دادگاه انصاف
پروردگارارستگاری خودم وخانواده ودوستانم راتنهاازتومیطلبم که توارحم الرّاحمینی
لينک دوستان
مقاله ای جالب درباب تجارت زنان واطفال واعضای بدن که "جامعة نایف العربیة" منتشرنموده است .موضوع قابل توجه برای یک حقوقدان استدلالهای فقهی- حقوقی است که درمباحث علمی از سوی حقوقدانان کشورهمسایه ی ما مورد استناد قرارمیگیرد.

با کلیک بر روی لینک زیر می توانید مقاله ی مورد بحث را دانلود بفرمایید.

موقف الشريعة الإسلامية من الاتجار بالنساء والأطفال ونقل الأعضاء البشرية

: مرتبه
[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 15:40 ] [ شیرین ولی پوری ]
برای دریافت روی آدرسهای ذیل کلیک نمایید:

http://www.shamslawyers.com/vekalat-1.jpg

 

http://www.shamslawyers.com/vekalat-2.jpg

: مرتبه
[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 20:30 ] [ شیرین ولی پوری ]
 

 

 

کتابی مشروح و استدلالی در فقه شیعه، در قرن سیزدهم هجری قمری به زبان عربی. این کتاب، شرح مبسوط

کتاب «شرایع الاسلام» علامه محقق حلی متوفی 676 هـ ق، است. نویسنده: شیخ محمدحسن نجفی

اصفهانی، معروف به "صاحب جواهر" عالم و فقیه بزرگ شیعه در قرن 13 هـ ق. جواهرالکلام را می توان دائرة

المعارف فقهی شیعی نامید زیرا از نظر گسترش و جامعیت نظرات و آراء دانشمندان و فقهای اثنی عشری، از تمام

کتب قبل، برتر است. چنانکه در وصف آن گفته شده که: نسبت جواهر به فقه، مثل نسبت کتاب بحارالانوار علامه

مجلسی است نسبت به اخبار اهل بیت علیهم السلام. مولف در این کتاب، تمامی فروعات فقهیه را از اول تا آخر

(عبادات، عقود، ایقاعات، احکام) با ادله آنها در کمال دقت نظر بررسی کرده و مسائل و موضوعات گوناگون و متنوع

را از جنبه های مختلف با احاطه کامل بر اقوال علما و استناد به آیات قرآنی و روایات و استدلالات منطقی، تطبیق

داده است. نام کامل کتاب «جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام» می باشد.


معرفی اجمالی نویسنده:


شیخ محمدحسن نجفی، فرزند شیخ باقربن ... شریف اصفهانی و معروف به صاحب جواهر و ملقب به شیخ

الفقهاء از ارکان علمای شیعه و فقیه کامل که در زمان خودش نیز، مرجعیت عامه داشت. مراتب کمالات او، مورد

قبول و مسلم شیعه و سنی است. اصلیت او عراقی و در نجف اشرف ساکن بود. در همانجا حوزه عظیمی برای

علوم دینی داشته و ریاست مذهبی علمی عموم شیعیان از عرب و عجم را به عهده گرفت و شاگردان زیادی

تربیت کرد. او شاگرد شیخ جعفر کاشف الغطاء و شاگرد شاگرد او سید جواد، صاحب «مفتاح الکرامه» است.

دوران زندگی صاحب جواهر، زمینه رشد علمی و شکوفایی حوزه های علمیه، فراهم بود و این به دلیل نهضت نوین

علمی در فقه و اصول (بعد از فروافتادگی سراسری در قرون 11 و 12 هـ ق) و اواخر قرن دوازدهم به دست

موسس بزرگ آقا محمدباقر وحید بهبهانی و سپس تلاش های شاگردان وی، در کربلا و سپس نجف بود. بخش

بزرگی از این تحول و نشاط علمی، مرهون وجود گرانبهای «صاحب جواهر» است که بیانی شیرین و رسا، تدریس

شیوا و دانش فراوان و جست و جوی پی گیرانه ای، در یافتن پاسخ برای مشکلات و مسائل فقهی و اصولی

داشت. این عالم بزرگوار، آثار متعدد دیگری از خود، برجای گذاشته است. وفات شیخ محمدحسن، در اول شعبان

سال 1266 هـ ق، در نجف (مصادف با اوایل سلطنت ناصرالدینشاه در ایران) و مدفن او نیز در همان شهر نجف می

باشد.

ساختار و تقسیم بندی کتاب:

 

کتاب جواهر الکلام، شرحی مزجی است و شامل چهار بخش کلی که عبارتست از:
1- عبادات
2- عقود
3- ایقاعات
4- احکام
5- بخش مهمی درباره چگونگی استنباط احکام فقهی از احادیث
6- اقوال و آراء فقهای متقدم و متاخر شیعه و عده ای از فقهای معاصر شیعه
7- اقوال فقهای مذاهب دیگر مانند «زیدیان» و بعضی از فقهای بزرگ اهل تسنن مانند "ابوحنیفه و شافعی" (البته این آراء و اقوال در بعضی احکام آمده است).

علاوه بر مباحث فقهی و اصولی و قرآنی و حدیثی و ادبی، مطالب متنوع دیگری از جلمه: عادات و سنت های

متداول آن زمان، حوادث مهم آن زمان مانند «واقعه شیوع بیماری طاعون» و در مبحث نماز، ذکر امارات قبله، زاویه

انحراف قبله شهرهای مختلف اسلامی.

ویژگی کتاب:

 

از ویژگی های مهم «جواهر الکلام» اینکه:

1- فروع فقهی زیادی در هر موضوع را شامل شده است بطوری که بعضی مسائل که در هیچ منبع فقهی مطرح نشده، در این کتاب پیدا می شود.

2- مولف ضمن این که مسائل جزئی فقهی را در ذیل متن شرایع مطرح کرده، در بعضی موارد، بابی گشوده و با

عنوان «فائده، فوائد و امثالهم» آنچه را که محقق حلی و دیگران به آن نپرداخته اند، بحث کرده است.

3- تعابیر اختصاری زیادی در مورد نام اشخاص و آثار علمی آمده است مانند "فاضل" برای علامه حلی، "خراسانی" برای فاضل سبزواری، "شارح الدروس" برای آقاحسین خوانساری و ....

باید گفت که شیوه صاحب جواهر در این کتاب چنین است که نخست یک اصطلاح فقهی را آورده و به بحث درباره

جنبه های ادبی و لغوی آن پرداخته و بعد عبارت متن «شرایع الاسلام» را به صورت مزجی ذکر کرده و با استدلال

تفصیلی، ضمن اشاره به اقوال و آراء دانشمندان بزرگ شیعه، در هر مورد، آن را نقد کرده و رای نهایی خود را با

استدلال منطقی و استناد به آیات و روایات و اجماع و دلایل عقلی ثابت نموده است.

منابع کتاب:


طیف گسترده ای از منابع فقهی، اصولی، کلامی، قرآنی، تاریخی، حدیثی و ادبی را در برمی گیرد که بخش

مهمی از آن، کتب فقهی فقهای مشهور شیعه از زمان امامان علیهم السلام تا زمان خود مولف است که برخی از

آنها عبارتست از: آثار شیخ صدوق، شیخ مفید، سیدمرتضی، محقق اردبیلی، شهید اول و ثانی، محمدباقر

مجلسی، وحید بهبهانی و شاگردانش. تعداد این منابع را اگر چه 551 اثر گفته اند لکن می دانیم که شمار قابل

توجهی، منابع با واسطه بوده است. از منابع با واسطه اهل سنت، منابع فقه شافعی و حنفی بیشتر در کتاب به

چشم می خورد. نیز بعضی از منابع فارسی زبانان چون «روض الجنان ابوالفتوح رازی»، «جامع عباسی شیخ

بهائی» و «حدیقه المتقین مجلسی اول» استفاده شده است.

این کتاب:


-مولف، این کتاب را در 25 سالگی اش شروع و بیشتر از 30 سال طول کشید.

- این کتاب، بعد از تالیف، بسیار مورد اقبال و ستایش علماء شیعه قرار گرفت و این به دلیل شخصیت و اعتبار علمی مولف متن (محقق حلی) از یک سو و اعتبار علمی و شخصیت شارح (صاحب جواهر) و ویژگی های انحصاری کتاب از سوئی دیگر بود.

- این کتاب را «اثری بی نظیر در تاریخ اسلام»، «بزرگ ترین اثر فقهی»، «معجزه ای پایدار»، «برترین شگفتی عصر خود»، «مظهر نبوغ یک انسان» شمرده و گفته اند که هیچ فقیهی برای استنباط فقهی اش، از آن بی نیاز نیست. لازم به ذکر است که به رغم اهمیت و عظمت کتاب، پاره ای از آراء اصولی و دیدگاهها و استدلال های فقهی «صاحب جواهر» در محافل علمی فقهای امامی و مجالس درس، مورد بحث و نقد، قرار گرفته و می گیرد. آن چنان که از جانب شیخ انصاری و آیة الله حکیم، تحلیل و نقد شده است.

- این کتاب به علت شهرت و مقبولیتش، نام مولف و خاندانش را در ذیل خود قرار داده و نجفی در زمان فقها به «صاحب جواهر» معروف شد.

شرح و چاپ:

 

شروح و حواشی متعددی بر جواهر الکلام یا بخش هایی از آن تالیف شده که شرح حال آنها در کتاب

«البدرالزاهرفی تراجم اعلام کتاب الجواهر» اثر ناصر کرمی قم 1424 آمده است. اولین چاپ در زمان حیات مولف

1262 هـ ق، در شش مجلد رحلی بود که تا سال 1376 هـ ق 24 بار چاپ شد. چاپ جدید آن در فاصله سالهای

1377 تا 1398 هـ ق در 43 جلد، در نجف، تهران و بیروت بود. چاپ اخیر این کتاب با تحقیقی کامل و استوار در

موسسه نشر اسلامی قم در حال انجام است که تاکنون 16 جلد آن منتشر شده است.

می توانید جزوه ای مفید درمتون فقه که بر اساس کتاب مذکور ولمعه ی دمشقیه ی شهید ثانی

 تهیه شده است را از این لینک دانلود بفرمایید.

 

وهمچنین در زیرلینک مستقیم تمام فصول "جواهر الکلام"

باکلیک بر روی هرجزء می توانید آن را دانلود نمایید

 

 كتاب: جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام
تأليف: الشيخ محمد حسن النجفي
حققه وعلق عليه: الشيخ عباس القوجاني
الناشر: دار احياء التراث العربي - بيروت لبنان
الطبعة: الرابعة

الجزء الاول - الجزء الثاني - الجزء الثالث - الجزء الرابع - الجزء الخامس - الجزء السادس - الجزء السابع - الجزء الثامن - الجزء التاسع - الجزء العاشر - الجزء الحادي عشر - الجزء الثاني عشر - الجزء الثالث عشر - الجزء الرابع عشر - الجزء الخامس عشر - الجزء السادس عشر - الجزء السابع عشر - الجزء الثامن عشر - الجزء التاسع عشر - الجزء العشرون - الجزء الحادي والعشرون - الجزء الثاني والعشرون - الجزء الثالث والعشرون - الجزء الرابع والعشرون - الجزء الخامس والعشرون - الجزء السادس والعشرون - الجزء السابع والعشرون - الجزء الثامن والعشرون - الجزء التاسع والعشرون - الجزء الثلاثون - الجزء الحادي والثلاثون - الجزء الثاني والثلاثون - الجزء الثالث والثلاثون - الجزء الرابع والثلاثون - الجزء الخامس والثلاثون - الجزء السادس والثلاثون
الجزء السابع والثلاثون - الجزء الثامن والثلاثون - الجزء التاسع والثلاثون - الجزء الاربعون

الجزء الحادي والاربعون - الجزء الثاني والاربعون - الجزء الثالث والاربعون


**********

پی نوشت:

دیکشنری شرح لمعه(اصطلاحی ابداعی)

جبلی عاملی، زین الدین (شهید ثانی)؛
الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة مع تعلیقات السیّد محمّد
کلانتر
؛ ج10 ـ 3، مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، قم: بی
تا.

کتاب مذکور عربی به عربی است، لیکن
برای استفاده به عنوان دیکشنری شرح لمعه بسیار مفید است و عبارات توضیحی آن به
راحتی قابل فهم است.

 

 

متن کامل کتاب الروضة البهیة فی شرح
اللمعة الدمشقیة

 

مع تعلیقات السیّد محمّد کلانتر
(وِیژه
رایانه)

 

 

متن کامل کتاب الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة

 

مع تعلیقات السیّد محمّد کلانتر (وِیژه
همراه)

 ممکن است هنگامی که برنامه را برای
اولین بار استفاده می نمایید، اخطار دهد، در این صورت درابتدا نام فایل را به عدد ۱
تغییر دهید سپس برنامه را باز نمایید. در این صورت دوباره ممکن است اخطار
دهد، انتهای اخطار داده شده علامت کلیک سبز را از داخل مربع کوچک حذف نموده و تایید
نمایید. مجددا برنامه را باز کنید.

: مرتبه
[ پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393 ] [ 20:54 ] [ شیرین ولی پوری ]

یکی از مباحث جالب درحقوق اسلامی، انطباق قوانین موضوعه با قواعدیست که اززمان تأسیس اسلام تا کنون مورد توجه دانشمندان دین شناس که دراصطلاح حوزه به آنهافقیه گفته می شود، می باشد.

به بیان منقح تر، فقیه کسی است که به درجه ای از درک فحوای شارع رسیده که می تواند استنباطها واستدراجهای لازم را انجام دهد.وپرواضح است که دراین راه ازمنابع معتبر مورد نظر شارع ، استفاده می نماید.

آنچه مسلم است در تقنین شیعه، مقنن سعی داشته همیشه به این قواعد توجه نماید.گرچند همانطور که بارها درکلاسهانیز عرض نموده ام نمی توان قوانین موضوعه را کاملاً منطبق باشرع دانست چرا که در جایگاه کنونی ایران در عرصه ی بین الملل قرن ۲۱ مخصوصاً ورویکردهای نوین مقنن به سیاست جنایی نوین، امری بدیهی است که انتظار داشتن برای همپوشانی قوانین موضوعه با فقه وشرع امری نه تنها غیرممکن که چه بسا انتزاعیست وحتی ممکن است زمینه های تجری علیه ایران را دربسیاری از کانتکسهای بین المللی ایجاد نماید.

با همه ی این توضیحات دراینجا بی مناسبت نیست مهمترین قواعدفقهی که در تقنین مورد توجه واقع شده اند را بیان نمایم:


ادامه مطلب
: مرتبه
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 22:26 ] [ شیرین ولی پوری ]

انتقام داعش از پدر معنوی مخالفان مسلح در سوریه

داعش در تداوم سختگیری‌های به ظاهر شرعی‌اش(!)، حرفه وکالت را مغایر با شرع الهی دانست و فعالیت وکلا را ممنوع اعلام کرد.

به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، “داعش” با ممنوع ساختن کار وکالت در استان “رقه” در شمال سوریه، باعث شده عمده وکلای مقیم این استان برای تامین هزینه زندگی خود به کارهایی مثل فروش میوه و سبزی روی بیاورند.

البته با فعالیت آنچه که در تشکیلات گروه تروریستی داعش به نام دادگاه‌های شرعی یا هیئت‌های شرعی معروف است، به نظر میرسد وجود حرفه‌ای به عنوان وکالت در مناطق تحت تسلط این گروه را بی‌معنی باشد.

داعش از سال گذشته با تسلط بر استان رقه در شمال سوریه زندگی را بر ساکنان این استان سخت و طاقت فرسا کرده است.

به نوشته روزنامه “المرصد”، داعش همچنین مانع از خروج دانش آموزان دبیرستانی از رقه برای شرکت در دوره آموزش تکمیلی شد. روز گذشته در شرق رقه شماری از زندانیان دربند داعش از حبس گریختند.

اما در عرصه تحولات میدانی روز گذشته در “عین عیسی” استان رقه، ارتش سوریه به مواضع داعش حمله کرد. از سوی دیگر ۱۲ گروه وابسته به “ارتش آزاد”(مخالفان مسلح سوری) در “دیرالزور” تشکلی جدید به نام “ارتش شیرهای شرق” را برای مقابله با داعش تشکیل دادند.

: مرتبه
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 0:50 ] [ شیرین ولی پوری ]

 

2

آیین‌نامه جمع‌آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی در سه فصل و ۴۸ ماده به تصویب رییس قوه قضاییه رسید .

در اجرای ماده ۵۴ قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۵/۳/۱۳۸۸ مجلس شورای اسلامی و بنا به پیشنهاد وزیر دادگستری، آیین‌نامه جمع‌آوری و استنادپذیری ادله الکترونیکی به شرح مواد آتی است:


ادامه مطلب
: مرتبه
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 0:48 ] [ شیرین ولی پوری ]

غریبی که پر فتنه باشد سرش
میازار و بیرون کن از کشورش

و گر پارسی باشدش زادبوم
به صنعاش مفرست و سقلاب و روم

هم آن جا امانش مده تا به چاشت
نشاید بلا بر دگرکس گماشت

که گویند برگشته باد آن زمین
کزو مردم آیند بیرون چنین

 «بوستان سعدی، باب ۱، ص۲۱۳»

____________
پ.ن. شیخ اجل سعدی شیرازی هم گویا دستی بر سیاست جنایی و کیفرشناسی داشته است!

: مرتبه
[ دوشنبه سیزدهم مرداد 1393 ] [ 21:38 ] [ شیرین ولی پوری ]

: مرتبه
[ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ] [ 23:4 ] [ شیرین ولی پوری ]
انسانی که ناگهان سکوت کرده،

آدمی که به یک‌گوشه ساعتها زل‌زده نشسته،

آدمی که دیگر نجنگیده و به یک‌باره حرف نزدن را انتخاب کرده.

تاریخچه‌اش این‌طور است که یک‌روز بیدار شده؛

نگاه کرده دیده هرچه رشته، پنبه است و هرچه پنبه، سوخته.

این آدم در خودش فرو خورده شده، درد داشته اما نزد طبیب فریاد نکشیده،

زخم داشته اما در پی مرهم نرفته، کسی را صدا نکرده.

روزها و روزها نشسته، سوخته‌ها، ویرانه ها و از دست داده هایش را زل زده، بو کشیده، مزه کرده.

تنهایی مطلق‌اش را دست زده، خراش داده و بعد آرام آرام ساکت شده.

آدم سکوت، صبح به صبح بیدار می‌شود، پانسمان زخم‌های پنهان‌اش را عوض می‌کند، لباس می‌پوشد،

وزنه‌ها را به تنش آویزان می‌کند و می‌رود.

این آدم غذا می‌خورد، می‌نویسد، مهمانی می‌رود، می‌بوسد، می‌خندد اما تکلیفش با غمش صاف

نشده؛

 هم اوست که چشم دوخته به اعطاکنندگان لقب صبور، زل‌زدگان به آسمان.

آدم دست‌کشیده از جنگ، تمرین نابودی می‌کند، نمی‌بخشد،فراموش نمی‌کند،یک‌روز تصمیم می‌گیرد که

دیگر ماندلا نباشد. به جای قدرت گرفتن برای ساختن دوباره بر ویرانه ها می نگرد و می گرید...

: مرتبه
[ پنجشنبه نهم مرداد 1393 ] [ 23:0 ] [ شیرین ولی پوری ]

کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران برگزار می کند:

 

کارگاه آموزشی استقلال و بی طرفی قضات و قوه قضائیه
از منظر فقهی، نظام حقوق موضوعه ایران و موازین بین المللی

 

۱۵ مرداد ماه ۱۳۹۳ تهران

 

محورهای موضوعی کارگاه عبارتند از:

- بررسی مفهوم استقلال قضات و قوه قضائیه در موازین فقه اسلامی، نظام حقوقی ایران و موازین بین المللی

- جایگاه مطالبه استقلال قضات و قوه قضائیه در جنبش های مردمی ملت ایران از انقلاب مشروطه تاکنون

- اصول و معیارها و ساختارهای حقوقی و اجتماعی تضمین کننده استقلال قضات و قوه قضائیه

- جایگاه وکلاء دادگستری و نهاد مستقل وکالت در تامین استقلال و بیطرفی قضائی

- ارزیابی تحولات جدید قانون گذاری در جمهوری اسلامی ایران از حیث تاثیر گذاری بر استقلال و بیطرفی قضات

- مرور برخی تجربیات موفق کشورهای مختلف جهان در تثبیت استقلال و بیطرفی قضائی

- مرور مهم ترین چالشهای فراروی استقلال و بیطرفی قضائی در گستره جهانی

 

ملاحظات :

۱- دانش پژوهان سطح کارشناسی ارشد و دکترای رشته های حقوق و فقه و مبانی حقوق اسلامی در مراکز آموزش عالی و طلاب سطح ۳ و ۴ حوزه های علمیه برای شرکت در این برنامه دارای اولویت خواهند بود.

۲- حداکثر ۴۰ نفر بر اساس شرائط علمی بهتر پذیرش خواهند شد.

۳- پذیرفته شدگان نهائی مبلغ ۳۰ هزار تومان به حساب بانکی دبیرخانه این برنامه آموزشی واریز خواهند کرد.

۴- به شرکت کنندگان در برنامه، لوح فشرده مشتمل بر اطلاعات تخصصی مربوط به موضوع کارگاه و گواهی علمی برگزار کننده برنامه تقدیم خواهد شد.

۵- کارگاه از ساعت ۸/۳۰ الی ۱۸ برگزار خواهد شد.

آدرس ثبت نام: پست الکترونیکی ihrc@ihrc.ir یا ihrciran@yahoo.com

تلفن دفتر مرکزی کمیسیون: ۰۲۱۸۸۷۶۸۶۲۳

: مرتبه
[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 23:7 ] [ شیرین ولی پوری ]

اخیراً سایتی به زبان فارسی آغاز به کار کرده که پژوهشگران می توانند به صورت رایگان، مقالات علمی مورد نیازشان را از منابع معتبر دریافت کنند. سایت «ایلرنیکا»  توانسته تا با دور زدن تحریم ها، به صورت کاملاً رایگان و آنی، منابع موجود در پایگاه های ScienceDirect ،Wiley ،Springer ،IEEE ،Emerald را در اختیار کاربران ایرانی قرار دهد.


برای دریافت مقالات کافی است  ابتدا لینک و یا doi مقالات را از منبع اصلی پیدا کنید و سپس آن را در سایت «elearnica.ir» قرار دهید. با یک کلیک، فایل pdf مقاله دانلود می شود. به همین سادگی! برای اطلاع از جزئیات بیشتر این فایل را هم ببینید.

: مرتبه
[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 3:13 ] [ شیرین ولی پوری ]

به تازگی کتابی تحت عنوان «مسائل دشوار حقوق بشر» توسط انتشارات کمبریج چاپ شده که مسائل اصلی «حقوق بشر» را مورد بررسی قرار داده است. این کتاب  متشکل از ۲۳ مقاله منتخب است که در هفت بخش و در قالب هفت پرسش بنیادین پیرامون حقوق بشر گردآوری شده است. عناوین این هفت بخش عبارتند از:

۱- حقوق بشر چیست؟

۲- نحوه ارتباط حقوق بشر با حق‌های‌ گروهی چگونه است؟

۳- حقوق بشر چه انتظاری از اقتصاد جهانی دارد؟

۴- ارتباط حقوق بشر با سیاست‌های محیط زیستی چگونه است؟

۵- آیا می‌توان از حق بر دموکراسی به عنوان حقی از حقوق بشر یاد نمود؟

۶- محدودیت‌های اعمال حقوق چیست؟

۷- آیا حقوق بشر رو به توسعه و بالندگی است؟

human rights 

Human Rights: The Hard Questions

Cindy Holder & David Reidy, Cambridge University Press, 2013, 472pp, $34.99

همانطور که مشاهده می‌شود این سوالات طیف وسیعی از موضوعات را در بر می‌گیرد و فلاسفه، حقوقدانان، وکلا، متخصصان علوم سیاسی و مردم‌شناسان هر یک به فراخور حوزه‌ی مطالعاتی خویش می‌توانند از مقالات این کتاب بهره‌مند گردند. برخی از این پرسش‌ها به مباحثی می‌پردازد که ادبیات نسبتاً قابل توجهی درباره‌ی آنها پدید آمده است و از بدو پیدایش مفهوم مدرن حقوق بشر (از زمان نگارش اعلامیه حقوق بشر و شهروند فرانسه مصوب ۲۸ اوت ۱۷۸۹ و اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۶) این موضوعات محل منازعه حقوقدانان و فلاسفه بوده است. مسایلی از قبیل ماهیت و سرشت بشر و اینکه آیا تدوین کنندگان اسناد حقوق بشری (اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقین) مفهومی خاصی از طبیعت انسانی را مفروض گرفته‌اند و بر آن اساس اقدام به نگارش مواد کرده‌اند، مفهوم جهانشمولی حقوق بشر و چگونگی جمع جهانشمولی با اصل احترام به تفاوتهای فرهنگی و همچنین رابطه حقوق بشر و دموکراسی از جمله موضوعاتی است که در مقایسه با مسایلی از قبیل رابطه حقوق بشر و نظام اقتصاد جهانی و رابطه‌‌ی حقوق بشر و محیط زیست از قدمت بیشتری برخوردار است. به عبارت دیگر، گردآورنگان این کتاب کوشش نموده‌اند هم به موضوعات چالشی و معاصر حقوق بشر بپردازند و هم برای سوالات بنیادین حقوق بشر پاسخی درخور بیابند.

فصل اول کتاب با عنوان حقوق بشر چیست مشتمل بر سه مقاله با عنوان‌های: «حقوق بشر و سرشت انسان»، «جهاشمول گرایی و جزءگرایی در حقوق بشر» و « آیا حقوق بشر جهاشمول است؟» موضوع جهانشمولی حقوق بشر و رابطه جهانشمولی و نسبیت فرهنگی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. فصل دوم کتاب به مقوله‌ی حقوق بشر و حق‌های گروهی و مساله نسبیت اخلاق و فرهنگ و تنوع فرهنگی می‌پردازد . مقالات این فصل عبارتند از «اهمیت تفاوت‌های فرهنگی برای حقوق بشر»، «گروهها و حقوق بشر» ، «درهم تنیده شده: خانواده، دین، حقوق بشر» و «تفاوت فرهنگی چه انتظاری از حقوق بشر دارد». مسئله جهانشمولی حقوق بشر در پرتو تنوع فرهنگی موجود در جهان، از زمان تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ تا به امروز، در سیاست، دکترین و رویه قضایی بین‌المللی همچنان بوده و هست. بدون شک گردآورندگان کتاب فصل دوم کتاب را با توجه به اهمیت این موضوع تدوین نموده‌اند.

فصل سوم به رابطه‌ی حقوق بشر و نظام اقتصاد جهانی می‌پردازد و تاثیرات رویه‌ها و خط مشی‌های سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی و سایر سازمانهای مالی بین‌المللی مرتبط و غیر مرتبط با سازمان ملل بر حقوق بشر را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. امروزه‌ یکی از مهمترین مسایل حقوق بشری به خصوص در جوامع جهان سوم مشکلات ناشی از مقررات سازمان تجارت جهانی است. مقرراتی همچون ثبت اختراع (پتنت) و تاثیر مقالات این فصل عبارتند از : «حقوق بشر چه انتظاری از اقتصاد جهانی دارد؟»، «حقوق بشر جهانشمول و اقتصاد سیاسی جهانی» و «حقوق بشر و فرصت برابر جهانی: شمول و نه تمهید». در بخش چهارم کتاب مسئله محیط زیست و رابطه‌ی آن با حقوق بشر بررسی شده است. حق بر محیط زیست سالم به عنوان یکی از حقوق نسل سوم بشری( حقوق همبسستگی)، مساله تغییرات آب و هوایی، اثر فعالیت‌های صنعتی در تولید گرما و تولید زباله‌ و غیره از جمله موضوعات مطرح در این فصل می‌باشند. عناوین مقالات این فصل عبارتند از: « ارتباط حقوق بشر با سیاست‌های محیط زیستی چگونه است»، «حقوق بشر در آب و هوای نا مطلوب، «رویکرد حقوق بشر در قبال انرژی، فقر و تبعیض جنسیتی» و «گرگهای آلودگی در لباس میش‌های دانشمند: چرا متخصصان محیط زیست و سیاستمداران نسبت به مسایل دشوار و حقوق بشری قربانیان آلودگی بی تفاوتند؟»

مقاله اول فصل پنجم کتاب با عنوان « آیا می‌توان از حق بر دموکراسی به عنوان حقی از حقوق بشر یاد نمود؟» بدین موضوع می‌پردازد که آیا در نظام حقوق بشر حق مستقلی به نام حق بر دموکراسی قابل شناسایی و تمییز است؟ در صورت پاسخ مثبت به این پرسش نقاط تلائم و تعارض این حق با حق بر تعیین سرنوشت؟ آیا دموکراسی بر حقوق بشر اولویت دارد و یا حقوق بشر بر دموکراسی؟ آیا می‌توان بدون داشتن نظامی مبتنی بر دموکراسی حقوق بشر را تضمین نمود؟ نویسنده در این مقاله سعی کرده است به این پرسشهای بنیادین پاسخ دهد. مقاله‌ی دوم این فصل « حق بر دموکراسی به عنوان حقی بشری و اهمیت جهانی آن» نام دارد. نویسنده‌ی این مقاله با اتخاذ رویکردی برابری‌طلبانه بیان می‌دارد حق بر دموکراسی به عنوان حقی بشری در حقوق بین‌الملل وجود دارد ولی باید توجه داشت تحقق دموکراسی تحققی تدریجی، از درون و بر اساس توسعه‌ نهادهای مدنی است. نظامی که عنوان دموکراتیک بر خود نهاده است اما عاری از مشارکت واقعی شهروندان و حضور نهادهای مدنی است تنها نام دموکراسی را یدک می‌کشد.

مقاله اول فصل ششم با عنوان «آیا حمله‌ی یک کشور به کشور دیگر بنابر دلایل بشر دوستانه موجه است؟» به یکی از مناقشه‌های روز حقوق بشر یعنی «مداخله بشر دوستانه» می‌پردازد. دکترین مداخله بشر دوستانه توسط حقوقدانان آمریکایی برای توجیه حمله‌ی ایالات متحده و متحدانش به عراق در سال ۲۰۰۳ مطرح شد و رفته رفته در حقوق بین‌الملل مورد توجه قرار گرفت. نویسنده در این مقاله پیامدهای مثبت و منفی این دکترین را مورد ارزیابی قرار می دهد. مقاله دوم فصل ششم با عنوان «پرسشهایی پیرامون حقوق زنان» به حقوق زنان و مسئله برابری جنسیتی می‌پردازد. «مسئولیتهای متعارض در حمایت از حقوق بشر» مقاله سوم این بخش به تعارض‌های حقوق بشر در مقام اجرا می‌پردازد. به عنوان مثال در مورد قتل از روی ترحم یا اتانازی که حق بر حیات با حق بر تعیین سرنوشت یا حق خود مختاری(اتونومی) تعارض پیدا می‌کند ملاک ومناط حل تعارض چیست؟

در نهایت، فصل هفتم به وضع شناسی حقوق بشر در جهان کنونی می‌پردازد و میزان تاثیر آموزه‌های حقوق بشری بر ارتقاء موازین اخلاقی و استانداردهای زندگی مطلوب مورد بررسی قرار می‌گیرد. مقالات این فصل عبارتند از : «ارتقاء اخلاقی و حقوق بشر»، «حقوق بشر و عاملیت اخلاقی» و «جنسیت غالب در حقوق بشر: مسیر رو به تکامل برابری جنسیتی».

درباره نویسندگان:

«سیندی هولدر» دارای دکترای فلسفه از دانشگاه آریزونا و متخصص در زمینه‌های فلسفه سیاسی، نظریه‌ی حقوق و مطالعات فمینیستی می‌باشد. کارهای پژوهشی اخیر این استاد کرسی فلسفه دانشگاه ویکتوریا بیشتر معطوف به فلسفه‌ی حقوق بین‌الملل، تنوع فرهنگی و حقوق بشر می‌باشد. وی از جمله پژوهشگران کانادایی است که علیرغم میل نهادهای حاکمیتی کانادا آثار متعددی در باب نقض حقوق بومیان کانادا به رشته‌ی تحریر در آورده است. از جمله آثار وی می‌توان به «حقوق بشر پس از ۱۱ سپتامبر: کاووشی پیرامون مسایل فلسفی»، «حق بومیان نسبت به سرزمین خویش»، « فرهنگ به مثابه کنش در حقوق بشر» ، « حقوق بین الملل و حقوق مردمان بومی» و «حقوق بشر بدون سلسله مراتب: مطالبات، حقوق و جبر هنجاری» اشاره نمود.

«دیوید ریدی» استاد تمام فلسفه و رییس دپارتمان فلسفه و علوم انسانی دانشگاه «تنسی» ایالات متحده‌ی آمریکا می باشد. علایق پژوهشی وی فسلفه حقوق، حقوق بشر و علوم سیاسی می‌باشد. وی از جمله محققان‌ برجسته‌ی آمریکایی است که مقالات و کتب گوناگونی در باب مبانی فلسفی حقوق بشر و رابطه حقوق بشر و دموکراسی نگاشته است. برخی از عناوین مقالات و کتب دیوید ریدی عبارتند از : « نسبی‌گرایی،حق تعیین سرنوشت و حقوق بشر»، «حقوق بشر: نهادها و برنامه‌ها»، « حقوق بشر و رواداری لیبرال» و « حق بر دموکراسی به مثابه حقی بشری».

 

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

: مرتبه
[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 0:46 ] [ شیرین ولی پوری ]

به گزارش تبصره به نقل از سایت پژوهشکده شورای نگهبان ،با توجه به نیاز جامعه علمی و دستگاه های اجرایی و به منظور فراهم نمودن امکان بهره مندی افراد مختلف از نظرات شورای نگهبان، پژوهشکدۀ شورای نگهبان اقدام به راه اندازی سامانه نظرات شورای نگهبان در سایت خود نموده است. این سامانه شامل متن مصوبۀ مجلس شورای اسلامی و اساسنامه های دولت، نظر مجمع مشورتی حقوقی (مشاورین حقوقی شورای نگهبان)، نظر مجمع مشورتی فقهی (مشاورین و کارشناسان فقهی شورای نگهبان)، جدول تطبیقی (که در خصوص مصوبات اصلاحی است)، نظرات استدلالی شورای نگهبان (استدلال های مستخرج از مشروح مذاکرات شورای نگهبان)، و تمام مراحلی که مربوط به قانونی شدن یک مصوبه تا زمان “ابلاغ قانون به دولت” است، می باشد. در حال حاضر نظرات مذکور از ابتدای سال ۱۳۹۲ تا به امروز برای علاقه مندان قابل دسترسی است، که به مرور زمان سال های قبل نیز به این سامانه اضافه می گردد.

RahandaziNazaratShora

ویژگی مهم این سامانه قابلیت جستجو در عناوین مصوبات است که مراجعه کننده می تواند با جستجوی قسمتی از عنوان مصوبه مورد نظر خود، تمام اسناد مذکور را به صورت فایل PDF رؤیت نماید. این نظرات در حال حاضر در دو شاخه “مصوبات مجلس شورای اسلامی” و “اساسنامه های دولت” قابل استفاده است که در آینده قسمت های دیگر آن نیز توسط پژوهشکده شورای نگهبان تکمیل خواهد شد.

 

برای دسترسی به این سامانه اینجا را کلیک کنید.

: مرتبه
[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 13:28 ] [ شیرین ولی پوری ]

جهت تغییرذائقه ی بعدازامتحانات

اهل دانشگاهم
                                                          رشته ام علافی‌ست
                                                          جیب‌هایم خالی ست
                                                                  پدری دارم
                                                        حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دانشگاهم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)

باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!


کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم

: مرتبه
[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 21:43 ] [ شیرین ولی پوری ]
. Sir Roger Penrose: An Alternate Theory of the Big Bang

The Birth of the Universe; The Kinglisher Young People's Book of Science

Image Credit: Time Magazine/Ed Gabil

According to the current widely-accepted theory dealing with the inception of our universe, at some point, some (roughly) 13.7 billion years ago, everything that is, was, and will ever be, was packed into a tight little package. From this we got the big bang,  which ultimately hurdled everything we see into existence (that’s the quick overview anyways). However, to some scientists, 13.7 billion years just isn’t enough time to get to where are are in the evolutionary process of the universe—the existence of highly complex structures and, most importantly, the recipe for life itself to spark (say nothing about life having time to evolve into complex and intelligent life-forms).

One particular physicist from the University of Oxford believes he can prove that things weren’t that simple. In fact, drawing from the only evidence left behind after the big bang, he believes that evidence found in the cosmic microwave background radiation (which is believed to have been thrust into existence when the universe was just 300,000 years old) proves that the big bang wasn’t the beginning (especially in regard to the formation of the fabric of spacetime itself,) but instead, it was only one in a series of cyclical big bangs, or “aeons.’ Each of which, spawned a new chapter in the universe’s history.

THE BIG BANG, OR THE BIG DUD?

Image Credit: Nature Magazine

Image Credit: Nature Magazine

Sir Roger Penrose believes that our universe is not the first, nor will it be the last, to spawn from a dense mass of highly-ordered-everything, into the complex universe we see around us. The current big bang model, which is partially grounded in inflation, doesn’t supply a reason as to why a low entropy, highly ordered state existed at the birth of our universe. That is, UNLESS things were set in order before the big bang actually occurred. In Penrose’s theory, our universe has, and will again, return to a state of low entropy as it approaches its final days of expanding into eventual nothingness, leaving behind a cold, dark, featureless, abyss.

By virtue, black holes — the vacuum cleaners of our universe, which leak radiation and destroy all information they consume, spend their cosmic lifetimes working to scrub entropy from the universe. As the universe nears the end of its expansion, the remainder of its black holes will evaporate or gobble one another up, thus setting things back into a state of order. During this period, the universe would begin to revert back into a similar state it was in at the big bang, when the geometry of spacetime will become smooth again, which is in stark contrast to its current jagged form. According to Penroses’ model, this will usher in the new aeon, AFTER  the universe is no longer able to expand any further. So it collapses back in on itself as a highly ordered system. One that that is ready to trigger the next ‘big bang.’

WHAT PENROSE POSITS:

article-1334027-0C46BBE8000005DC-589_634x559

A map of the cosmic background radiation (CMB) in the universe with circles which may signify events that took place before the Big Bang

The current model of the universe says that any temperature variations in the CMB should be random (or Gaussian), but Penrose claims that he, and his partner Vahe Gurzadyan, who hails from the Yerevan Physics Institute in Armenia, have found more than 12 very clear concentric circles within the data, which was collected by NASA’s WMAP satellite over the course of a seven year period, where there are regions where the radiation have a much smaller temperature range. To him, these posits are spherical evidence of the gravitational waves, massive ripples in spacetime that are created through the collision of massive black holes, which took place during the previous aeon.

Of course, if his hypothesis,  which has been dubbed ‘conformal cyclic cosmology,’ were validated, it would suggest that the current state of our universe is merely one of perhaps an infinite number of aeons, which also mean there is no need for a precursor for the big bang. “I claim that this aeon is one of a succession of such things, where the remote future of the previous aeons somehow becomes the Big Bang of our aeon.” Penrose said.

Of course, his conclusion has been criticized amongst other physicists, but it’s still an interesting hypothesis, with vast implications (if true).l

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ونظرقرآن درموردانفجاربزرگ(بیگ بنگ)

در ابتدا عرض کنم که اين نظريه از سال 1900 ميلادي پيشنهاد شد و هم اكنون از سوي اكثر اخترشناسان به عنوان بهترين نظريه موجود تلقي مي‌شود. خلاصه اين نظريه آن است كه حدود بيست ميليون سال قبل تمام ماده و انرژي موجود در جهان، در نقطه‌اي بسيار كوچك و فشرده متمركز بوده است. اين نقطه كوچك و بي‌نهايت چگال و مركب از ماده و انرژي، با سرعت نزديك به سرعت نور در همه سو منتشر شد. پس از مدت كمي، ماده و انرژي از هم تفكيك شدند و تمام اجزاء گوناگون جهان امروز از درون اين انفجار نخستين بيرون ريخته‌اند.( تاريخچه زمان، صص145-149 و فيزيك نوين، صص51و52.)


اما عرض کنم که دقیق ترین نظریه ای که از سوی دانشمندان علوم طبیعی، در رابطه با عنصر اصلی تشکیل دهنده ی ماده ی ابتدایی عالم ارایه شده، اثبات می کند که عالم ماده، در اصل متشکل از عنصر "سدیم" متراکم در فضا بوده است. این ماده در زمان های بسیار دور در حدود 13 میلیارد سال پیش در اثر شدت انفجار، به اجزا و بخش های دیگری تقسیم گردید. خورشید، ستارگان، آسمان، زمین و ... با حجم و اندازه ی جداگانه ی خود، از این اجزا شکل گرفته اند.
مفسران قرآن و شارحان نهج البلاغه با توجه به توانایی های خود و پیش رفت علوم جدید و ارایه ی تئوری ها و نظریه هایی از سوی دانشمندان علوم طبیعی به تفسیر آیات و روایات پرداخته اند و گفته اند:
بدون تردید منظور از واژه ی "دخان" در قرآن کریم، دود اصطلاحی نیست؛ زیرا که دود شناخته شده از آتش است. در حالی که دخان در اصطلاح قرآن از آتش نیست، بلکه بخار برخاسته از آب، بر اثر شدت امواج است.
بنابراین، کلام امام علی (ع) که فرمود: خلقت عالم از آب بوده، هیچ منافاتی با قرآن ندارد؛ زیرا دلیلی نداریم که منظور آن حضرت از آب، همین آبی که از اکسیژن و هیدورژن تشکیل شده است باشد، بلکه ممکن است، منظور امام (ع) همان ماده ی مذاب(منظور ماده ی مایعی است که استعداد تحول به مواد آسمانی و زمینی را داشته است مانند کف کردن و تحول به مواد و عناصر کیهانی.) باشد و آن حضرت به دلیل ناشناخته بودن ماده ی مذاب برای مردم آن روز، از آن به آب تعبیر کرده است؛ چراکه ماده ی مذاب هم مانند آب سیال و روان است.
در نتیجه دیدگاه امام علی (ع) با تئوری جدید که می گوید: ماده ی اصلی عالم ماده ی مذاب بوده، نیز منافاتی ندارد؛ زیراکه امام (ع) می فرماید: در اثر حرکت آب (یا ماده ی مذاب) کف ایجاد شد و منظور از کف همان ذراتی باشد که از مایع مذاب به سمت بالا رفته و سپس از آن جدا شده؛ یعنی در حقیقت تکه هایی از آن جدا شد و به صورت بخار بالا رفت و از بخار آسمان و از خود کف، زمین خلق شد. بنابراین زمین هم از همان ماده ی مذاب بود و بعد روی آن بسته شده است.
این مطلب قابل تطبیق بر نظریه ی – انفجار بزرگ – است که می گوید: ذراتی از مایع مذاب جدا شده و به صورت زمین درآمده است.
بنابراین، می توان دیدگاه قرآن، روایات و تئوری دانشمندان علوم جدید درباره ی ماده ی اولیه ی عالم را این گونه جمع کرد و این در پرتو حمل و تفسیر واژه ی "آب" و "دود" به ماده ی مذاب و گاز میسر است.
اما نباید از توجه به نکات زیر غفلت ورزید:
1. گرچه از ظاهر قرآن و علم بر می آید که جهان در ابتدا از گازهای داغ تشکیل شده است، اما قرآن در مورد عناصر دیگر نظریه مهبانگ (انفجار اوّلیه) مطلب صریحی ندارد.
2. با توجه به تعدد نظریه ها در مورد آغاز خلقت و عدم اثبات قطعی آنها، در حال حاضر نمی توان هیچ کدام را به صورت قطعی به قرآن نسبت داد. قرآن کتاب هدایت است نه فیزیک و شیمی، و در راستای تحقق هدایت گاهی به این مباحث اشاره ای دارد. از این رو پاسخ در حد آنچه در آثار اسلامی مطرح شده به عنوان نمونه ای از توانایی بحث های پشینیان و اعجاز علمی قرآن عرضه گردیده است .
3. اگر روزی نظریه ی مهبانگ به صورت قطعی اثبات شود، این مطلب اعجاز علمی قرآن را اثبات می کند، چرا که نوعی راز گویی علمی قرآن کریم است.

http://www.askquran.ir/thread35041.html 

: مرتبه
[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 20:58 ] [ شیرین ولی پوری ]

If you like have a good emotion a bout around world that you live that I offer you decied  practice  Active imagination.

My best friend said to me it way is the best mettod for knowledge…knowledg about yourself and all of the things which are and you want.

After this introuduction you available read about that…I enjoied so much

shirin

 

 

 

Jungian Active Imagination & Hypnagogia
Getting Started with Active Imagination

"When it is dark enough, you can see the stars."-Emerson

As defined on this site, Active Imagination is possible when one moves his/her everyday consciousness towards the dream world. "Dream world" is used here to mean nothing more nor less than that realm that we all experience when sleeping, falling into sleep, or coming out of sleep. Since we all know this experience it is used here as short-hand to describe the major tone of Active Imagination practice.The first step towards getting started in Active Imagination requires spending time observing the "dream world" state.

  • Try to observe yourself awakening in the morning (or if you prefer, falling asleep at night). Allow enough time to carefully see how you emerge out of sleep and how it is possible to remain half alert and half asleep. Do this several times over a week. If you have problems with this, try the same process during a nap.

From these observations, we learn that our dreaming involves a state of mind where anything is possible. Dreams are free to follow all sorts of paths and free to generate all sorts of images, feelings, and thoughts. Also notable, is the frequency in which images, feelings, and thoughts are mingled closely together.Our daily way of being typically requires us to be quite focused, goal oriented. Our thoughts and feelings are prescribed around a relatively few major themes. We tend to exclude a great deal in this process and freedom is not a word that can be used to describe this state of mind.

  • Find the means that allows you to move into profound relaxation but with mental clarity remaining. Try body relaxation methods. Try music. Use whatever method most slows down the everyday mind and opens it to whatever happens.
  • Find your own answers to these important questions:What do you need to do to move away from being overly focused on your day's events towards the dream world? What does it feel like to relax deeply? What does it feel like when you blend of the dream world with your quiet, watchful, alertness?
  • Also, try to increase your ability to recall your dreams. Record your dreams and study them not so much to interpret their meaning but to recover the moods that they convey, the images they use, the feelings they bring to the surface. Try to get a fix on the feeling of the dream experience.
  • Later, after you have mastered capturing the tone of the dream world, set aside time to move from your everyday type of consciousness to the dream world. Watch out, you might fall asleep, losing the awareness you need to do Active Imagination. Relax into it, keep alert, pull up your memories of what the dream world feels like. Watch for the emergence of detailed images, feelings, and insights. Work at making these images, feelings, and insights more vivid. This is where the "Active" of Active Imagination comes from. You are required to become engaged in your inner world, bringing yourself to this process in terms of alertness and willingness to learn. Remain alert. You must remember what you see/experience or you will not be doing "Active" Imagination. By necessity, this will keep your sessions short, maybe lasting only ten minutes or fifteen minutes. Make notes afterwards, especially on what you have learned on what the experience feels like.

A Note: These are only the basics to give you some idea of the type of work involved. Use the resources below to further your practice. Also, read carefully the views of Jung, Progoff, Hillman, and von Franz.

A CAUTION: If you have any psychiatric condition or suspect that you might have some difficulties handling your dreams, work with the imagination, or maintaining a comfortable grasp on the requirements of everyday living, please do not work with Active Imagination alone. Work with mental health professionals who can advise you on how best to approach this sort of work.For those who have no such problems, Active Imagination should make for a helpful and exciting way of learning how to live a meaningful life.

Instructions For More Advanced Work

Resources:

>Back to Active Imagination & Hypnagogia? home

 


"the royal road to the unconscious"
-C.G. Jung

: مرتبه
[ سه شنبه بیستم خرداد 1393 ] [ 14:35 ] [ شیرین ولی پوری ]

انجمن علمی دانشکده معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق(ع)
با همکاری پژوهشگاه قوه قضائیه برگزار می‌‎کند:

نقد رأی قضایی با موضوع اختلاس و پولشویی

 

با حضور:
دکتر حسین میرمحمدصادقی، استاد دانشگاه شهید بهشتی
دکتر مسعودی مقدم، قاضی دادگاه تجدیدنظر

یکشنبه ۱۱ خرداد ۹۳ ساعت ۱۱:۳۰ تا ۱۳
دانشگاه امام صادق(ع) – سالن شهید مطهری

Poolshoohi 

: مرتبه
[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 14:38 ] [ شیرین ولی پوری ]

 

همزمان با افزایش اظهارنظرها درباره مجازات اعدام، علیرضا بازرگان نویسنده وبلاگ ۳۰۱۰۴۰ مطلبی با الهام از مقاله The Case Against the Case Against the Death Penalty به قلم Chad Flanders در وبلاگ خود نوشته است. 

به نوشته بازرگان، مدتی است که در دنیا حمله ی گسترده ای به سمت «حکم اعدام» در حال رخ دادن است. بسیار دیده ایم که افراد مختلف حکم اعدام را با عبارت هایی مانند «غیز انسانی»، «خشن» و یا «وحشیانه» توصیف کرده و خواستار حذف قانون اعدام شده اند. مخالفت با حکم اعدام در فضای دانشگاهی از شدت بیشتری برخوردار است. مخالفت با قانون اعدام (چه داخل و چه خارج از ایران) بحثِ روز است. البته در بعضی از کشورهایی که این حکم را به طور کلی حذف کرده اند، این گونه بحث ها کمتر دیده می شود. به طور کلی، قبل از جنگ جهانی اول، اکثر کشورهای دنیا مدافع حکم اعدام بودند. ولی در چند دهه ی اخیر با تبلیغات و فعالیت گسترده مخالفین این حکم، تعداد اکثر کشورها قانون اعدام را به طور کلی حذف کرده و یا به شدت محدود کرده اند.

از آن جا که این روزها متداولا دلایل مخالفت با حکم اعدام در فضای مجازی بازگو می شود، بر خلاف مُد روز، لازم دانستم مطلبی اندر فواید و دلایل اجرای این حکم بنویسم تا خوانندگان گرامی با این روی سکه هم آشنا شوند. برای این که نوشتار بنده کمی فضای علمی هم بگیرد و این گونه نباشد که فقط عقاید شخصی این جانب باشد، اکثر آن را مبنی بر مقاله ی «دلایل مخالفت با مخالفین حکم اعدام» نوشته ی چد فلندرز از دانشگاه سنت لوییس قرار داده ام. نسخه ی زبان انگلیسی مقاله ی ایشان را می توانید از این لینک دانلود کنید. البته پرواضح است که بند ۲-۶ ربطی به مقاله ی مذکور ندارد.

۲- دلایل فلسفی و منطقی برای دفاع از حکم اعدام

۲-۱ بازدارندگی
یکی از متداول ترین دلایلی که برای دفاع از حکم اعدام مطرح می شود این است که با اعدام کردنِ کسانی که افعال بسیاری بدی انجام داده اند، می توان از گرایش دیگران به آن افعال جلوگیری کرد. به عنوان مثال اگر قاتلان را اعدام کنیم، با توجه به ترسی که در جامعه ایجاد می شود، تعداد کسانی که در آینده قتل خواهند کرد کاهش پیدا می کند. البته مطالعات گسترده ی آماری در این باره قابلیت بازدارندگی حکم اعدام را به طور قطعی ثابت نمی کند و مقاله های ضد و نقیض در این باره زیاد دیده می شود. از طرفی عده ای می گویند که اعدام هیچ اثر بازدارنده ای ندارند، و از طرفی دیگر پژوهش هایی وجود دارد که نشان می دهد اعدام هر قاتل، از ۱۸ قتل در آینده (توسط قاتل های دیگر) جلوگیری می کند. شاید بتوان گفت امکان دارد در بعضی شرایط حکم اعدام اثر بازدارندگی زیادی داشته باشد، ولی در شرایط دیگری این اثر دیده نمی شود.
با توجه به این نکات، عده ای از مدافعات حکم اعدام بر این باورند که اگر اعدام بتواند از رویدادن حتی یک جرم در آینده جلوگیری کند، ارزشمند خواهد بود. به عبارتی، لازم نیست اعدام تمام جرم و جنایت در آینده را از بین ببرد، بلکه اگر بتواند فقط برای بعضی موراد اثر بازدارندگی داشته باشد، ارزش خود به عنوان یک حکم «بازدارنده» را ثابت کرده است.

It seems at least plausible to think that people would be deterred by the threat of death. At least some people would… But even if it is one or two, the deterrence argument works on its own terms: it prevents either an equal or greater harm than the harm it causes

نکته ی مهم دیگر این است که بازدارندگی فقط یکی از دلایل دفاع از حکم اعدام است. بسیاری از مخالفین حکم اعدام تصور می کنند که اگر نشان دهند اعدام اثر بازدارندگی ندارد، دیگر دلیلی برای حمایت از این حکم نیست. این تصوری غلط است.

۲-۲ کیفر
یکی از مهم ترین دلایل حکم اعدام که این روزه به آن کمتر توجه می شود «کیفر عمل»‌ است. به قول فیلسوف معروف امانوئل کانت: «او که قتل می کند، می بایست بمیرد». یک جان در برابر یک جان. منطقش بسیار ساده است، ولی شاید به دلیل همین سادگی است که برای بسیاری از مردم دلچسب بوده و می توان آن را فهمید. برای این گونه فلاسفه، نیاز به پیچیدگی در بحث اعدام وجود ندارد. به قول ما ایرانی ها، «هر کس خربزه می خورد باید پای لرزش هم بنشیند». در این نوع منطق، اعدام کردن شخص خاطی برای اثر بازدارندگی مجازات نیست؛ بلکه برای این است که کیفر شدن نتیجه ی منطقی عمل خاطی است.
کانت و هگل حتی فراتر هم می روند و می گویند: در بعضی از موارد اگر خاطی اعدام نشود، به شرف او توهین شده است. یعنی جانِ خاطی به اندازه ای ارزش نداشته است که به عنوان کیفر از او گرفته شود.

Kant thought that respect for the dignity of an offender who committed murder required that we put him to death, anything less would be to treat him as less than an autonomous end-in-himself

2-3 از بین بردن امکان تکرار جرم
تاریخ نشان می دهد که بسیار از مجرمینی که اعدام نشده اند (و پس از طی دورانی از زندان آزاد شده و یا فرار می کنند) دوباره مرتکب جرم های وحشتناک می شوند. به عنوان مثال می تواند به مردی در آمریکا اشاره کرد که در سال ۱۹۷۳ به دلیل ارتکاب قتل به زندان محکوم شد. ولی او توانست ۱۵ سال بعد از زندان فرار کند و در فرایند این فرار یک زن به نام گلادیس نوپواسکی را با جاقو بکشد و ۴ دلار از او بدزدد. یک مورد وحشتناک تر مربوط به مردی به نام کنی مکداف است که پس از کشتن دو پسر و تجاوز به یک دختر ۱۶ ساله، محکوم به اعدام شد. ولی به دلیل قوانین ایالت این حکم به «حبس ابد» تغییر پیدا کرد. حدود بیست سال بعد، به دلیل شلوغی زندان ها مکداف توانست حکم حبس ابد را نیز تقلیل دهد و نهایتا او آزاد شد! او پس از آزادی طی چهار سال توانست ۹ دختر جوان دیگر را مورد تجاوز و قتل قرار دهد تا این که نهایتا در سال ۱۹۹۳ دستگیر شده و حکم اعدام بر او اجرا شد. اگر مکداف در همان وحله ی اول اعدام شده بود، حداقل از این ۹ قتل جلوگیری می شد.

۲-۴ ندامت و توبه
یکی از دلایل کلاسیک مجازات کردن مجرم این است که او اظهار ندامت کرده و از کار زشت خود بازگردد. به همین دلیل است که زندان به عنوان «ندامتگاه» شناخته می شود. استدلال عده ای این است که اگر آزادی یک مجرم برای مدتی از او گرفته شود او به اشتباه خود پی خواهد برد، نادم خواهد شد، و دوباره حق زیستن در اجتماع را به دست خواهد آورد. پس مخالفین اعدام می گویند که اگر کسی اعدام شود، دیگر فرصتی برای ندامت نخواهد داشت. پس اعدام یک حکم برگشت ناپذیر است که به خاطی حقِ اصلاح خود را نمی دهد.
ولی این گونه استدلال علیه اعدام صحیح نیست. چه کسی گفته است که یک خاطی که محکوم به اعدام است نادم نمی شود؟‌ اتفاقا موارد بسیاری بوده است که افرادی که منتظر اجرای حکم اعدام خود بوده اند، اظهار ندامت کرده و از عمل زشت خود توبه کرده، و حکم اعدام را پذیرفته اند. چه بسا حکم اعدام حتی تاثیر تقویت کننده ی این حس ندامت را داشته باشد. در واقع حکم اعدام نه تنها از ندامت جلوگیری نمی کند، بلکه امکان دارد آن را محتمل نیز بکند.

Even a secularist can and should acknowledge the good of moral reform, of a person recognizing and repenting of his wrongs, prior to that person’s execution.

2-5 احترام به قربانی
مجازات یک خاطی، نوعی احترام برای قربانی است. حتی اگر هیچ اثر بازدارندگی در جامعه نداشته باشد، اعدام کردن خاطی به بازماندگان تسلی خاطر داده و نوعی ارز ادب به رنجی است که قربانی کشیده است. به قول فیلسوف معروف انگلیسی جان استوارت میل: گرفتن جانِ یک مجرم (قاتل) نه تنها بی احترامی به «جان انسان» نیست، بلکه احترام و ارج نهادن به «جان انسان» (قربانی)‌ است.

Does not executing those who commit child rape show respect for the victims of child rape, even if it might not deter other rapists?

به قول داین رابرتسون:

Personally, I think abolitionists have a lot of gall claiming that they are motivated to oppose the death penalty by their “reverence for human life” when the only people they are interested in preserving are those who display the least of it… the very least reverence for human life.

2-6 حق حیات دست خدا است
پرواضح است که این دفاع از حکم اعدام اقتباس شده از نوشتارهای علمی نبوده و زاده ذهن نگارنده است. این استدلال متفاوت با استدلال های دیگری است که در این نوشتار برای دفاع از حکم اعدام ارائه شده است. در جهانبینی بنده:
انسان متعلق به هیچ جیز نیست. نه مالش، نه ملکش، نه جانش. هیچ. و همه چیز متعلق به خداست. انسان ها هر چه دارند به لطف خدا دارند و در واقع همه چیز (من جمله جانِ ما) در دست ما به صورت موقتی عاریه داده شده است. این خداست که تعیین می کند چه کسی حق زندگی دارد. حال، جرم هایی وجود دارند که این حق را از انسان می گیرند. به عنوان مثال آن که در زمینِ خدا «فساد» می کند، دیگر از نظر خدا این حق را ندارد که زنده بماند. دیگر این عاریه می بایست از او پس گرفته شود. آیه ی ۳۳ سوره مائده می گوید:
«حقیقتاً غیر از این نیست کسانی که با خدا و پیامبر او به جنگ و محاربه فی الارض برمی‌خیزند و می‌کوشند که در روی زمین فساد ایجاد نموده، از جامعه و بندگان خدا سلب امنیت و آرامش کنند، جزای آنان کشتن یا به دار آویختن یا بریدن دست و پایشان و یا تبعید است و این مجازات‌ها نشان رسوایی و مهر ذلت و خواری بر پیشانی آنان در دنیا است و در آخرت نیز عذاب بزرگی در انتظارشان می‌باشد» (برای توضیح بیشتر پیرامون این آیه می توانید به این لینک مراجعه کنید).
آن که در جان را داده است، حق دارد آن را بگیرد. قاتل، تجاوزگر، و زناکار و غیره دیگر لیاقت این هدیه (جان) را ندارند؛ پس قاضی می تواند با تکیه بر حکم خدا، جان وی را پس بگیرد.

 

۳- ایرادهای وارد شده به حکم اعدام
ایرادهای متداولی که به حکم اعدام گرفته می شود. در این قسمت فقط دو عدد از این ایرادها بررسی شده و جواب داده می شود.

۳-۱ احتمال خطای قاضی
مخالفین حکم اعدام می گویند که این مجازات یک مجازات برگشت ناپذیر است. اگر قاضی خطا کند و یا هیات منصفه نتوانند درست تشخیص دهند، آن وقت یک انسان بی گناه محکوم به اعدام شده و جان خود را از دست می دهد. به همین دلیل می بایست از حکم هایی مانند حبس ابد (و یا حکم های دیگر) استفاده کرد که اگر در آینده معلوم شد فرد مورد مواخذه بی گناه بوده است، حداقل بتوان او را به زندگی بازگرداند و خسارتی که به او وارد شده است جبران شود.
جواب به این گونه ایراد:
خطای قاضی یک ریسک است که بسیار کمتر از ریسک های دیگری است که در جامعه پذیرفته شده است. به عنوان مثال، هر موقع که شما از خیابان رد می شوید این امکان وجود دارد که یک راننده خطا کند و شما را زیر کرده و بکشد. آیا احتمال خطای راننده های دیگر دلیل کافی برای قدقن کردن رانندگی به طور کلی می شود؟ وقتی یک کارگر خانه ی شما را سیمکشی و یا گازکشی می کند احتمال بسیار کمی وجود دارد که این سیستم شبانه خراب شود و عده ای انسان بیگناه در اثر گازگرفتگی یا آتش سوزی کشته شوند. آیا این ریسک کافی است برای این که ما دیگر گاز یا برق در خانه هایمان استفاده نکنیم؟ معلوم است که نه! پذیرفتن ریسک در مقابله با فوایدی که یک عمل برای جامعه دارد، یک کارِ منطقی است.
به قول یک گزارش مجلس سنای آمریکا در مقابله با این استدلال:

All that can be expected of… [human authorities] is that they take every reasonable precaution against the danger of error… If errors are… made, this is the necessary price that must be paid within a society which is made up of human beings.

علاوه بر این، موارد بسیاری وجود دارد که هیچ شکی در خاطی بودن فرد دستگیر شده وجود ندارد. به عنوان مثال بعضی از قاتلان اعتراف کرده و با افتخار از کشتن و تجاوز به قربانیان خود سخن می گویند. و یا در مواردی دیگر شاهدان عینی ماجرا آن قدر زیاد بوده اند که دیگر جایی برای شک باقی نمی ماند. مخالفین حکم اعدام برای این گونه موارد دیگر نمی توانند احتمال خطای قاضی را مطرح کنند.

۳-۲ اعدام قاتل، چه فرقی با قتل اولیه می کند؟
مخالفین حکم اعدام می گویند که بر فرض اگر یک قاتل را اعدام کنیم، ما چه فرقی با او می کنیم؟ او یک انسان را کشته است و ما هم با کشتن او داریم مرتکب همان جرم می شویم! جایز نیست کاری به زشتی کشتن یک انسان را تکرار کنیم و اگر این گونه باشد ما هم به پستی قاتل هستیم.
جواب به این گونه ایراد:
این ایراد بیش از این که ارزش منطقی داشته باشد، یک ایراد شاعرانه است. همه می دانیم که رانندگی با سرعت بیش از حد مجاز یک جرم است. حال اگر یک فرد در حال گریز از پلیس بیش از حد مجاز سرعت بگیرد، پلیس نباید به اندازه ی او (و حتی بیشتر از او) سرعت بگیرد تا او را دستگیر کند؟ این یک اشتباه است که فرض کنیم چون دو عمل در ظاهر شبیه هم هستند، از لحاظ اخلاقی و فلسفی نیز برابراند. آیا می شود گفت آمیزش جنسی با همسر همانند تجاوز است؟ قطعا این طور نیست. گرچه در هر دو عمل آمیزش صورت گرفته، ولی با توجه به شرایط روشن می شود که ماهیت این دو کار با هم تفاوت های بسیار دارند. قتل و اعدام و هم این گونه اند؛ گرچه در هر دو عمل کشتن انجام می شود، ولی ماهیت این دو عمل بسیار متفاوت است. قتل و اعدام در ظاهر شبیه هم هستند، ولی در باطن فرسنگ ها با هم فاصله دارند. قتل، کشتن یک انسان بی گناه به صورت غیر قانونی و متخاصمانه است. در صورتی که اعدام کشتن یک انسان گناه کار و با رعایت قانون و حقوق اجتماعی است. این کجا و آن کجا؟

 

۴- جمع بندی
این روزها در گوشه و کنار و محافل مختلف زیاد شنیده می شود که عده ای از دوستان در برابر حکم اعدام موضعگیری می کنند. این نوشتار سعی بر آن داشت که نشان دهد دلایل منطقی و فلسفی محکمی در آن روی سکه (دفاع از حکم اعدام) وجود دارد که نباید نادیده گرفته شوند.

: مرتبه
[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 14:34 ] [ شیرین ولی پوری ]

از آنجائیکه احکام ترافعی دارای دو خصیصه قاعده فراغ دادگاه از امر محکوم به و دیگری اعتبار قضیه محکوم بها می باشد که او امر اداری متخذه در امور حسبی فاقد ایندو خصیصه اند . در خواست های تقسیم ترکه دادگاه بر مبنای تسالم و توافق وراث اقدام به تنظیم گزارش اصلاحی نماید قاعده فراغ دادگاه جاری نخواهد بود و سایر موارد که شرکاء تقسیم به اجبار می شوند جزء در مواردی واخواهی ،دادگاه مجاز به رسیدگی نخواهد بود، در مورد قاعده اعتبار امر مختومه بها نیز در حالت اول قضیه فاقد اعتبار امر مختومه است و برعکس چنانچه در خواست تقسیم بصورت دعوا مطرح شود رای صادره از اعتبار امر مختومه برخوردار خواهد بود.

در اینجاسعی برآن داریم در مورد تقسیم اموال مشاع یا تقسیم ترکه و اینکه تصمیم دادگاه مشمول قاعده فراغ دادگاه خواهد شد یا خیر و اینکه آیا در خواست تقسیم ترکه از اعتبار امر مختومه برخودار است یا خیر، به بحث بپردازیم و فایده تفکیک هر یک را اسنتاج و در نهایت نتایجی که در این میان حاصل می شود را بیان نمائیم .

مبحث اول) قاعده فراغ دادگاه در تقسیم ترکه

در ابتدا باید بین تصمیمات قضایی و احکام اداری صادره ،تفاوت قائل شد ،بدین معنی که دادرس در رسیدگی به امور حسبی (احکام غیر ترافعی )،تصمیم اداری اتخاذ میکند که قانونگذار در مواد ۲۲،۲۳ ،۲۴به بعد قانون امور حسبی از آن نام برده است .و در امور ترافعی دادگاه نتیجه کار خود را به شکل حکم در می آورد و دیگر نمی توان به آن تصمیم اطلاق نمود .

فایده تفکیک بین تصمیمات قضایی و احکام اداری آن است که احکام ترافعی دارای آثار مهمی هستند یکی قاعده فراغ دادگاه از امر محکوم به و دیگری اعتبار قضایی محکوم بها می باشند که فی الواقع، اوامر اداری دادگاه فاقد این دو اثر هستند.

معنای قاعده فراغ دادگاه این است که دادرس همین که در قضیه مطروحه اقدام به صدور حکم نمود کار از دادگاه خارج وحکومت از دادگاه سلب می شود ،یعنی حاکم از آن قضیه فارغ است و دیگر مجاز و صالح نیست در آن وارد شده و تغییری در حکم خود بدهد . در قانون امور حسبی ،به لحاظ اینکه به امور غیر ترافعی رسیدگی می شود ، دادرس میتواند و مجاز است ،تصمیم خود را تغییر دهد و مسئله قاعده فراغ دادگاه در امور حسبی مطرح نمی باشد . اینست که ماده ۴۰قانون امور حسبی بیان داشته است :

«هر گاه دادگاه رأسا یا بر حسب تذکر به خطای تصمیم خود برخورد در صورتی که آن تصمیم قابل پژوهش نباشد می تواند آن را تغییر دهد». مثلا هر گاه دادگاه پس از رسیدگی و اتخاذتصمیم ، در به تصرف دادن اموال غایب به ورثه، متوجه شود که غایب ، برای اداره اموال خویش کسی را معین نموده است، تا زمانی که از این تصمیم پژوهش خواهی نشده ، رأسا یا به تقاضای شخص ، تصمیم خود را می تواند تغییر دهد.

در مورد تقسیم اموال مشاع یا تقسیم ترکه در اینکه تصمیم دادگاه مشمول قاعده فراغ دادگاه خواهد شد یا خیر ؟ باید قائل به تفکیک شد. مطابق ماده ۳۲۴ قانون امور حسبی :« دادگاه بر طبق صورتمجلس مذکور در دو ماده فوق تقسیم نامه به عده صاحبان سهام تهیه نموده و به آنها ابلاغ و تسلیم می نماید این تصمیم دادگاه حکم شناخته شده و از تاریخ ابلاغ در حدود قوانین قابل اعتراض و پژوهش و فرجام است ».

بنابراین ، طبق ماده مرقوم ، تصمیم دادگاه ، حکم شناخته شده و قابل اعتراض و پژوهش و فرجام است و خود دادگاه صادر کننده حکم جز در مورد اعتراض (در صورتی که غیابأ حکم صادر شده باشد )نمی تواند در آن تجدید نظر نماید .

 در وهله اول ، بنظر می رسد ، قاعده فراغ دادگاه مشتمل برکلیه احکام تقسیم،اعم از تقسیم نامه هایی که افراد در خارج از دادگاه تنظیم می نمایند و با مراجعه به دادگاه تقاضای صدور گزارش اصلاحی می نمایند که در این زمینه اقدام حاکم تنها جنبه تسجیل داشته، می باشد چرا که کلیه شرکاء مال مشاع یا کلیه وراث نسبت به موارد تقسیم توافق و تراضی دارند ، و هم شامل احکام تقسیمی است که دادگاه بلحاظ عدم توافق شرکاء یکی از طرق و اقسام تقسیم ( تقسیم به افراز ،تقسیم به تعدیل ، تقسیم به رد ) را اعمال نموده و در واقع شریک یا شرکاء ممتنع را اجبار به تقسیم نموده است .لکین باید گفت قاعده فراغ دادگاه ، در مواردی که تقسیم به تراضی باشد و اقدام حاکم از باب تسجیل توافق و تسالم شرکاء باشد ، جاری نخواهد بود و در سایر موارد که شرکاء تقسیم به اجبار می شوند جزء در مورد واخواهی نسبت به محکوم علیه یا علیهم غیابی ، دادگاه مجاز به رسیدگی نخواهد بود و حسب مورد قابل تجدید نظر یا فرجام خواهد بود .

مبحث دوم) قاعده اعتبار امر مختومه بها در تقسیم ترکه

در مورد اعتبار امر مختومه بها نیز باید بین تصمیمات دادگاه در امور غیر ترافعی و امور ترافعی قائل به تفکیک شد. در امور حسبی ، تصمیماتی که دادگاه اتخاذ می کند نظر به اینکه در قالب حکم نمی باشد . تا آثار حکم را بر آن بار کرد ، باید قائل به این بود که این تصمیمات فاقد اعتبار امر مختومه برخودار می باشد .

در امر افراز و تقسیم نیز همانطور که در باب قاعده فراغ دادگاه بیان شد باید بین تقسیم به تراضی و تقسیم به اجبار تفاوت قائل شد. در تقسیم به تراضی ، دادگاه نقش مشاور سرپرست شریکان را ایفا می کند و چون تقسیم بصورت دعوا مطرح نشده و از باب دادن صورت قانونی به شکل تقسیم نامه به دادگاه مراجعه شده، لهذا می توان قائل به این شد که قضیه فاقد اعتبار امر مختومه است. برعکس اگر درخواست تقسیم بصورت دعوا مطرح شود و دادگاه با صدور حکم اختلاف شریکان را در باب اصل تقسیم یا نحوه آن حل کند رای صادره از اعتبار امر مختوم برخودار است.

به همین منظور است که قانونگذاردر ماده ۳۲۴ قانون امور حسبی بیان داشته است : « دادگاه بر طبق صورتمجلس مذکور در دو ماده فوق تقسیم نامه به عده صاحبان سهام تهیه نموده و به آنها ابلاغ و تسلیم می نماید .این تصمیم دادگاه حکم شناخته شده و از تاریخ ابلاغ در حدود قوانین قابل اعتراض و پژوهش و فرجام است»

ارتباط دعوی بطلان تقسیم و اعتبار امر مختومه

مطابق قسمت اخیرماده ۳۲۴ قانون امور حسبی که بیان می دارد «…این تصمیم حکم شناخته شده و از تاریخ ابلاغ در حدود قوانین ، قابل اعتراض و پژوهش و فرجام است .» حکم تقسیم یک حکم نظیر آراء ترافعی است پس بنابراین از اعتبار امر مختوم برخوردار است .

ماده ۳۳ قانون سابق آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸ بیان میداشت:«دعوای بطلان تقسیم راجع به دادگاهی است که تقسیم توسط آن دادگاه به عمل آمده باشد». سوالی که ممکن است در اینجا مطرح شود اینست که اگر پس از قطعیت حکم تقسیم ، تقاضای ابطال آن مسموع باشد پس چگونه می توان ادعا کرد که تقسیم دادگاه از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار است ؟ و احکام صادره در امور ترافعی مطابق ماده ۸ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ غیر قابل تغییرند مگر در چارچوب مشخص شده و پیش بینی شده در قانون و بر فرض ،‌ دعوی بطلان تقسیم، به استناد بند ۶ م ۸۴قانون آیین دادرسی مدنی، خوانده دعوی می تواند ضمن پاسخ نسبت به ماهیت دعوا ایرادودادگاه هم مطابق ماده ۸۹ همان قانون قراررد دعوی مطروحه را صادر نماید .

 اما بعنوان نتیجه گیری باید گفت:اولاً) ماده ۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال ۱۳۱۸ با وضع قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ قابل استناد نیست، وماده مرقوم ناظر به موردی بوده که اگر بطلان تقسیمی در خواست شود ، دادگاهی به آن رسیدگی می کند که به اصل تقسیم حکم داده است و قانونگذار در باب بیان صلاحیت نسبی بوده است . ثانیاً) تقاضای ابطال تقسیم را باید قابل استماع دانست ، اما از اطلاق این امر نباید استفاده عموم کرد و دعوی ابطال را در همه موارد قابل استماع دانست.و چنانچه به در خواست تقسیم بتوان عنوان دعوا دادحکمی که آن دعوا را فصل می کند از اعتبار امر مختوم بهره مند است. در سایر موارد چون دلیل خاصی بر وجود این اعتبار نداریم ، تصمیم قابل ابطال است و ماده ۳۳ حاکم‌. بعنوان نتیجه و در پاسخ به سوال مطروحه در ابتدای بحث میتوان گفت : اگر تقسیم به تراضی انجام شود و دادگاه نقش مشاور سرپرست شریکان را ایفا کند هر یک از شریکان می توان تقاضای ابطال آنرا به سبب تخلف از شرایط مقرردرتقسیم نامه بخواهند بر عکس. اگر در خواست تقسیم بصورت دعوا مطرح شود و دادگاه با صدور حکم اختلاف شریکان را در باب اصل تقسیم یا نحوه آن حل کند رای از اعتبار امر مختوم برخورداراست و قابلیت ابطال ندارد.

نتیجه:

از مجموع مباحث مطروحه، نتایج ذیل حاصل گردیده است:

۱-قاعده فراغ دادگاه، در مواردی که تقسیم به تراضی است و اقدام حاکم از باب تسجیل توافق و تسالم شرکاء باشد. جاری نخواهد بودو سایر مواردی که شرکاء تقسیم به اجبار می شوند جزء در موردی واخواهی نسبت به محکوم علیهم غیابی دادگاه مجاز به رسیدگی نخواهد بود.

۲-در تقسیم به تراضی ، نظربه اینکه دادگاه نقش مشاور و سرپرست شریکان را ایفا می کند و چون تقسیم بصورت دعوا مطرح نشده ، می توان قائل به این بود که قضیه فاقد اعتبار امر مختومه است برعکس اگر در خواست تقسیم بصورت دعوا مطرح شود و دادگاه با صدور حکم اختلاف شریکان را حل نماید رای از اعتبار امر مختومه برخودار است .

 

: مرتبه
[ دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 ] [ 9:13 ] [ شیرین ولی پوری ]
العنوان الفلسفة الأخلاقية وعلم القيادة وتطبيقاتها في قيادة فرق العمل الأمنية
اسم المؤلف أ.د. تحسين أحمد الطراونة
اسم الناشر جامعة نايف العربية للعلوم الأمنية
تاريخ النشر 2012م


 
لغة الكتاب عربي
ملخص الكتاب

http://www.nauss.edu.sa/Ar/DigitalLibrary/Books/Pages/Books.aspx?BookId=830

با توجه به تغییرات اساسی  که درمباحث آیین دادرسی کیفری، مصوب۹۲ رخ داده، به نظرمی رسدکتابی مفیدمخصوصاً درمبحث تطبیقی برای  ضابطین محترم  دادگستری باشد.

جهت دانلودکتاب می توانیدبه آدرس فوق مراجعه بفرماییدوباوجودیکه به عربی نگاشته شده اما چنان ازوضوح نگارشی برخورداراست که هرفردی به اندکی مباحث حقوقی آشناباشد،به خوبی ازفحوای آن مطلع می گردد.

: مرتبه
[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 23:57 ] [ شیرین ولی پوری ]

پاسخ به سؤال مطروحه ازسوی شما:


استاد ارجمندم خانم ولی پوری
با سلام و احترام و عرض تبریک فرارسیدن میلاد با سعادت حضرت علی(ع)سوالی داشتم و آن اینکه در جریان کارورزی متوجه شدم آقایی قصد طلاق و شکایت از همسر خود را دارد دلیل این فرد این بود که زوجه پیش از عقد نسبت به ترمیم بکارت خود اقدام نموده بود و در زمان عقد اقدام به اخذ سلامت بکارت از پزشک شده بود اما پس از دوسال از عقد این جریان آشکار شده و ترمیم کننده نیز حاضر به شهادت در دادگاه نیست سوال اینکه آیا اثبات این قضیه ممکن است؟در صورت اثبات آیا امکان فسخ وجود دارد؟تکلیف مهریه و سایر حقوق دوران زوجیت چیست؟ممنونم از شما

 1- مفهوم بكارت، اثبات آن و حقّ فسخ عقد در صورت شرط بكارت

. الف. منظور از باكره چیست؟ آیا منظور عدم ازاله پرده بكارت است؟ آیا منظور عدم آمیزش جنسى است؟ حتى اگر پرده بكارت سالم باشد؟ زیرا در پرده بكارت از نوع اتساعى آمیزش صورت مى گیرد اما پرده به قوت خود باقى است. آیا منظور عدم ازدواج قبلى است؟ بدین معنا كه معقوده كسى نبوده باشد؟
ب. آیا عدم بكارت (ثیوبت) عیب محسوب مى شود و نقش عرف در این مورد چیست؟

 

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
الف. مقصود از باكره زنى است كه با او نزدیكى نشده است، و زنى كه با او نزدیكى شده ـ حتى اگر نزدیكى از روى شبهه یا زنا بوده ـ باكره حساب نمى شود، و در صورت نزدیكى چه پرده بكارت عود كند یا نكند، باقى باشد یا باقى نباشد، زن ثیّب حساب مى شود. والله العالم.
ب. ثیّب بودن از عیوب موجب فسخ نكاح نیست و چنانچه شخص با زنى به عنوان اینكه باكره است ازدواج كرده و معلوم شد كه زن ثیّب بوده، در این صورت شوهر حق فسخ نكاح را ندارد، لكن از مهر تعیین شده به نسبت ما به التفاوت بین مهر باكره و مهر ثیّب كسر مى شود. والله العالم.

آیت الله العظمى سید على خامنه اى
الف. تشخیص مفهوم بكارت در موارد مختلف فرق مى كند و در هر صورت در مورد شرطیت اجازه ولىّ (پدر یا جدّ پدرى) براى ازدواج دختر باكره در موارد سه گانه (ازاله بكارت توسط دست و امثال آن، عقد بدون ازاله و آمیزش بدون ازاله بكارت) باید احتیاط شود و از ولى اجازه گرفته شود.
ب. باكره نبودن عیب نیست ولى بكارت صفت كمال است. والله العالم.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
الف. در رابطه با لزوم تحصیل اذن پدر یا جد پدرى در باكره مقصود كسى است كه از روى عقد شرعى دخول به او قبلاً یا دبراً نشده باشد.
ب. مقصود واضح نیست.

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
الف. بعید نیست منظور، عدم زوال بكارت باشد. والله العالم.
ب. در فرض سؤال مجرد عدم بكارت عیب نیست بلى اگر در عقد نكاح شرط بكارت شده باشد یا عقد مبنیاً بر آن واقع شده باشد در فرض سؤال كه زوجه فاقد بكارت است زوج حق فسخ دارد و در این صورت چنانچه زوج فسخ كرد نسبت به مهریه اگر دخول واقع نشده یا دخول واقع شده و مدلّس خود زوجه بوده مهریه ندارد و اگر مدلّس دیگرى بوده زوج باید مهرالمسمى را به زوجه بپردازد و مى تواند معادل آن را از مدلّس مطالبه كند. والله العالم. 3 جمادى الاولى 1422.

آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى
بكارت در رسائل مختلف مفاهیم مختلفى دارد در آن جا كه اجازه پدر لازم است منظور از باكره كسى است كه ازدواج نكرده باشد ولى بكارت در عرف عام كه به صورت شرط ضمنى بر دختران شرط است آن است كه پرده مخصوص محفوظ باشد و نبودن آن عیب است یا به تعبیر دیگر مخالف شرط ضمنى محسوب مى شود. 23/3/80

آیت الله العظمى سید عبدالكریم موسوى اردبیلى
الف. اگرچه در مواردى ممكن است باكره تمام موضوع حكم شرعى نباشد ولى منظور از باكره آن است كه مدخول بها نباشد.
ب. عدم بكارت، عیب مجوز فسخ نیست ولى اگر بكارت به نحوى در عقد نكاح شرط شده باشد از جهت تدلیس مى شود نكاح را فسخ نمود.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
الف. منظور از باكره بودن این است كه ازدواج نكرده باشد.
ب. اگر منظور از عدم بكارت این است كه زوج حق فسخ داشته باشد خیر حق فسخ ندارد مگر در صورتى كه شرط بكارت نموده و یا عقد مبنى بر آن واقع شده باشد.


2- هرگاه زوج هنگام عقد شرط بكارت زوجه را كند، در این صورت :
الف. اگر بعد از وقوع عقد معلوم گردد زوجه داراى پرده بكارت بوده و لیكن ثابت شود قبلاً با او نزدیكى صورت گرفته است (به لحاظ اینكه گاه پرده بكارت با نزدیكى زایل نمى شود) آیا در صورت مذكور، زوج امكان فسخ نكاح را دارد؟
ب. مراد از «بكارت» داشتن پرده بكارت است یا عدم نزدیكى (چه بسا پرده بكارت در مواردى همانند پریدن و... زایل مى گردد) یا هر دو؟
ج . آیا مراد از ثیّب، زنى است كه بصورت مشروع ازاله بكارت شده یا اینكه مراد از آن اعم است ولو اینكه از راه نامشروع یا عنف و یا پریدن و... ازاله بكارت شده باشد؟
د . آیا زنى كه بعد از نزدیكى باكره مى ماند حكم باكره را دارد یا ثیّب؟


آیت الله العظمى محمد تقى بهجت
الف. اگر بكارت او به جماع زایل شده و در عقد اشتراط بكارت شده باشد یا مبنیاً علیها باشد و ثیب بودن او به اقرار یا بینه ثابت شود زوج حق فسخ دارد.
ب و ج. غیر باكره آن است كه بكارت او به جماع زایل شده باشد.
د. اگر نزدیكى صورت گرفته و بكارت زائل شده ثیّب است.

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
الف. در فرض مذكور زوج حق فسخ نكاح را ندارد لكن از جهت شرط مزبور مى تواند به نسبت ما به التفاوت بین مهر المثل باكره و مهر المثل ثیب را از مهر المسمى پس بگیرد والله العالم.
ب. مراد این است كه با او نزدیكى نشده باشد و زوال بكارت به واسطه پریدن و امثال آن اثرى ندارد والله العالم.
ج. مراد از ثیّب كسى است كه با او نزدیكى شده، چه از راه مشروع یا غیر مشروع و با زوال بكارت به واسطه پریدن و امثال آن شخص ثیب نمى شود والله العالم.
د. زنى كه با او نزدیكى شده حكم باكره را ندارد. والله العالم.

آیت الله العظمى سید على خامنه اى
الف. مورد فسخ نیست مگر اینكه مقصود طرفین از باكره بودن نزدیكى نكردن باشد.
ب. منظور همان پرده است ولى در بعض احكام مثل اذن پدر مورد احتیاط است مگر در مواردى كه مراد نزدیكى نكردن باشد.
ج. از مسأله قبل معلوم مى شود.
د. باكره است و حكم باكره دارد.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
الف. بستگى به نظر عرف در این تعبیر دارد، و ظاهراً منظور از آن داشتن پرده مخصوص نیست و بر این اساس در فرض مذكور حق فسخ دارد.
ب. ظاهراً منظور عدم نزدیكى است.
ج. معیار در این مورد فهم عرف است و به حسب مقاصد عقلایى منظور دخول است.
د. حكم ثیبه را دارد.

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
الف. در فرض سؤال، كه بكارت هنوز باقى است زوج حق فسخ ندارد. والله العالم.
ب. منظور داشتن پرده بكارت است.
ج. ثیّبه یعنى زنى كه به سبب جماع ولو به طریق غیر مشروع بكارت او زایل شده باشد. والله العالم
د. زن مذكور حكم ثیّبه را دارد.5 ربیع الاول 1420 هـ .

آیت الله العظمى محمد فاضل لنكرانى
الف. چون چنین شرطى به معنى عدم نزدیكى است لذا در فرض سؤال حق فسخ ثابت است ولى اگر دخول صورت گرفته دختر استحقاق مهر المثل را دارد.
ب. عرفاً عدم نزدیكى فهمیده مى شود نه داشتن پرده بكارت حال چه به واسطه اتساعى بودن یا جراحى دو مرتبه به حالت اول بازگشته باشد و حتى عرفاً اگر پرده به واسطه مرض یا امر دیگرى غیر از نزدیكى زائل شده باشد چندان مهم نیست.
ج. مراد، اعم است.
د. حكم ثیّب را دارد.

آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى
الف. حق فسخ نكاح ندارد.
ب. معمولاً در عرف منظور از بكارت داشتن پرده مخصوصى است.
ج. هر دو مشمول ثیب هستند.
د. از جهتى كه در بالا ذكر شد حكم باكره را دارد ولى از جهت اذن پدر و مانند آن حكم ثیب را دارد. 25/5/78

آیت الله العظمى سید عبدالكریم موسوى اردبیلى
الف. اگر ثابت شود با او نزدیكى شده حق فسخ دارد.
ب. بسته به نیت شرط كننده است ولى ظاهراً و غالباً منظور عدم دخول است.
ج. كلمه ثیب ظهور عرفى آن در زنى است كه از زوجش جدا شده باشد.
د. حكم باكره را ندارد.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
الف. در فرض سؤال حق فسخ نكاح را دارد.
ب. ظاهراً منظور از پرده بكارت داشتن پرده بكارت است.
ج. منظور از (ثیب) آن است بكارت از طریق وطى حلال ازاله شود.
د. حكم باكره را ندارد.

اداره حقوقى قوه قضاییه
در پاسخ به استعلام شماره 1082/م مورخه 27/7/1376 نظریه مشورتى اداره حقوقى قوه قضاییه به شرح زیر اعلام مى گردد: 


الف. با توجه به ماده 1128 قانون مدنى، زوجى كه هنگام ازدواج شرط بكارت نموده باشد اگر بعد از ازدواج معلوم شد كه با زوجه جماع شده هرچند پرده بكارت سالم و موجود و از نوع حلقوى باشد داراى حق فسخ خواهد بود، زیرا منظور از بكارت در درجه اول همان عدم نزدیكى است.
ب. با توجه به آنچه كه در بالا گفته شد تكلیف بند «ب» معلوم است.
ج. اكراه زن و زایل شدن بكارت اگر به عنف هم باشد تأثیرى در قضیه نخواهد داشت و كماكان زوج حق فسخ خواهد داشت.
د. همین كه معلوم شد زوجه فاقد بكارت است حق فسخ براى زوج تحقق پیدا مى كند و فرقى نمى كند كه فقدان بكارت در اثر افتادن از بلندى باشد یا بیمارى.
هـ . اطّلاع یا عدم اطّلاع خانواده دختر نیز از این مسأله قبل از عقد تأثیرى در حكم مسائل بالا ندارد.
و. عدم اطّلاع خود دختر هم از این موضوع نیز تأثیرى در تحقق حق فسخ براى زوج نخواهد داشت چون زوج با شرط دارابودن بكارت براى دختر با او ازدواج نموده است.

(به نظربنده:

1.می توان ازدادگاه درخواست نظریه ی پزشکی قانونی نمودکه قادراست درصورت ترمیم ،اگرزایمانی انجام نشده باشد، ترمیم راتشخیص دهد.

2.درصورت اثبات به وسیله ی پزشکی قانونی، چون درعقدنامه زوجه عبارت "دوشیزه" را تأییدنموده وثبت شده ازمصادیق تدلیس محسوب شده وبنابرنظریه ی اداره ی حقوقی؛ زوج حق فسخ باشرایط موجوددر این مقال را دارد.)


3- اگر در عقد ازدواج، بكارت زوجه شرط شده باشد یا عقد مبتنى بر بكارت زوجه باشد، منظور از باكره چیست؟
الف. آیا منظور عدم ازاله پرده بكارت است؟
ب. آیا منظور عدم آمیزش جنسى است، حتى اگر پرده بكارت سالم باشد؟ (زیرا در پرده بكارت از نوع اتساعى، آمیزش صورت مى گیرد اما پرده به قوت خود باقى است).
ج. آیا منظور عدم ازدواج قبلى است بدین معنى كه معقوده كسى نبوده باشد؟

آیت الله العظمى سید على سیستانى
ظاهر از شرط فرض «ب» است. 12/ربیع الثانى/1422 هـ .

آیت الله العظمى لطف الله صافى گلپایگانى
ظاهراً منظور هر دو مورد «الف» و «ب» مى باشد اگر شرط بكارت شده و پرده زائل شده در حالى كه هیچ گونه آمیزشى واقع نشده یا اینكه آمیزش انجام شده و پرده سالم مانده در هر دو مورد زوج حق فسخ دارد و اما مورد «ج» یعنى مجرد ازدواج بدون تحقق دخول و زوال بكارت تخلف از شرط محسوب نیست و الله العالم. 14/4/80

آیت الله العظمى محمد فاضل لنكرانى
منظور عدم آمیزش جنسى و وطى است بنابراین اگر آمیزش صورت گرفته باشد به نحوى كه اگر پرده طبیعى بود از بین مى رفت صدق عدم بكارت مى كند. 3/6/80

آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى
منظور عدم ازدواج قبلى است. 17/4/80

آیت الله العظمى سید عبدالكریم موسوى اردبیلى
اگرچه ممكن است باكره تمام موضوع حكم شرعى نباشد، ولى منظور از باكره غالباً این است كه مدخول بها نباشد، مگر اینكه ثابت شود طرفین از شرط بكارت مقصود خاصى دارند.

آیت الله العظمى حسین نورى همدانى
در صورتى كه پرده بكارت به خاطر نزدیكى از بین رفته باشد، زوجه باكره محسوب نمى شود و در سایر فرضها باكره به حساب مى آید.



4- اگر زوج معتقد باشد زوجه بكر نیست و قبل از عقد باكره نبوده است و زوجه ادعا كند كه بعد از عقد، بكارت توسط شوهر زایل شده است، بفرمایید:
الف. بار اثبات بر عهده كیست؟
ب. بر فرض وجود اماره یا قرینه برخلاف ادعاى هركدام آیا بار اثبات تغییر پیدا مى كند؟

آیت الله العظمى محمد تقى بهجت
این دعوى ثمره عملى ندارد مگر اینكه بكارت در ضمن عقد شرط شده باشد در آن صورت باید براى اثبات مدعى به حاكم شرع مرافعه نمایند.

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
درهر صورت زوج باید به حجّت شرعیه عدم بكارت زوجه را قبل از عقد اثبات نماید و در فرض اثبات، چنانچه عقد، بنابر باكره بودن واقع شده، زوج تنها مى تواند مابه التفاوت مهر باكره و غیر باكره از مهر مسمّى را از زوجه مطالبه كند و حق فسخ عقد را ندارد، و معلوم باشد مقصود از باكره بودن زن این است كه قبلاً با او نزدیكى نشده باشد - به وجه حلال یا حرام - و از بین رفتن پرده بكارت به جهت پریدن و مثل آن زن را از باكره بودن خارج نمى كند، والله العالم.

آیت الله العظمى سید على سیستانى
اگر باكره نبودن زوجه هنگام عقد منشأ اثر شرعى براى زوج باشد زوج مى تواند شكایت كند ولى او باید اقامه بینه كند و مى تواند از زوجه بخواهد كه قسم بخورد.

آیت الله العظمى محمد فاضل لنكرانى
الف . بار اثبات بر عهده زوج است.
ب . اگر مراد از اماره، اماره شرعى و بینه باشد، بار اثبات تغییر مى كند، و اگر مراد از آن شواهد و قرائن عرفى باشد تغییر نمى كند مگر اینكه قاضى شرع از آن ها علم حاصل كند كه در این صورت بر طبق علمش حكم مى كند.

آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى
الف. مدعى نفى بكارت باید اثبات كند.



5- در صورتى كه داماد به خاطر عدم بكارت، نكاح را فسخ كند چه مقدار از مهریه را باید بپردازد و در صورت تدلیس از چه كسى مى تواند بگیرد؟

آیت الله العظمى ناصر مكارم شیرازى

در صورت شرط بكارت یا هر شرط كمال و عدم نقص ـ خواه به صورت ذكر در عقد باشد یا قبل از آن ـ چنانچه خلاف آن ثابت شود حق فسخ دارد و هرگاه دخول حاصل نشده باشد، مهر به كلى ساقط است و اگر حاصل شده باشد، مهر المسمى پرداخته مى شود سپس از كسى كه تدلیس كرده مى گیرد.


6- جواز انشاى عقد توسط زوجین ـ عدم اعتبار وجود شاهد در عقد
آیا در عقد، رضایت دو طرف كافى است و مى توانند خود صیغه را بخوانند؟ و داشتن گواه لازم است یا نه؟

آیت الله العظمى میرزا جواد تبریزى
اگر زن و مرد بتوانند عقد نكاح را به نحو صحیح شرعى انشاء كنند، مانعى ندارد كه خودشان عقد را جارى سازند، و در صحّت عقد نكاح، وجود شاهد معتبر نیست، والله العالم.

: مرتبه
[ دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ] [ 19:3 ] [ شیرین ولی پوری ]

عیوب مختص مرد در ماده 1122 قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را برهم بزند:

- عنن به شرط آنکه بعد از گذشتن مدت یک سال از تاریخ رجوع زن به حاکم، رفع نشود؛

- خصاء که عارضه مربوط به اخته شدن مرد را گویند. عنن در صورتی زن را صاحب حق برای فسخ می‌کند که پیش از نکاح حادث شده و زن نیز به آن جاهل باشد و مانع از ایفای وظیفه زناشویی شود؛

- مقطوع بودن آلت تناسلی.

عیوب مختص زن طبق ماده 1123 قانون مدنی عبارتند از: 1-قرن 2-جذام 3-برص 4-افضاء 5-زمین‌گیری 6-نابینایی از دو چشم.

این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌کند که هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج کرده باشد. (مواد 1124 و 1126 قانون مدنی)

حق فسخ به موجب عیوب زن برای جلوگیری از ضرر مرد است پس اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود. همچنین اگر در اثر پیشرفت علم پزشکی این عیوب به صورت بیماری‌های درمان‌پذیر درآید دیگر عیب به حساب نمی‌آید و مرد به استناد آنها حق فسخ ندارد. با اینکه اسقاط حق فسخ در چنین مواردی با ظاهر عبارات قانونی مخالف است اما به طور مسلم با روح قانون و مقصود قانونگذار که حمایت از خانواده و استحکام آن است موافق‌تر به نظر می‌رسد.

عیوب مشترک میان زن و مرد بدین معناست که چنانچه در هر یک از زوجین یافت شود موجب حق فسخ برای طرف مقابل است. اگرچه جنون زن و مرد از نظر احکام مترتب بر آن هر یک متفاوت است، ولی تنها مصداق عیوب مشترک در زوجین است که موجب حق فسخ می‌شود.

قانون مدنی جنون را تعریف نکرده است، اما طبق نظر فقها جنون یعنی اختلال عقل، بنابراین فراموشی‌های سریع الزوال، بیهوشی‌های ناشی از هیجانات ناگهانی و نیز بیماری صرع (غش) جنون محسوب نمی‌شود. منظور از اختلال عقل آن است که شخص در انجام وظایف عادی و معمولی روزانه خود نامتعادل شده و اعمال بدون هدف از او سر بزند. برطبق ماده 1121 قانون مدنی، "جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است. "

به موجب این حکم: نخست اینکه برهم زدن ازدواج در مواردی امکان پذیر است که به هنگام بستن عقد ازدواج یکی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد، چون اگر با علم به جنون با او عقد کرده باشد اقدام به ضرر خود کرده است و باید تحمل کند مانند موردی که با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود صرف نظر کرده و به آن راضی می‌شود.

دوم آنکه جنون باید همیشگی یا ادواری باشد و در فواصل و دوره‌های خاصی بروز کند، در صورتی که جنون عارضه ای زودگذر و ناپایدار باشد و معالجه شود برای همسر او حق فسخ ایجاد نمی‌کند.

سوم آنکه در صورتی که زن یا مردی در دوران زناشویی (یکی از آنها) دچار جنون شوند بین حالتی که مرد دچار جنون شود و حالتی که زن دچار جنون شود تفاوت وجود دارد.

اگر پس از ازدواج مرد دچار جنون شود زن می‌تواند به علت جنون شوهر ازدواج را فسخ کند. (ماده 1125 قانون مدنی) لیکن اگر زن پس از ازدواج دچار جنون شود مرد نمی‌تواند ازدواج را فسخ کند. تفاوت بین زن و مرد در مورد فسخ علت جنون چنین توجیه شده است که اگر زن در دوران زناشویی مجنون شود، شوهر می‌تواند به وسیله کار و فعالیت خود نفقه او را بپردازد و از او نگهداری کند و هرگاه عرصه بر او تنگ شد می‌تواند به وسیله طلاق از دست زن مجنون خود رهایی یابد یا زن دیگری بگیرد، برعکس هرگاه شوهر پس از عقد مجنون شود علاوه بر اینکه کسی نیست که نفقه زن را بپردازد (در مواردی که زن مستقلاً درآمدی ندارد) جز از طریق فسخ نکاح زن راه خلاصی ندارد.

البته به نظر می‌رسد که این علت در اصلاح ماده 1130 قانون مدنی از بین رفته است و به موجب آن، در صورتی که برای دادگاه ثابت شود دوام زوجیت موجب عسر و حرج است و ...، زن می‌تواند درخواست طلاق کند. زندگی با دیوانه و مجنون از بارزترین مصادیق این حکم است و به حکم عادت تحمل ناپذیر. پس اگر زن حق فسخ نکاح را به دلیل عارضه جنون شوهر نداشته باشد، می‌تواند به وسیله درخواست طلاق از خود رفع ضرر کند.

لازم به ذکر است مجمع تشخیص مصلحت نظام در 29 تیر سال 81 با الحاق تبصره ای به ماده 1130 قانون مدنی به احصای مصادیق عسر و حرج پرداخته است که یکی از آن موارد، ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی ... که زندگی خانوادگی را مختل کند، است که به نظر می‌رسد جنون مستقر شوهر، چه مستقر و چه ادواری، نمونه بارز آن است که دادگاه با احراز آن حکم طلاق زن را صادر خواهد کرد.


**************

پی نوشت:

خارج ازموارداحصاشده ی مذکور،سریعترین راه برای خلاصی زن دررویه ی قضایی امروزی، اجراگذاشتن مهریه ونفقه است که درصورت عدم توانایی پرداخت زوج، می توان وی را مجبوربه پذیرش طلاق خلع (به عبارت عوام: طلاق توافقی) نمود.

: مرتبه
[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 0:25 ] [ شیرین ولی پوری ]

این کتاب که به وسیله ی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه منتشر شده است را به شما حقوقدانان عزیزودانشجویان محترم وکوشا، به ویژه ضابطین محترم که بازوهای توانمنداجرایی قوانین هستید،پیشنهاد می کنم.

جهت دریافت این کتاب، بر روی عکس زیر  کلیک نمایید

 رهنمودهای عملی پیشگیری از جرم

: مرتبه
[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 2:0 ] [ شیرین ولی پوری ]

درپاسخ به سؤال فوق که این ایام درکلاسها زیادمطرح می شود، لازم می دانم چنین بیان نمایم:

خانواده به عنوان یکی از موضوعات مهم احکام اجتماعی اسلام، بسیار مورد توجه و تأکید آیات و روایات بوده است. خانواده از معدود مسائل اجتماعی است که جزئیات بسیاری از آن در اسلام مطرح شده است که برخی برای شکل‌گیری، برخی برای استحکام و برخی دیگر برای جلوگیری از فروپاشی این مهم می‌باشد.

هر خیانتی ناپسند است امّا زمانی که در بنیان خانواده قرار گیرد، زشتی دو صد چندان خواهد داشت که آسیب‌های فردی و اجتماعی بسیاری را به دنبال دارد.

در مورد زنای محصنه (زن شوهردار) نکاتی وجود دارد که در ذیل بدان می‌پردازم:

1. حکم زنای محصنه، سنگسار است.[1]

2. بحث سنگسار در زمانی است که ماجرای زنا علنی شده و چهار شاهد (با شرایط سختی که وجود دارد) بر این موضوع شهادت دهند و یا این‌که یکی از طرفین در پیش قاضی، بر این امر اقرار کنند. اما حکم دیگری در این موضوع وجود دارد و در هر صورت باید اجرا شود؛ چه در صورت اثبات زنا در دادگاه و چه در غیر آن: «زن شوهردار اگر زنا دهد، به مرد زنا کننده حرام ابدی می‌شود».[2]

3. مخاطب این حکم عموماً دو طرف زنا می‌باشند و کم اتفاق می‌افتد که به حکم قضایی منجر شود؛ زیرا عموماً این عمل تنها میان خود طرفین باقی ‌مانده و کسی از آن اطلاع پیدا نمی‌کند، آنها خود باید به این وظیفه عمل کرده و در مقابل خداوند جواب دهند و نمی‌توان از نظام قضائی کشور انتظار داشت که این حکم را جز در موارد اثبات در دادگاه، اجرایی کند.

4. منابع احکام الهی محدود به قرآن نیست و منابع دیگری نیز برای استنباط احکام الهی وجود دارد. روایات و عقل (به معنای فقهی آن) نیز از منابعی می‌باشند که احکام بسیاری را ثابت می‌کنند به نحوی که بسیاری از احکام، مورد اتفاق شیعه و سنی می‌باشد ولی در قرآن ذکر نشده است.

5. موضوع مورد بحث نیز چنین می‌باشد و از طریق روایات، آن حکم به دست می‌آید. روایات به صراحت بیان می‌کنند که مرد زنا کننده به زن شوهر دار زنا دهنده، حرام ابدی می‌باشد:

امام رضا(ع): «اگر مرد مجرّد یا متأهلی با زن شوهرداری زنا کند و بعد از این‌که این زن از شوهر خود طلاق گرفت و یا این‌که شوهرش مُرد، بخواهد با او ازدواج کند، هرگز به او حلال نمی‌شود و در قیامت به شوهر آن زن گفته می‌شود هر مقدار از حسنات این مرد زانی می‌خواهی بگیر»؛[3] «زمانی که یک مرد با زنی ازدواج کند [و نزدیکی صورت گیرد] و بداند که این زن شوهر دارد، این دو را از یکدیگر جدا می‌کنند و هرگز این دو به یکدیگر حلال نمی‌شوند».[4]

6. حرام ابدی بودن یک مرد و یک زن، تنها در فرض زنا نیست؛ بلکه حتی ازدواج با فرض رسیدن خبر اشتباه مرگ شوهر زن و مشخص شدن اشتباه، آن زن با مردی که جدیداً با او ازدواج کرده حرام ابدی می‌شود با آن‌که هیچ کدام گناهی انجام نداده‌اند.

امام باقر(ع): «زمانی که به زنی، خبر فوت شوهرش را بدهند و یا این‌که خبر دهند شوهرش او را طلاق داده و این زن عدّه نگه داشته و ازدواج مجدّدی کند اما (بطلان خبر روشن شده و)شوهر اول بیاید، او بر مرد دوم مقدم بوده (و زن از شوهر دوم جدا شده) ... و مرد دوم هرگز نمی‌تواند با او ازدواج کند».[5] روایات دیگری نیز بر این مطلب دلالت دارند.[6]

7.در این‌که ازدواج(و نزدیکی) در زمان عده نیز موجب حرمت ابدی می‌شود یا نه، میان فقها اختلافاتی است که البته عموم آنها حکم به حرمت ابدی داده‌اند و روایاتی نیز در این باب وجود دارد: امام باقر(ع): «زنی که در عده شوهر خود می‌باشد و در این زمان با مرد دیگری ازدواج کرد، این دو به یکدیگر حرام ابدی می‌شوند حال عالم به حکم باشد و یا جاهل ... »[7] روایات دیگری نیز در این زمینه وجود دارند.[8]

 پی نوشتها:

[1]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک:

6072؛  توبه و اجرای حد زنا

8263؛ سنگسار در زمان پیامبر (ص)

[2]. برای اطلاعات بیشتر ر.ک:

2343؛ زنا با زن شوهردار در عده و حرمت ابدی

[3]. «فقه الرضا علیه السلام‏ من زنى بذات بعل محصنا کان أو غیر محصن ثم طلقها زوجها أو مات عنها و أراد الذی زنى بها أن یتزوج بها لم تحل له أبدا و یقال لزوجها یوم القیامة خذ من حسناته ما شئت‏»؛ الفقه المنسوب للإمام الرضا(علیه السلام)، ص 278، مشهد، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، 1406ق.

[4]. «أن الرجل إذا تزوج المرأة و علم أن لها زوجا فرق بینهما و لم تحل له أبدا»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 429، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ حرّ عاملی، وسائل الشیعة، ج 20، ص 449، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1409ق.

[5]. «أبی جعفر(ع) قال: إذا نعی (خبر فوت) الرجل إلى أهله أو خبروها أنه طلقها فاعتدت ثم تزوجت فجاء زوجها بعد فإن الأول أحق بها من هذا الآخر دخل بها أو لم یدخل بها و لها من الأخیر المهر بما استحل من فرجها قال و لیس‏ للآخر أن‏ یتزوجها أبدا»؛ مجلسی اول، محمد تقی، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، موسوی کرمانی، سید حسین، اشتهاردی، علی‌پناه، طباطبائی، سید فضل الله، ج 9، ص 217، قم، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، چاپ دوم، 1406ق.

[6]. شیخ طوسی، تهذیب الأحکام، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج 7، ص 489، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ طوسی، الإستبصار فیما اختلف من الأخبار، محقق، مصحح، موسوی خرسان، حسن، ج 3، ص 190، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1390ق.

[7]. «أبی عبد الله(ع) قال: إذا تزوج الرجل المرأة فی عدتها و دخل بها لم تحل له أبدا عالما کان أو جاهلا ...»؛ حلّی، یحیی بن سعید، نزهة الناظر فی الجمع بین الأشباه و النظائر، ص 94، قم، منشورات رضی، چاپ اول، 1394ق؛ مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ج 20، ص 186، ‌تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.

[8]. ر.ک: الکافی، ج ‏5، ص 427؛ شیخ حر عاملی، هدایة الأمة إلی أحکام الأئمة(ع)، ج 7، ص 181، مشهد، آستانة الرضویة المقدسة، مجمع البحوث الإسلامیة، چاپ اول، 1414ق.

: مرتبه
[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:55 ] [ شیرین ولی پوری ]

فرزندخوبم،جناب آقای مولایی؛ درپاسخ به سؤالی که مطرح نموده بودید، به شکل مبسوط می توان گفت:

یکی از اسباب اکتسابی و عارضی در اعطای قیمومیت و سرپرستی از سوی پروردگار حکیم، به مردان در اداره امور زندگی، قرار دادن مسئولیت‌های مالی از قبیل نفقه، مهریه و برخی از امور مالی متعارف زنان بر عهده مردان است که در آیه «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ»،[1] با جمله «بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ» به آن تصریح شده‌ است.[2] البته دیگر شئون زندگی بشری نیز بر همین منوال است و یک امر طبیعی می‌باشد که اگر شخصی مسئولیت‌های مالی و تدبیر امور یک مؤسسه یا اداره‌ای را عهده‌دار شود، به عنوان رییس و سرپرست آن‌جا محسوب می‌گردد و دیگر کارکنان آن‌جا موظف به پذیرش ریاست و اطاعت از او می‌باشند.

بنابراین حکم اولیه این است که تمام زنان باید این ریاست و سرپرستی مردان را در اداره امور زندگی که منطبق با عدالت و عقل است پذیرا باشند، هر چند در مرحله ثانوی ممکن است محدوده اختیارات مرد کم شود و از برخورداری نسبت به برخی از امتیازات محروم شود.

حال اگر مردی نسبت به پرداخت نفقه که بخشی از مسئولیت مالی او است کوتاهی نماید، برخی از اختیاراتش نسبت به زن و امور زندگی محدود و کم رنگ خواهد شد، در نتیجه به همان اندازه از امتیازات مرد کاسته می‌شود و در برخی موارد نیز علاوه بر سلب اختیار و امتیاز، توبیخ و تنبیه نیز می‌شود. برای نمونه به برخی از آنها از دیدگاه فقه و قانون اشاره می‌کنیم.

1. در شرع مقدس، حق طلاق به مرد واگذار شده است، اما اگر مردی در پرداخت نفقه، مهریه و انجام دیگر اموری که اسباب اکتسابی ریاست مردان بر زنان می‌باشند کوتاهی نماید و یا از قدرت جسمانی و ذاتی که خداوند به او عنایت کرده و یکی از اسباب برتری شمرده می‌شود، سوء استفاده کند و علیه حیات زن سوء قصد یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود، از سوی شرع مقدس[3] و قانون مدنی در ماده 1119 به زن اجازه داده شده با شرط ضمن عقد این امتیاز را از مرد سلب نماید و با مراجعه به دادگاه پس از اثبات شرط، حق مطلقه نمودن خود را شخصاً یا با وکالت به دیگری داشته باشد. [4]

2. اگر مردی با دارا بودن توانایی مالی، ترک انفاق کند به استناد ماده 53 قانون حمایت از خانواده مجرم شناخته شده و به حبس تعزیری درجه شش محکوم می‌شود.

3. با این‌که از نظر فقه شیعی، و به تبع آن در ماده 1114 قانون مدنی، تعیین مسکن از جمله حقوق شوهر شمرده شده است، ولی در صورتی که مرد از قدرت جسمانی خود علیه زن سوء استفاده کند و او را اذیت و آزار نماید به گونه‌ای که بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد، از نظر شرع و به تبع آن ماده 1115 قانون مدنی، زن می‌تواند از زندگی با شوهر در آن منزل خود داری نماید و مسکن جداگانه‌ای اختیار کند و دادگاه نیز در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، حکم بازگشت به منزل شوهر را نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور باشد علاوه بر سلب امتیاز تعیین مسکن از شوهر، نفقه زن نیز بر عهده شوهر خواهد بود، هر چند این جدایی و دوری از منزل شوهر سبب از بین رفتن یا سخت شدن کام‌‌جویی مرد از زن گردد.[5]

 4. اگر مهر زن حال باشد و شوهر آن‌را نپردازد به استناد ماده 1085 قانون مدنی، زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده از انجام وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.

والله الاحکم الحاکمین...

پی نوشتها:

[1]. «مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به جهت برتری‌‌هایى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است، و به دلیل انفاق‌‌هایى که از اموالشان (در مورد زنان) می‌‌کنند». نساء، 34.

[2]. فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر الصافى، محقق، اعلمی، حسین، ج 1، ص 448، تهران، الصدر، چاپ دوم، 1415ق؛ مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف، ج 2، ص 316، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1424ق؛ حسینى شاه عبدالعظیمى، حسین، تفسیر اثنا عشرى، ج 2، ص 420، تهران، میقات، چاپ اول، 1363ش؛ نجفى خمینى، محمد جواد، تفسیر آسان، ج 3، ص 219، تهران، اسلامیه، چاپ اول، 1398ق.

[3]. مکارم شیرازی، ناصر، کتاب النکاح، محقق، مصحح، حامدی، محمد رضا، مکارم، مسعود‌، ج 1، ص 115، قم، مدرسه امام امیر المؤمنین، چاپ اول، 1424ق.

[4]. تفسیر الکاشف، ج ‏2، ص 316.

[5]. محقق داماد، سید مصطفى، بررسى فقهى حقوق خانواده- نکاح و انحلال آن، ص 310 - 313، قم، چاپ اول، بی‌تا.

: مرتبه
[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:44 ] [ شیرین ولی پوری ]
درباره وبلاگ

شیرین ولی پوری؛کارشناس ارشدحقوق جزا وجرم شناسی؛ مدرس دانشگاه؛محقق وپژوهشگر؛ نویسنده ومترجم، مشاورحقوقی،عضوانجمن ایرانی حقوق جزا
ترمينولوژي حقوق
امکانات وب
وب سايت حقوقدانان جوان ايران

داستان روزانه

فال حافظ

 <

ابزار وبلاگ