یادداشتی به قلم بنده به سفارش پایگاه خبری "کوردنیوز"

http://kurdnews.ir/frmShowNews.aspx?NewsId=1262

 

یادداشت دکتر شیرین ولی پوری دانش آموخته حقوق جزا و جرم شناسی - استاد دانشگاه وپژوهشگر ارشد جامعه شناسی[جنایی] با عنوان حق اشتغال وحق کولبران


حق اشتغال وحقوق کولبران
 
 دکتر شيرين ولي پوري

95/11/11

موضوع  درباره ي هم وطناني است كه بخاطر شرايط عديده ،مجبور به انتخاب شغلي شده اند كه امروز با"كولبر"شناخته مي شوند و درراه اين شغل،جان خودرا ازدست ميدهند.يا بخاطر سوز وسرما يا بخاطر برچسب "قاچاقچي و حمل قاچاق"!

به عنوان يك حقوقدان ابتدا عنصرمادي برچسب مطروحه را كاملأ متزلزل ميبينم.مگر اركان مندرج در ماده 144ق.م.ا مصوب 92كه قصدنيز ذكرشده (قصدمجرمانه)محرز است؟؟
پس اگر فقدان قصداست ،ادعاي مجرميت اين افراد متزلزل است و نمي توان ادعا نمود بخاطر مباشرت در حمل قاچاق كشته مي شوند.


هرچنداگر مجرم و قاچاقچي هم بودند اعدام صحرايي شامل حالشان نميشد.
ازنگاه جامعه شناسي جنايي هم به قضيه نگاه كنيم باز توجيهي براي كشته شدن اين افراد نخواهيم يافت

درتعريف کولبر اينطور گفته شده:به افرادي گفته مي‌شوند که براي کسب درآمد زندگي خود مجبور به حمل اجناسي بين دو طرف خط مرزي مي‌شوند.
کولبران بيشتر در استان‌هاي آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه مشغول به کولبري هستند.
آن ها از روي ناچاري و در قبال دستمزد ناچيز اقدام به حمل و ورود کالاي خارجي از نقاط غيررسمي و بدون گمرک مي‌کنند(قاچاق)

همينجا توقف کنيم:
کولبريک
انسان
شهروند
تابع يک حاکميت
مخلوق الهي
وعضوي ازهمان اجتماع است که

بنابرقرارداد اجتماعي اختيارقسمتي از آزاديهايش را به نهادي به نام "دولت" داده تا مابه ازايش از حقوق و امنيت لايق انسان برخوردارشود.
ودولت نيز دركشور ما پيرو همين قرارداداجتماعي است كه موجوديت يافته.اگر هست،براي خدمت به اين تابعان است و حفاظت ازجان و مال آنها (اصل28ق.ا .ج.ا ا).
هيچ بهانه  و دليلي نمي تواند اختيار حقوقي كه خداوند در يدانسان گذاشته است را ازو بستاند.
حتي امروز اعدام در جرائم مرتبط با موادمخدر به شدت با اعتراض خردجمعي مواجه شده است.

پس چگونه است كه جان كولبراني كه با كمترين امكانات ممكن به كولبري مشغولند با يك برچسب بي پايه و اساس ستانده مي شود؟؟

دولت كجا به اصول قانون اساسي جامه ي عمل پوشانده كه حال ازتابعانش سرنهادن بر آستان قانون را انتظار دارد؟؟؟

اصول 2و3قانون اساسي وظايف حاكميت را بيان مي كند.بخوانيد

اصل 2
جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به:‏
خداي يکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او.
وحي‏ الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين.
معاد و نقش سازنده آن در سير تکاملي انسان به سوي خدا.
عدل خدا در خلقت و تشريع.
امامت و رهبري مستمر و نقش اساسي آن در تداوم انقلاب اسلام.
کرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توأم با مسيوليت او در برابر خدا، که از راه‏‏:
اجتهاد مستمر فقهاي جامع‏الشرايط بر اساس کتاب و سنت معصومين سلام الله عليهم اجمعين،
استفاده از علوم و فنون و تجارب پيشرفته بشري و تلاش در پيشبرد آنها،
نفي هر گونه ستمگري و ستم‏کشي و سلطه‏گري و سلطه‏پذيري،
قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تأمين مي‌کند.
اصل ?
دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را براي امور زير به کار برد:
ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوي و مبارزه با کليه مظاهر فساد و تباهي.
بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در همه زمينه‏هاي با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه‏هاي گروهي و وسايل ديگر.
آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح، و تسهيل و تعميم آموزش عالي.
تقويت روح بررسي و تتبع و ابتکار در تمام زمينه‏هاي علمي، فني، فرهنگي و اسلامي از طريق تأسيس مراکز تحقيق و تشويق محققان.
طرد کامل استعمار و جلوگيري از نفوذ اجانب.
محو هر گونه استبداد و خودکامگي و انحصارطلبي.
تأمين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون.
مشارکت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خويش.
رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امکانات عادلانه براي همه، در تمام زمينه‏هاي مادي و معنوي.
ايجاد نظام اداري صحيح و حذف تشکيلات غير ضرور.
تقويت کامل بنيه دفاع ملي از طريق آموزش نظامي عمومي براي حفظ استقلال و تماميت ارضي و نظام اسلامي کشور.
پي‌ريزي اقتصادي صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامي جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محروميت در زمينه‏هاي تغذيه و مسکن و کار و بهداشت و تعميم بيمه.
تأمين خودکفايي در علوم و فنون صنعت و کشاورزي و امور نظامي و مانند اينها.
تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون.
توسعه و تحکيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين همه مردم.
تنظيم سياست خارجي کشور بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمايت بي‏دريغ از مستضعفان جهان.


دريک قسمت از وظايف دولت امده ايجاد محيط مساعد براي رشد....
برويد وببينيد در سال چند مسجد ساخته مي شود درحاليكه شهري مانند ياسوج،سينما هم ندارد!!
در قسمتي ديگر سخن از رفع تبعيض آمده!با كدامين سياستگزاريهاي اقتصادي؟؟
با كدامين برنامه ريزيها و نظارتها؟؟

ظهور شهرام جزايري ها و بابک زنجاني ها و دلالي قراردادهايي چون کرسنت و دکل نفتي مهاجراني ها و بروز پديده حقوق هاي نجومي و مفاسد مالي جزئي از گسترش عظيم فساد مالي و انحطاط فرهنگي درون سيستمي است که سبب نارضايتي شديد طبقات کمتر بهره مند و تهيدست و به تعبير حضرت امام (ره) پا برهنه هايي ، که اعتماد عمومي آنها خدشه دار و آشوب هاي زاغه نشيني را به دنبال دارد .اعتراض آشکار گروه هايي از نخبگان فکري جديد کشور به اين روند تبعيض آميز و غارتگرانه بيت المال که با سکوت دستگاه هاي نظارتي و مجلس صورت گرفته به همين مسئله مهم باز مي گردد.
اينهم از توجه به ازبين بردن تبعيض ازسوي دولت!

تحولات ايران پس از انقلاب که بر مبناي ارزش گرايي تحولي جدي در دگرگوني ساختاري را شکل داده بود و جامعه اي متمايز از دوران پهلوي در دهه اول انقلاب اسلامي آن را نمايندگي مي نمود، با تحول در ساختار طبقاتي و رونق يافتن زراندوزي و اعمال روش هاي اشراف گرايانه از نيمه ي دهه ي سوم به شکل گيري  طبقه اي جديد انجاميد.
طبقه اي که دزدان يقه سفيد آن رااداره مي كنند و درتمام لايه هاي حاکميتي نفوذ دارند و همينها کشور را سفره اي مي بينند که حقشان است وتا دست رنج و حق مردم را واردحلقوم نکنند ازکنارسفره حرکت نمي کنند.
كولبر،دستفروش،اشاعه ي فحشا و بيداد نمودن اعتياد بخاطر اين است كه اين افراد جايي در كنار سفره ي انقلاب ندارند...

چندي پيش مديرکل بنيادشهيد يکي از شهرها فرموده اند:
مي توان با استفاده از ظرفيت بزرگ مهارت آموزي در آموزشگاه هاي دولتي و خصوصي فني و حرفه اي در خروج از اين بحران کمک کرد، چرا که بايد زيرساخت هاي اشتغال را با مهارت آموزي، جذب در مراکز صنعتي و کارگاهي آماده کنيم.
خوب دقت بفرماييد.
جناب مدير كل وضعيت مراکزصنعتي درايران چگونه است؟
من،عرض ميكنم

تحريم هاي بين المللي در زمينه برنامه هسته اي ايران موجب شده که بخش انرژي کشور از سرمايه گذاري و تجهيزات محروم و باعث شده است درپايين ترين حد ظرفيت خود کار کند.بنابراين يك سري ازمراكزصنعتيمان به اين دليل تعطيل شده اند و آنها هم كه فعالند در حداقل ممكنشان باتعديل نيرو باقي مانده اند.
 ظرفيت باقيمانده ازانرژي  هم  آنقدرپايين است که روزبه روز برتعدادکارخانه ها وکارگاههايي که تعطيل مي شوند،افزوده مي شود.
براين موضوع کمبود آب راهم بيفزاييد که موجبات تعطيلي يا تعديل نيروي مراکز صنعتي شده است.

از سوي ديگر در بررسي جامعه شناختي وجود دزدان يقه سفيد لم داده كنارسفره ي انقلاب  با توجه به منشا پيدايش آنها که با پيوند در دستگاه هاي متنوع دولتي بوده يک هشدار بزرگي را ايجاد مي نمايد زيرا همانند بورژواهاي غربي که با تکيه بر اقتصاد تجاري عصر مرکانتليسم و کسب پايگاه سياسي نظام سرمايه سالاري را گسترش دادند در ايران هم با ارتزاق از منابع دولتي مثل نفت و گاز و افزايش ثروت هاي مادي و تقويت پايگاه هاي اجتماعي و تسلط بر نهادهاي مالي و بيمه اي و گمرکي يک ديوان سالاري پديد آورده اند و از اهرم هاي قدرت سياسي و ديواني براي انباشت ثروت خود و بستگان بهره ميبرند و بدليل همين بهره مندي از امکانات دولتي با شبکه مقتدر سرمايه داري جهاني و کانون هاي ثروت و قدرت پيوند برقرار کرده و بدينطريق افزايش و تکاثر ثروت خود را نه در حوزه توليد که در مدار واسطه گري بکار گرفته اند.
و وقتي صحبت از بازسازي پلاسكوها ميشود،چشم به فيش هاي ضعيف مستخدمان دولت دارند كه بر مالياتها بيفزايند.

در چنين شرايطي است كه هر روز خبر ازكشته شدن و مردن مي شنويم
يك روز درگوشه اي ازشهر با جنازه ي مثله شده ي زني روسپي مواجه ميشويم...
روزي ديگر جنازه ي مردي ميانسال و معتاد را در كنار جوي آبي مي يابيم
فردا فردي ديگر بخاطر شرايط مالي خودكشي ميكند و روزي ديگر كولبري..
اين همه آدم مي‌ميرند يا کشته مي شوندجان انسان در اين مملکت از جان گربه و سگ هم بي ارزشتر است اما هر سال ميزان ديه افزايش مي يابد.
من نمي‌دانم چگونه در يک کشور مي‌توان ماجراي يک بام و دو هوا را تا اين حد به صحنه آورد. اگر راننده بخت برگشته‌اي عابري را مصدوم يا مقتول بکند ميليونها تومان بايد ديه بدهد، ولي وقتي دولت کم کاري ميکند وبا بي توجهي و عدم سياستگزاريهاي بشردوستانه جان انسانهايي را که براي فرار ازفقرو فحشا و عدم سرافکندگي نزد خانواده به کولبري در مسيرهاي صعب العبور روي آورده اند ميستاند،هيچ معلوم نيست مقصر کيست و خونبهاي اين افرادشريف  با کيست؟ باي ذنب قتلت؟؟