25 دسامبر بهانه ای شدتا بار دیگر به یکی از موضوعات مهم و مورد مناقشه در حقوق ایران نگاهی داشته باشیم.ضمن عرض شادباش این روز خجسته( که به روایت کلیساهای کاتولیک و پروتستان، زادروز یکی از عزیزترین مخلوقات عالم امکان یعنی عیسی بن مریم سلام الله علیه است) به جمیع پیروان ادیان ابراهیمی جهان، لازم دانسته شدباتوجه به نصوص معتبره و منابع موجوده و قوانین مطروحه به این بحث پرداخته شود که مرتد کیست و ارتداد چیست؟

 

همانگونه که میدانیم مستفاد اصل 12 ق.ا.ج.ا.ا،دین ومذهب رسمی درایران، شیعه ی جعفری اثنی عشری الی الابد ذکرشده است ازسوی دیگر دراصول پسین قانون مارالذکر، ادیان مورد توجه و تأیید نیز در قلمرو حاکمیت ج.ا.ا به وضوح و شفافیت نام برده شده ومبنای مشترک تمامی این ادیان(جززرتشتی)، ابراهیمی بودن آنان و اولوالعزم بودن پیامبران آنهاست.یعنی وجه مشترکی که بادین مبین اسلام دارند.

 

اگردرصدد یافتن مشترکات باشیم به قول جناب نجاشی که به جعقربن ابیطالب گفت:"تفاوت بین دین ما ودین شمابه باریکی یک خط است!" درعالم واقع و به دوراز بدعتهایی که بعد درادیان ابراهیمی ازسوی پیروان و زعمای این ادیان واردشد،حتی اندازه ی آن خط هم بین این ادیان تفاوت وجود ندارد.

 

بنابرنص کلام شارع مقدس درآیه ی19 ازسوره ی مبارکه ی آل عمران"اعوذ بالله من الشیطان الرجیم... ان الدین عندالله الاسلام"همه ی انبیا،مبلغ یک دین یعنی " اسلام" بوده اند بدون اینکه تفاوتی بین آنها باشد. دراینجا براین پرسش نگاهی گذرا خواهیم داشت که:"اگرهمه ی ادیان، "اسلام" بوده اند،پس فلسفه ی بعثت این همه رسول چه بوده است؟پاسخ این سؤال براهل مطالعه واضح است که درهرازمنه ای پیامبرموردنظر به فراخور سطح شعور و آگاهی و آمادگی پذیرش مخاطبین درمقام انجام نبوت،سخن میرانده است و زمان بعثت نبی مکرم اسلام صلوات الله و سلامه علیه ،بشر از جهت دریافت و بالاخص سخنوری،به دوران بلوغ خود رسیده بود.بنابراین معجزه ی حضرت ختمی مرتبت "کتاب" است.

 

بنابرتفاسیرمتعددموجود درمورد آیه ی19،تمام انبیا و مرسلین درصدد تبلیغ و ترویج " اسلام" و "دین" به معنای خاص و واحد ویکسان آن بوده اند.پس راه همه به سوی یک هدف که همان تسلیم محض و بی چون و چرا درمقابل خدابوده است و همچنین هر نبی بشارت می داده بعثت نبی پس ازخودرا که ادامه دهنده ی راه اوست و همه باید اورا تصدیق نمایند! لازمه ی ایمان به نبی نوظهور هم معتقدبودن و تأییدانبیاء قبلی است.چراکه همه، یک راه و یک دین ویک هدف را درپیش داشته اند.

 

می توان بنابرآنچه که دراین مختصر مطرح می شود اذعان نمود انبیا درطول یکدیگر قرار می گیرند.بنابراین واژه ی "ادیان" خلط معناست و همه رابنابرآیه ی شریفه ی مذکور باید " دین" نامید. حال باتوجه به مقدمات مطروحه اگرمبانی واقعی واهداف اصیل ازوجود تمام این انبیا را به درستی دریابیم، آیا تفاوتی خواهدداشت که خودرا عیسوی یاموسوی یا محمدی بنامیم؟آیا اینها جزاین است که تنها انساب و القابی هستندکه موجب تفرقه بین انسانهای خداجو وحقیقت طلب شده اند؟درصورت ایمان به کنه مطالب موجود درکلام هریک از رسل و باوربه اینکه همه آمده اندتا سرتسلیم بشر را به سوی عبودیت یکتا معبود متوجه نمایند،قوانینی که بوی نفاق و تفرقه وتشتت و خشونت را ساطع مینمایند،منفور و مطرود نخواهندشد؟

 

آیا قوانینی مانند ارتداد و مجازات مرتد،جزاین است که مقابل آیه ی19 سوره ی مبارکه ی آل عمران ایستاده است؟تمام آیات موجود درکلام شارع مقدس را به دقت بنگرید.هبچ یک مختص ارتداداز"اسلام"به معنای امروزی نیست.( سوره بقره آیه 217 ،سوره آل عمران آیه 149، سوره مائده آیه 54، سوره محمد آیه 25،سوره نحل آیه 106، سوره نور آیه 55، سوره توبه آیه 65 و 66،سوره بقره آیه 108، سوره ال عمران آیه 86، سوره آل عمران آیه 177، سوره توبه آیه 74).تماماً از" دین" سخن می گویند وتماما سخن ازکافرشدن می رانند. با توجه به آنچه ذکرشد بهترنیست قانونگذار به عنوان اولین گام، خوددست ازتفرقه افکنی برداشته و سعی درفرهنگسازی این موضوع نمایدکه :" ادیان ابراهیمی همه ازیک منبع و سرچشمه نشأت گرفته اند و خروج ازتفکرات ادیان ابراهیمی به شکل اعم،ارتداد شمرده می شود؟آیا باوجود مسائل موجود درجامعه ی جهانی و اینکه چه بخواهیم وچه نخواهیم تفکرات به سوی "جهان وطنی" پیش می رود،این حرکت ازسوی زعمای اسلام موجب زدودن بسیاری ازتفکرات ازجمله "اسلام هراسی" و "اسلام گریزی" نخواهدشد؟آیا این همان گام برداشتن درمسیر سیرالی الله که مورد توجه پیامبراسلام نیزبود،نیست؟آیا چنین انعطافی از اسلام گریزی درمیان قشرجوان نخواهدکاست؟ودرنهایت اینکه:" آیا این موج بردامنه ی محبوبیت اسلام نمی افزاید؟"که البته : "الله اعلم"!

به قلم:شیرین ولی پوری

 criminalsociology@