جرم شناسی رشدمدار درفیلم جن گیر
به لطف کرونا،در این روزهای قرنطینه،قسمتی ازبرنامه ی روزانه مان به تماشای فیلم می گذرد.البته به دلیل حال وهوای ناشی ازفوت پدرم واینکه به شدت درتلاشیم تا افسردگی مستولی برخانم والده راکم کنیم،لذابیشترفیلم های موردعلاقه ی ایشان را که شامل سریالهای کره ای هستند،تماشامی کنیم.روزی تقریباً5قسمت!!خدارحم کند!
بالاخره2-3روزقبل همراه پسرم تصمیم گرفتیم درساعاتی که مادربزرگ مشغول استراحتندبرای آرامش وارتقای روح وروان خودمان هم که شده فیلمهایی ازجنس دیگر! تماشا نماییم.اولین فیلم،1408بود با بازی عالی جان کیوزاک ! بعدازفیلم باپسرم تحلیلهای بسیارخوبی داشتیم .شاید درنوشتاری به آنها پرداختم.
اما فیلمی که این دو روزاخیرتماشا کردیم،جن گیر 1و2 بود.اگرعمری باشد فردا3را تماشا خواهیم نمود.درواقع من انتظار داشتم فیلمی ترسناک وسراسرpanic تماشا کنم.شاید معنا والمانهای ترس با سن،تغییرمی کنند.شایدهم مفهوم و سمبل های ترس تحت شرایط زمان ومکان،بالاخص زمان،تغییر نمایند.چون در جن گیر1 حتی گریه هم نمودم.
وقتی پسرم دلیل گریه ام را پرسیدند پاسخ دادم:می دانی چرا ریگن(نام دخترداخل فیلم)،به سراغ احضارروح رفت؟آیاواقعاً خودش آن وسیله ی بازی احضارروح کاپیتان هودی راتهیه نموده بود؟به نظرشما اگروالدینش ازیکدیگرجدانمی شدندبازمحل بازی این دخترنوجوان که تازه واردسن بلوغ شده بود،زیرزمین خانه بود؟اگرپدر،بعدازجدایی نسبت به فرزندش مهرورزی می نمود وساعاتی رابااو می گذراندآیااین دخترنوجوان لحظات تنهاییش رادر زیرزمین وباوسایل بازی عجیب وغریب می گذراند؟آیااگرمادربه جای اینکه تادیروقت مشغول بازی درفیلم باشد،خودرامقیدمی نمودکه بافرزندی که درمرزبلوغ است بیشتروقت بگذراند،دخترنوجوان،بی پناهیش رادرتاریکی های زیرزمین خانه سپری می نمود؟آیااگر به جای غرق شدن درشغل،مادرریگن کمی هم به مسائل ریگن توجه داشت،بادیدن وسیله ی بازی عجیب او،بی تفاوت ازکنارش برمی خاست؟لااقل اگر به جای آن همه خدمتکار وراننده و آشپزو...یک پرستاریا پارتنریا...برای اوقات فراغت ریگن درنظرمی گرفت بازدخترنوجوان،تنهاییش را باارواح تقسیم می نمود؟ودهها پرسش دیگرکه قابل طرحند!
فرزندم که مبهوت شده بودباخنده گفتند:مادرجان!این فیلم است.شماچرااینقدرجرم شناسانه وجنایی آن راتماشا می کنید؟ازاینها گذشته یعنی می گوییداگروالدینش ازیکدیگرجدا نمی شدنداین اتفاقات برای ریگن نمی افتاد؟یااگرمادرش خانه داربود،ریگن به سراغ این بازیها نمی رفت؟
درحالی که به فرزندجوانم که مسافر آخرین سالهای بلوغ است و تظاهرات شباب برچهره اش خودنمایی می کند، می نگریستم، گفتم عزیزدلم،پاسخ هیچ یک ازسوالات شمارانمی توان قطعی داد.همه ی امورما به نظر نسبی می رسند.برای رخ دادن یک حادثه یا حتی وقوع یک جرم نمی توان تنهاوتنها به ذکر یک یا حتی چندعامل محدود بسنده کرد.برای وقوع یک اتفاق یقیناً بایدمجموعه ای ازاسباب و علل را درنظرگرفت.
اما آنچه درمعنای اگزیستانسیالش می توان معنانموداین است که جوهره ی ذات والدین برای حمایت وکاهش آسیب های اطراف نسل بعد تعریف می شودومعنامی یابد.اگرقرارنیست یا نمی خواهند ویا نمی توانندبه هردلیلی نقش والدین داشته باشند،امری دیگراست ولی وقتی پابه این نقش گذاردندمعنای زندگیشان باتوجه به این نقش تعریف می شود.
این نقش ومعنا دقیقاًازهمان زمان انعقادنطفه شروع می شود. ازهمان زمان هردویشان درمقابل این موجودعزیز،تکالیفی برعهده دارند.موجودعزیزی که قراراست جهان بعدازوالدین را اداره نماید.پس این نقش ازهمان ابتدای موجودیت ورشد تازمانی که برومندمی شودبردوش والدین است وهیچ چیزمانع ایفای این نقش وتکلیف نمی شود.
به خاطربسپاراولین معلم کودک،والدینش هستند.معلم در نظام آموزش رسمی براساس فوندانسیونی که والدین آماده نموده اند،اقدام به ساختن بنامی نمایدواین همان نکته ی مهمی است که کمترموردتوجه قرارمی گیرد و اغلب مغفول می ماند.
اما این که پرسیدی چرا حتی فیلم را ازمنظرجرم شناسی تماشا می کنم این سخن سهراب سپهری عزیز برایم تداعی شدکه:"میوه ی کال خدارا آن روز،می جویدم درخواب"!عزیزم،اگرتخصصت رابرای ارتقای آگاهی خودت وجهت خدمت به ابنای بشرانتخاب کرده باشی،محال است حتی خوابهایت،ازآن دورباشند!
خوب وبد این نظر رامختاری که قضاوت نمایی!
شیرین ولی پوری