامعه می گذارند.

از زمانی که عظمت و اهمیت تربیت فرزند و مدیریت مدبرانه ی خانه و خانواده را نزد زن با عناوین کاذبی مانند حق برابری با مردان یا رویکردهای فمینیستی پوچ وبی ارزش نمودند،زن درعرصه ی اجتماع به دنبال هویت خود رفت!

ما مخالف فعالیت اجتماعی زن نیستیم.نه تنها مخالف نیستیم که این عملکرد او را تکلیفی برایش میدانیم و معتقدیم همانگونه که رسالت اولیه ی زن در عرصه ی خانه وخانواده به منصه ی ظهور وبروز می رسد،رسالت ثانویه ی او درجولانگاه جامعه است.

زن بخاطر توانمندیهایی که طبیعت دراختیارش نهاده در دو عرصه موظف به ایفای نقش مادری و معلمی وخدمت رسانی است.در خانواده با اهدافی عالی و وسیع و دراجتماع پیرو همان اهداف عالیه ی خانواده.فعالیت دراین دوعرصه نه تنها منافاتی بایکدیگر ندارند بلکه موجب دوام وقوام مدیریت مدبرانه ی زن در هردو محور می باشد.

حضورش موجب ارتباطی معقول و متقن بین اهداف هردو مکان جهت نیل به جامعه ی متعالی مورد نظر خواهدبود.