صادق زیباکلام با نگارش نامه ای به حسین شریعتمداری نسبت به رویکرد وی در انتقاد از توافق هسته ای ایران انتقاد کرد.

متن این نامه به شرح زیر است:

«بسمه تعالی

حضرت حاج حسین شریعتمداری

نماینده مقام معظم رهبری و مدیرمسئول روزنامه کیهان دامت اقباله

با سلام و تحیات، مسبوق هستند که حقیر هفته گذشته مرقومه ای به جناب حجت الاسلام حمید رسایی معروض داشتم. در آن عریضه از جناب ایشان و همفکرانشان که بنای مخالفت با توافق هسته ای ژنو گذارده اند پرسیده بودم که فعالیت های هسته ای مان چه حاصل اقتصادی و کدام ما به ازایی برای رشد و توسعه کشور داشته اند؟

چه به واسطه آن نامه و چه به واسطه مواضع مشابه، آن جریده شریفه مطالبی علیه اینجانب درج کرده اند.

بنده به هیچ روی سودای پاسخ دهی به آنها را ندارم. قصدم بیشتر آن است که به استحضار برسانم که اصل سوال همچنان سر جایش باقی است. کشوری که، جناب شریعتمداری، سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن همردیف کشورهای توسعه نیافته و آفریقایی است، محیط زیست آن بدل به زباله دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می رود، سطح آب های زیرزمینی آن به دلیل بی توجهی و نبود بودجه ده ها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده، با 5،6 میلیون بیکار روبه روست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه های هسته ای اش بشود؟

جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته ای وفقه الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال همچنان سرجایش باقی مانده: هسته ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

ایام به کام باد

صادق زیباکلام

***

حسین شریعتمداری در ستون خبر ویژه روزنامه کیهان پاسخ نامه صادق زیباکلام را داد. زیباکلام در نامه ای نسبت به رویکرد شریعتمداری در مورد توافق هسته ای انتقاد کرده بود. شریعمتداری در پایان جوابیه خود نوشته است: "این بود پاسخ بنده تا ببینیم انشای بعدی شما چه باشد؟"

شریعتمداری نوشت:

صادق زیباکلام با برشمردن برخی مشکلات اقتصادی مدعی شد برنامه هسته ای را باید کنار گذاشت.

وی در نامه ای خطاب به مدیر مسئول کیهان که جز کیهان به سایر رسانه ها و سایت ها ارسال شده (!) می نویسد: کشوری که سرانه دوا و درمان و آموزش و پرورش آن هم ردیف کشورهای توسعه نیافته و آفریقایی است؛ محیط زیست آن بدل به زباله دانی بزرگی شده و منظما دارد از بین می رود؛ سطح آب های زیرزمینی آن به دلیل بی توجهی و نبود بودجه دهها متر پایین رفته و کشور را در معرض یک بحران جدی خشکسالی قرار داده؛ با 5/6 میلیون بیکار روبروست و هزار و یک مشکل دیگر دارد، آیا درست است این همه توانش صرف برنامه های هسته ای اش بشود؟

وی می افزاید: جناب شریعتمداری، گیریم بنده ناصبی، دهری، بابی، زندیق و جزء سایر ملاحده و جنود شیطانی خذلهم الله و جنابعالی و سایر موافقین هسته ای وفقه الله در صراط مستقیم و کامروا در هر دو دنیا. اما اصل سوال لکن همچنان سر جایش باقی مانده: هسته ای چه کمکی به پیشرفت و رشد و توسعه اقتصادی ما کرده است؟

آقای زیباکلام توضیح نمی دهد که اولا بر چه مبنایی سرانه درمان و آموزش و پرورش ایران را با کشورهای توسعه نیافته  آفریقایی مقایسه می کند؟ ثانیا اگر ایشان واقعا غصه بیکاری و مشکلات موجود اقتصادی را دارد، چرا از متهم اول سوءاستفاده و فساد اقتصادی 3 هزار میلیاردتومانی با این ادعای خلاف واقع که او کارآفرین است، دفاع کرد حال آن که آن غارتگر اقتصادی پول هنگفت 3 هزار میلیاردی را نه از راه خلاقیت و تولید و کارآفرینی، بلکه با زد و بند و دادن چمدان های رشوه ای که هر کدام بالغ بر 200 تا 300 میلیون رشوه را بالغ می شدند، به دست آورد؟

نکته سوم این است که آقای زیباکلام چرا به جای استدلال معقول و متین، خودزنی می کند؟! و با مظلوم نمایی چنین القا می کند که او را ناصبی و بابی و دهری و زندیق می شمارند؟ در کدام رسانه به ایشان چنین تهمتی زده اند؟! این هم از زرنگی های نه چندان آمیخته با نبوع آقای زیباکلام است که به هنگام تنگ آمدن عرصه استدلال ، اقدام به مظلوم نمایی و تحریک عواطف می کند. آقای زیباکلام با همان ادبیات آمریکایی ها مدعی شده باید غنی سازی را جمع کرد و آقای داریوش سجادی اصلاح طلب و مشاور سابق کروبی در واکنش به اظهار نظر ایشان گفت؛ این حرف، شبیه سخنان سپهبد رزم آرا در بحبوحه نهضت ملی شدن نفت است مبنی بر اینکه ملت ایران وقتی نمی تواند آفتابه بسازند، چه ادعایی برای ملی کردن نفت دارند.

جوهر استدلال آقای زیباکلام این است که برنامه هسته ای به هزینه ها و دردسرهایش نمی ارزد. اما سوال این است که آیا مسئله ما با آمریکا صرفا همین برنامه هسته ای است؟! اگر مثلا همین آمریکایی ها گفتند آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران نباید نفس بکشند چون باعث آلودگی هوا و تولید دی اکسید کربن می  شوند! یعنی آقای زیباکلام و بقیه ملت ایران باید نفس نکشند؟! اگر آمریکایی ها گفتند ما پیشرفت ایرانی ها در حوزه نانوتکنوژی و... را نمی پسندیم باید تعطیل کنیم؟ غیرت آقای زیباکلام کجا ممکن است گل کند؟ یعنی ملت ایران باید اختیار حیات و ممات خود را به آمریکا و انگلیس بسپارند؟ اگر این گونه است که آقای زیباکلام نباید در تمجید از دکتر مصدق قلمفرسایی کند بلکه باید او را نیز تخطئه کند که چرا کم یا زیاد دنبال بومی و ملی کردن صنعت نفت بود.

شما آقای زیباکلام الحمدلله ناصبی و زندیق نیستید اما در سرمقاله آن روزنامه غربگرا اذعان کردید که اگر به جای صادق زیباکلام، نام شما جانسون و اسمیت بود، حالا نظریات شما را در غرب حلوا حلوا می کردند!

و اما بعدالتحریر؛ آقای زیباکلام! این بود پاسخ بنده تا ببینیم انشای بعدی شما چه باشد؟!